Category: وبلاگ قبلی

قلعه آگرا شکوه معماری اسلامی-ایرانی در هند

قلعه آگرا از نظر تاریخ معماری واجد ارزش بسیاری است، چرا که برخی از جالب‌ترین آمیزه‌های معماری هندو و معماری اسلامی- ایرانی را می‌توان در آن مشاهده کرد. در واقع بسیاری از تزئینات و کاشی‌کاری‌های عمارت‌های قلعه آگرا کاملاً منطبق با اصول معماری اسلامی- ایرانی ساخته شده‌اند، اما روی آن‌ها به جای خطوط اسلیمی و خطاطی، اژدها و فیل و پرندگان نقش شده‌اند.

شاه جهان در پایان دوره حکومتش توسط پسرش درون قلعه آگرا زندانی شد که با توجه به زیبایی و بزرگی این قلعه، مجازات چندان سخت‌گیرانه‌ای محسوب نمی‌شده است. بر اساس شایعات تاریخی، شاه جهان درون برج معصومان درگذشت که برجی با ایوانی مرمرین و مشرف به تاج محل است.

قلعه آگرا به شکل یک هلال است و توسط دیوارهایی به ارتفاع ۲۱ متر و به طول ۴/۲ کیلومتر محصور شده است. همچنین اطراف دیوارها خندقی وجود دارد که به رودخانه یامونا متصل است.

بازنشر از آینده روشن

طناب طلایی برای بیرون آمدن از بحران اقتصادی

هنوز امپریالیسم جهانی «به معنای معتارف غربی‌اش» از بحران در نیامده‌اند که ناگاه جهان اسلام از خواب دگماتیستی و دیکتاری‌گونه‌اش بیدار می‌شود و هر لحظه صدای آزادی و آزادی طلبی از نقاط مختلفش به گوش می‌رسد.

اولش دنیای غرب یا همان امپریالیسم فکر می‌کند این انقلاب و برخاستن نیز مانند صدا‌های نحیف و بی قدرتی است که هر لحظه از هر جایی شنیده می‌شود و مانند همیشه و با همان سیاست همیشگی از دیکتاری  در بسیار از کشور‌ها دست‌نشانده خودشان است حمایت می‌کند اما وقتی که تونس اولین کشور آزاده شده دیکتاری نام خود را در قرن بیست و یک ثبت می‌کند کمی لرزه بر تن‌شان می‌افتد .

هنوز از چاه بحران اقتصادی در نیامده‌اند که به گنج‌های پنهان‌شان کم کم دارد برای همه آشکار می‌شود و دست‌شان از آن‌ها کوتاه می‌شود. مثل همیشه اتاق‌های فکر‌شان شروع به کار کردن و فعالیت می‌کنند باز هم می‌خواهند از این جریانات آزادی طلبانه به نفع خود استفاده کنند.

شاید زیاد هم ساده نباشد. انبار های تسلیحاتی این کشورها پر است از اسلحه‌های سبک و سنگین، اسلحه‌های که چشم امید دیکتاتور‌ها برای ثبات حکومت‌شان به آن‌هاست و چه چیزی بهتر از یک جنگ داخلی می‌تواند این انبار‌ها را خالی کند. بگذارید مساله را کمی آسان‌تر هم ببینیم. این انبار‌ها را حتی یک دیکتاتور خلیج نشین که احساس خطر کند هم می‌تواند خالی کند.

اگر بعد از این به اصطلاح انقلاب‌ها یا آدم کشی‌ها دیدیم که این کشور‌های در چاه بحران افتاده از با طناب‌های طلایی خلیج نشینان بیرون آمدند نباید تعجب کرد.

[Top]

جو زدگی از نوع حجاب زدگی

این روزها بساط سخن از حجاب و حجاب زدگی گرم است و هر کس از هر جا که نشسته اگر دستش به منابع اسلامی می‌رسد و چیزی سرش می‌شود نظریه اسلامی حجاب مطرح می‌کند و دیگران که دستشان و عقل‌شان از این منبع خالی است به نظریه پردازی اجتماعی می‌پردازد.

جای تعجب نیست که در میان نظریات و اندیشه‌های انسان‌های بزرگی که سالیان عمر خود را در اسلام و منابع اسلامی گذرانده‌اند طلاب و روحانیون تازه پایی یا حتی مذهبیونی که ادعای مذهبی بودن می‌کنند و برگردنشان وظیفه مذهبی بودن را احساس می‌کند نظریات چندان نا آشنا و غریبی در مورد حجاب و پوشش از منظر اسلام بیرون بیاید و نسبت به مساله حجاب و عفاف اسلامی رویگردان و به طور کل منکر این جریان شوند.

حجاب و پوشش مساله‌‌ای است که علاوه بر اینکه در نصوص قرآن و حدیث اسلامی وجود دارد و بر آن تاکید شده است در میان فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم نیز حضور داشته و دارد. حجاب مساله‌‌ای نیست که برای یافتن ضرورت یا عدم ضرورت آن فقط به نصوص تکیه کرد و از میان کتب آن را پیدا کرد. حجاب مساله هر روزه و هر لحظه و هر زمان مردم بوده و است. و مساله نیست که تنها مورد ابتلای این زمان ما باشد.

به طور مثال برای پی بردن به مساله حجاب باید زندگی و پوشش مسلمانان اولیه و علی الخصوص در زمان حکومت اسلامی و مخصوصا در ایران و بیشتر از همه، زمانی که امام رضا به خراسان آمد مورد بررسی قرار گیرد.

حجاب اسلامی، مساله حجاب

زندگی عالمان و متشرعان دینی می‌تواند زمینه بسیار مناسبی جهت تحقیق در ضرورت و عدم ضرورت این مساله باشد. ملاقات‌های امامان معصوم و سفر‌های آن‌ها به مناطق مختلف و نحوه برخورد آنان نیز در جای خود با اهمیت است.

از همه این‌ها گذشته با وجود مساله تاریخی به نام حجاب قائل شدن به عدم ضرورت آن با این پیشینه تاریخی که در هر دوره از تاریخ به وضوح می‌توان یافت بسیار مشکل است.

علاوه بر این‌ بررسی مساله حجاب و تاثیر آن بر اجتماع و مملکت اسلامی بسیار مهم به نظر می‌رسد. نظریه اسلامی که تاکید فراوانی بر مساله اجتماعی بودن دین و دین اجتماعی دارد و بسیاری از احکامش را بر اساس حکومت و اجتماع اسلامی تبیین کرده است اجتماع دینی را از نظر خود بسیار مهم نشان می‌دهد.

اسلام سلامت دین را در سلامت اجتماع می‌داند و بسیار تلاش می‌کند تا جامعه را سالم نگاه دارد و احکامی را نیز برای سالم نگاه ‌داشتن این اجتماع وضع کرده است و از آنجا که پوشش از ارکان مهمی از اجتماع است می‌تواند سهم بسزایی در سلامت این اجتماع از هر گونه سوئی داشته باشد.

بنابراین هر موضوع و مساله‌ای که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به سلامت جامعه برگردد از نظر عقلی و نقلی برای اسلام مهم خواهد بود و مساله پوشش مساله‌ای است که دائما در متن اجتماع وجود دارد و عدم توجه به آن می‌تواند تهدیدی برای مدینه فاضله‌‌ای که اسلام در نظر دارد باشد.

باز هم تاکید اسلام بر سر جامعه است و اصلا برایش مهم نیست که فردی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کند مسلمان باشد یا نباشد در هر صورت اگر در جامعه اسلامی که امکان اجرای حدود مهیا است غیر مسلمان نیز زندگی می‌کند موظف به اجرای این احکام در سطح جامعه است و اسلام برای این افراد نیز  در صورت تخلف مجازاتی جداگانه و منحصر به خودشان در نظر گرفته است.

در مساله پوشش و حجاب که یکی از مسائل اجتماع است چنین رفتار می‌شده،به این معنی که  مسلمان بودن در اجرای این قانون و حکم اسلامی اهمیتی نداشته بلکه در مملکت و جامعه مسلمین زندگی کردن ملاک این حکم بوده است.

ادامه خواهد داشت…

مطالعه بیشتر:

پوشش و فلسفه آن در قرآن کریم

حجاب و عفاف در قرآن کریم 

فلسفه و ارزش حجاب۱

فلسفه و ارزش حجاب ۲

سیری در آیات حجاب

حجاب

حجاب و امنیت اجتماعی

پوشش حق بشری و الهی

آثار و فواید حجاب

حجاب زیبا

سیری در آیات حجاب

[Top]

شب عاشقان

رادیو را روشن کردم داشت در مورد لیله‌الرغائب می‌گفت خیلی خوشم آمد کلا در رسانه ملی این شب آرزو‌ها بسیار تحویل گرفته شده و حسابی در موردش صحبت می‌کنند و این بسیار رضایت بخش است.

گوینده می‌گفت: شب لیله‌الرغائب است شب آروز‌ها، شب عاشقان!!! این تعبیر برایم جالب و البته خوش‌آیند آمد. شاید آدم‌های عاشق اگر این تعبیر را می‌شنیدند کلی ذوق می‌کردند.

اگر خدای‌مان برای مان شناخته شده نباشد شب‌های مانند لیله‌الرغائب را نمی‌توانیم به خوبی درک کنیم، روز هایی مانند روز پانزدهم ماه رجب که مخصوص اعمال ام داود است را نمی‌توانیم درک کنیم. چیزی از معنای اعتکاف و خلوت با خداوند و صحبت کردن با او را نمی‌توانیم درک‌ کنیم.

چقدر جالب است که خداوند ماه رجب را به نام خودش و برای خودش نام‌گذاری کرده است و شب اولش را شب آروز‌ها قرار داده، شبی که خدا ایستاده و به آرزو‌ها و دوست‌داشتنی‌های بندگانش گوش می‌دهد، البته نه اینکه نداند، خدا دوست دارد بندگانش با او و او با بندگانش حرف بزند و این درخواست‌ها و خواهش‌ها یکی از راه‌های لذت بردن خداوند در حرف زدن با بنده‌اش است.

خدای کدام دین را می‌شناسید که از با بنده‌اش بودن لذت ببرد از گوش دادن به صحبت‌های او لذت ببرد،‌ راه‌های زیادی برای حرف زدن با بنده‌اش آماده کند و کلا همیشه با کوچکترین بهانه محیطی برای این مکالمه مهیا کند.

شب لیله الرغائب ، جمعه اول ماه رجبهمه‌مان این دعای مخصوصی که در ماه رجب بعد از نماز خوانده می‌شود را شنیدیم اما نمی‌دانم کدام‌تان تا به حال به معنای عمیقی که در در این دعا وجود دارد توجه کرده‌اید، یا من ارجوه لکل خیر…ای کسی که در هر امر خیری به تو امید دارم و هر چه نیکویی و خیر است را باید از تو طلب کنم. یا من یعطی الکثیر بالقلیل: ای آن که در مقابل اعمال اندک و ناچیز ما، پاداش بسیار عطا می نمایی. یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه: ای کسی که به هر نیازمند و حاجت مندی عطا می کنی، ای که عطا می کنی به کسی که تو را نمی خواند و از تو چیزی نمی خواهد و تو را نمی شناسد که صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستی.

فکر می‌کنم فقط بیان همین چند جمله در شناخت خدای شب لیله الرغائب کافی باشد. اصلا نیازی به هیچ شرح و توضیح اضافه‌ای نیست آنقدر معنا واضح و روشن است که هر کس می‌تواند با خواندن این چند بند تا اندازه‌ای با این خدای شنوده آشنا شود.

حضرت رسول می‌فرماید: غافل نشوید از اولین شب جمعه ماه رجب. همانا که این شب را ملائکه شب آرزو‌ها نامیده‌اند.

لینک‌های مرتبط

لیله‌الرغائب چگونه شبی‌است

تاملی بر دعای ماه مبارک رجب

نکاتی در باره ماه مبارک رجب

[Top]

پوتین رزمنده

عقل انسان هیچ وقت نمی‌تواند از ایجاد شایعه و شایعه پراکنی سالم باشد. انسان موجودی است منفعت طلب و هر آنچه که دوست داشته باشد و احساس کند بر طبق فکر و اندیشه خودش است با آب و تاب بازگو می‌کند و گاهی هم مجبور می‌شود که به خاطر آنکه آب و تابش را زیاد و کم کند یک ویرگول«،» کم و زیاد کند که با این ویرگول ممکن است جان کسی را بخرد و یا کسی را به کشتن دهد.
بارها و بارها شنیده‏ام که به نقل از شهید حاج همت عزیز می‏گفتند: که حاج همت در پوتین رزمنده اب خورده «نقل به مضمون از راویان راهیان نور» در مرحله اول شنیدن این حرف اعتنایی به آن نمی‏کنم و رد می‏شوم و فکر می‏کنم این هم از آن شایعاتی است که برای حاج همت ساخته‏اند، نه اینکه حاج همت این کار را نکرده باشد. مساله این است که شاید شهید عزیز این کار را در یک موقعیت خاص انجام داده آن‏ هم نه برای نفس عمل برای اینکه بخواهد مطلب با ارزشی را برساند، نه اینکه برود و زمانی که لیوان برای آب خوردن هست در پوتین بسیجی آب‏ بخورد.
شنیدن این‌ چنین رفتاری از فرمانده‏ای مثل شهید همت که کارنامه درخشانی در فرماندهی دارد، فرمانده‌ای که کار هر روزش آب و جارو کردن محوطه بوده است برای اینکه بتواند با این کار بدی‌های درونش را جارو کند، کسی که وقتی رزمنده‌هایش غذا نداشتند غذا نمی‌‌خورد و می‌گفت من دیگر از دنیا سهم غذایی ندارم، کسی که وقتی خودش کفش ندارد  کفش را به رزمنده و بسیجی دیگر می‌دهد + +‌ + زیاد جای تعجب ندارد.
متاسفانه این را می توان جز همان شایعه‌سازی‌های انسانی ما حساب کرد. به این معنا که عمل بیان می‌شود و زمان و مکانی که این عمل انجام شده و علتی که این کار انجام شده بیان نمی‌شود.
مهمترین چیزی که در این عمل شهید همت عزیز وجود دارد احترام و ارزش به رزمنده است رزمنده‌ای که جانش را در طبق اخلاص فدای دین و ایمانش می‌کند. اصلا مهم نیست که ما در این زمان و در کانتکس و ذهنیت خودمان چه فکر می‌کنیم مهم این است که شهید حاج همت در یک زمان و مکانی که تشخصی داده این عمل را باید انجام دهد، انجام داده است، عملی که اگر بار دیگری هم لازم می‌شد انجام می‌داد.
محصور شدن در الفاظ حجابی است در نفهمیدن مفهوم کلام. این‏ گونه رفتارها،چیزهایی نیستند که در کانتکس لفظ  و عمل باقی بمانند، اصل و اساس معنایی این گونه جملات در مفهوم است که از آن به ذهن شنونده باید پرتاب شود و آن هم اهمیت و ارزش بسیجی و رزمنده‏است و‏ آن‏ هم جهاد با نفس و خود است قبل از جهاد با دشمن، جهاد اکبر قبل از جهاد اصغر.
حاج همت به رزمنده بسیجی گفت «آب در قمقه داری؟»، رزمنده بسیجی گفت «بله دارم»، حاج همت گفت «پوتین خود را در بیاور و داخل آن آب بریز» بسیجی پوتین خود را در آورد و داخل آن آب ریخت؛ حاج همت پوتین را برداشت و آب را خورد و گفت «آب متعفن پای بسیجی که با اخلاص برای دفاع از وطن اسلامی خود آمده است، خوردن دارد؛ مبادا کسی جلوی چشم من بسیجی را تنبیه کند.»
[Top]

انسانهای پر مدعا

آقایان یا خانم‌های محترم انقدر دست به دامان گوگل ارث یا دست به دامان محاسبه‌های تخیلی نشوید لازم است کمی آن نقاب توهم سبز خود را کنار بزنید تا این حضور مردم را ببینید مردم با شما کاری ندارند با آن تفکر شما کار دارند با آن تفکری که در آن جایی از اسلام و حکومت اسلامی نیست. تفکری که در آن جایی از حقوق مردم و مستضعفان نیست. 
از زمانی که شما خط خود را از اسلام جدا کردید مردمی هم که با شما بودند خود را از شما جدا کردند، هر چقدر هم معتقد باشید که صدا سیما مردم را به خیابان‌ها آورده‌اند هر چند بگویید با آن مغز تو خالیتان که این‌ها برای ساندیس آمده اند «حالم به هم می‌خورد از این بی مغزان که حضور مردم را با یک ساندیس ۱۵۰ تومنی می‌خواهند نبینند آخر مگر کسی فکر و عقیده‌اش  را به یک ساندیس می‌فروشد. البته از شما بعید نیست. ما برای فکر و عقیده‌مان جان هم می‌دهیم این را در جنگ ثابت کردیم» هر فردی که در راهپیمایی می‌آید یک فکر و یک اندیشه است که بر اساس آن فکر و اندیشه آمده. آخر آدم‌های پر مدعا که ادعایتان برای حقوق مردم و هزار چیز دیگر گوش فلک را کر کرده تا کی می‌خواهید به این اندیشه‌ها احترام نگذرید. تا کی می‌خواهید شعار دموکراتیک و هزارن کوفت و زهر مار دیگر را بدهید و به هیچ کدام پایبند نباشید.
من نمی‌دانم وقتی تا این سطح به گفته‌های خودتان و به شعار‌های خودتان عمل نمی‌کنید چگونه می‌خواهید به شعار‌های دیگر زمانی که قدرتی دست شما باشد عمل کنید. تمام این شعار ‌ها، تمام الله اکبر گفتن‌ها و حتی حمایت و سنگ مراجعی چون آیت الله منتظری و صانعی را به سینه زدن فقط و فقط برای نشان داده  چهره‌ای غیر بقیه است. شما‌هایی که تا دیروز اسمی از اقای منتظری نشنیده بودید چه شد که یکدفعه هوا خواه او شدید و خلاصه هزار عملکرد دیگر که نشان می‌دهد مشکل اصلی شما چیز دیگر است. 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 راهپیمایی روز 22 بهمن سال 88 

[Top]

گاهی تصاویر هم الکن هستند!

سلام. اینجا ایران است. شهر قم. روز ۲۲ بهمن، روزی که شعف و بزرگواری مردم را هیچ گونه نمی‌شود به تصویر کشید، هیچ‌گونه نمی‌شود حساب کرد. روزی که مردم یک‌بار دیگر ثابت کردند که حامی انقلاب و رهبر و ممکلتشان هستند.
ساعت نه و نیم به جمع راهپیمایان پیوستم، تازه دیر رسیده بودم مردم مدت‌ها بود آمده بودند خیابان‌های منتهی به حرم مطهر شلوغ بود مردم دسته دسته می‌آمدند و جمع راهپیمایان کامل و کامل‌تر می‌شد.
خیابان معلم منتهی به چهار راه بیماستان، خیابان ساحلی منتهی به حرم، میدان مطهری، خیابان ارم، خیابان چهار‌مردان، و تمام خیابان‌های اطراف، پر از آدم‌هایی بود که یک‌بار دیگر آمده بودند تا ثابت کنند ما مردم هستیم و ما اکثریت هستیم ما کسانی هستیم که به انقلاب و امام وفاداریم و ما همان پا برهنه‌هایی هستیم که به دنبال امام به راه افتادیم و هنوز هم به دنبال امامان هستیم و خواهان این هستیم که باز هم راه امام ادامه پیدا کند.
ندیدن حضور گسترده مردم دیگر چشم هم نمی‌خواهد حتی کور‌ها هم می‌توانند این حضور را حس کنند، این حضور محاسبه نمی‌خواهد قرار نیست محاسبه کنیم که چند نفر بودند و این محاسبه‌ای احمقانه است چون آنقدر بودند که همه‌گان بفهمند این‌ها همان اکثریت مردم بودند.
هیچ دوست ندارم که مردم را به جان هم بیندازیم و مطمئنا رویکرد نظام هم این است اما تصور کنید اگر قرار باشد این مردم که بارها و بارها در شعار‌هایشان بیعت خود را با رهبری خود اعلام کردند را در مقابل چندی دیگر بگذارند چه اتفاقی خواهد افتاد.
مواجه این مردم با آن کسانی که می‌امدند و در خیابان‌ها شعار می‌دانند، حرمت شکنی می‌کردند، فحش می‌داد‌ند، دیگران را مجبور می‌کردند که فحش بدهند به آن‌هایی که اعتقاد داشتند و خلاصه هزار کار دیگر، چیزی به جز نابودی برایشان به ارمغان نمی‌آورد.
آنقدر دست و پا نزنید مقابله شما با این مردم، آن هم مردمی که تا پای جان سر اعتقادات خود هستند کار آسانی نیست، این‌ها همان کسانی بودند که امثال شما‌ها را بار‌ها و بارها سر جای خود نشاندند.

Image0009.jpg Image0010.jpg

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

Image0011.jpg Image0012.jpg 

[Top]

اینها همه لباس شخصی اند!؟

امروز غوغا بود، من حرف نمی زنم این تصاویر هستند که حرف می‌زنند. همه آمده بودند،‌ همه نوع آدم آمده بودند تا بگویند دوست نداریم در روز عاشورای امام حسین علیه السلام آدم‌هایی بیایند وارانه رفتار کنند. دوست نداریم کسی بیاید به عزاداران حسینی بی احترامی کند، کسی به نماز‌گزاران سنگ پرتاب کند.
خلاصه همه گول صدا و سیما را خورده بودند و آمده بودند همه این دروغ‌ها را شنیده بودند و آمده بودند اگر می‌دانستند که سبزپوشان در روز عاشورا سنگ پرتاب نکردند نمی‌آمدند اگر می‌دانستند سبز پوشان در روز عاشورا کف نزدند نمی‌آمدند،‌این‌ها همه دروغ صدا و سیما بود که مردم آمدند؟؟!!!!
اصلا شما شب تا صبح برای خودت فلسفه بافی کن روی مرغ آب بپاش بگو ان‌شالله که مرغابی است یا هر کار دیگر که خودت می‌دانی، چگونه خودت را گول بزنی. اما این آن مرغی نیست که تو رویش آب بپاشی و بگویی ان شالله مرغابی است. این‌ها مردم هستند همان‌هایی که شما آن‌ها را لباس شخصی قلمداد می‌کنید همان آدم‌هایی که حضورشان اگر بخواهند از حضور شما بیشتر است  همان‌هایی که اگر پلیس نبود که ازتان حمایت کند خودتان می‌دانید چه بر سرتان می‌آوردند.
این مردم تحمل ندارند کسی روز عاشورای‌شان پیش چشمان کف بزند. شاه که شاه بود جرات نداشت همچین کاری بکند شما که جای خود را دارید.
این مردم از مرگ نمی‌هراسند برخلاف شما. این مردم به حسین‌شان«علیه‌السلام»در حمایت دین‌شان اقتدا کرده اند «اگر دین جدم جز با کشته شدن من برپا نمی ماند پس ای شمشیر ها مرا دریابید».
این نمایش کوچکی بود.

Image0009.jpg Image0010.jpg

Image0011.jpg Image0012.jpg

Image0013.jpg Image0014.jpg

Image0015.jpg Image0017.jpg

Image0018.jpg Image0019.jpg

Image0020.jpg Image0022.jpg

Image0024.jpg Image0025.jpg

Image0028.jpg Image0029.jpg

[Top]

آزادی از نوعی که دیگران به دنبالش نیستند!؟

فلسفه نهضت عاشورا با نفی حکومت جور و ستم گره خورده‌. امام حسین هر زمان‌که فرصت می‌یافت مردم را به حکومت جبار و ظالم بنی‌امیه آگاه می‌نمود و آزادگی انسان را در پناه عدالت و حکومت عادل می‌دانست‌. امام حسین در پاسخ به «عمر أطرف‌» که او را دعوت به صلح و سازش با طغیانگر وقت یزید می‌نمود چنین فرمود: «جد بزرگوارم رسول خدا(ص) به کشته شدنم خبر داده‌، به خدا قسم هرگز از خویشتن پستی و ذلت نشان نمی‌دهم‌».
در مدینه پس از گفت و گوی طولانی با برادر خود محمد حنفیه فرمود:بابی انت و امی یا حسین
«برادرم‌، اگر بر روی زمین هیچ پناهگاه و امیدی برایم نباشد باز هم هرگز با یزید بیعت نمی‌کنم‌».
امام در پاسخ قیس ابن اشعث که او را دعوت به بیعت با یزید می‌کرد چنین می‌فرماید: «نه‌، هرگز، قسم به خداوند متعال دستم را همانند فرد ذلیل به دست آنان‌نخواهم داد و همانند بردگان راه فرار پیش نمی‌گیرم‌. پناه و ملجأ من تنها خداوند متعال می‌باشد».
امام حسین‌(ع) نه تنها زندگی تحت لوای حکومت ظالم را روا نمی‌دارد، بلکه درچنین نظامی برای مؤمنان آرزوی مرگ می‌کند، ایشان می‌فرماید:
«می‌بینید حوادث روزگار بر ما وارد شده است‌، چهره دنیا دگرگون گشته و رو به زشتی نهاده است و نیکی‌ها و فضائل روز به روز از دنیا رخت برمی‌بندد و از خوبی‌ها جز ته‌مانده اندکی باقی نمانده است‌. چراگاه زندگی همچون مرتعی وحشت انگیز شده است‌،مگر نمی‌بینید که به حق رفتار نمی‌شود و از باطل جلوگیری به عمل نمی‌آید. با چنین اوضاع و در چنین شرایطی افراد با ایمان باید که بر راه حق بوده رغبت به ملاقات پروردگارخویشتن داشته باشند». 
[Top]

زیارت مالا یحتسب

همیشه با صحبت‌های سطح پایین جامعه از قبیل:
«امام رضا دعوت نمی‌کنه
خدا نمی‌خواهد
خواست خدا اینه»
و مانند این حرف‌هایی که بدون هیچ فکری و اغلب انسان‌ها در توجیه کارها‌ و خواست‌های خود می‌زنند بسیار مشکل داشتم و معتقدم این قبیل صحبت‌ها از دهان مردم عادی جامعه زده می‌شود که سطح علمیت بالایی و درک از فعل و خواست و انتخاب و این‌ حرف‌ها ندارند.

سه‌شنبه رفقیم زنگ زد و گفت «می‌خوام برم مشهد می‌یای؟» من چند وقتی بود تو فکر مشهد بودم، اطرافم صحبت از زیارت و مشهد بود، حدود یک سالی شاید بیشتر شده بود که حرم امام رضا نرفته بودم.

بعد از اینکه تلفن رو قطع کردم رفتم سراغ برنامه‌هام که متوجه شدم پنج شنبه دو تا کار مهم دارم اولی یکی از کلاس‌هام که مهم بود و استادش رو هم دوست داشتم. این کلاس صبح پنج شنبه بود. کار بعدی بعد ازظهر پنج شنبه بو یک قرار کار و مهم با یکی از دوستان بود؛ مهم بودنش دو علت داشت.۱-  اولین جلسه کاریم برای پروژه جدیدم بود که درست نبود اولین جلسه آن هم یک روز قبل از جلسه و مهم‌تر از اون این بود که این دوستم قرار بود از شهرستان بیاد و مطمئنا برای این‌ کارش برنامه ریزی کرده بود.

این‌ها باعث شد که چهارشنبه صبح اس ام اس زدم به رفیقم و گفتم که شرمنده من نمی‌تونم بیام، اما سریع زنگ زد و یه مشت فحش درست و حسابی بارم کرد که «ما روی تو حساب کرده بودیم و به خاطر تو برنامه سفرمون رو عقب انداختیم» و خلاصه از این حرفا که باعث شد سریع تصمیم عوض بشه.

اما مونده بودم که با این دو تا کارم چی‌کار کنم خب مشخص بود که کلاس رو باید جیم می‌زدم و هفته بعدی از استاد عذر خواهی کنم و قرار رو هم کنسل می‌کردم. خوشحالی و نارحتی دو طرف رفتن و نرفتنم بود که باید یکی رو انتخاب می‌کردم اما خوشحالی رو انتخاب کردم اون هم به خاطر اینکه نفس کار برام بیشتر اهمیت داشت.
جدای این حرف‌ها این رفتنم یک حُسن دیگری هم داشت. رفیقم با خانواده‌اش بود و چون دفعه‌ی اولش بود احتیاج به یک راه بلد داشت و همچنین کسی که در رانندگی این مسافت طولانی کمکش کند.

قربون کبوترای حرمت امام رضا.

بالاخره ما راه افتادم و البته من خیلی خوشحال شده بود از این رفتن چون متوجه شدم که کلاس برقرار نمی‌شود و این خیلی برایم خوشحال کننده بود اما خوشحال کننده‌تر این بود که وقتی به دوستم اس‌ ام اس زدم «این هفته می‌یای؟» جواب داد «که ان‌ شالله هفته‌ آینده» و این بود که خیلی بیشتر از تصمیم برای رفتن خوشحال شدم و از این که کارها به همین راحتی حل شد شگفت زده شده بودم.

البته مواخذه دوستم وقتی که نمی‌توانست بیایید یا برنامه‌اش تغییر کرده بو به من خبر نداده بود جای خود دارد، اما این باشد برای بعد، فعلا الان در مشهدم و از اینکه صبح پنج شنبه و نماز صبح را در کنار امام رضا بودم خیلی خوشحالم.

خیلی وقت‌ها باید تصمیم‌هایی بگیریم برای رسیدن به هدف‌ها و لذت‌های بیشتر تمام این سفر و لذتش به تصمیم من بر‌می‌گشت اگر روی تصمیمم بر نرفتم مصمم بودم مطمئنا پشیمون می‌شدم اما وقتی دیدار امام رضا را بر کارهای دیگر ترجیح دادم کارها خودش خیلی جالب و عیجب درست شد.

احتیاجی به این نیست که بگویم امام رضا دعوت کرده یا امام رضا خواسته و یا از این حرف‌های سطح پایین چون امام رضا هر کسی را که خودش بخواهد و اراده کند دعوتش می‌کند مهم خواستن خود انسان‌هاست البته گاهی اوقات یک سلسله اتفاقاتی می‌افتد و یک سری زیارت‌ها یک دفعه و بدون برنامه مهیا می‌شود که اون‌ها هم بر می‌گردد به اعمال و رفتار گذشته خود انسان‌ها.

ما انسان‌ها زاییده تصمیمات و خواستن‌های خودمان هستیم و گاهی اوقات خداوند و ائمه برای کمک رسانی و فقط کمک کردن به خواسته و تصمیم ما بعضی کارها را ردیف می‌کنند اما باز هم آن جرقه اولیه همان خواست خود ماست و زیارتی که بدون خواست ما باشد یعنی مجبور باشیم و بدون اختیار به آن برویم چندان ارزشی نباید داشته باشد.

++این پست را روز پنج شنبه بعد از اینکه از اولین زیارت مشهدم برگشتم نوشتم اما به علت کمبود امکانات و وقت نتوانستم ارسالش کنم. البته روز جمعه کافی نت رفتم اما بعد از نیم ساعت الافی موفق به ارسال این پست نشدم. دعا گوی همه دوستان بودیم.

[Top]