Category: دین

خدای دوست داشتنی

مردم هند مردمی بودند که ظاهرن خاک هند آن‌ها را مردمی با کرنش فراوان بار آورده. این کرنش در مقابل انسان را چه در نوع ادیانشان چه در تاریخ سیاسی‌شان می‌توان دید.

از همان هفتصد سالی که مسلمانان بر هند حاکم بودند تا آن زمان که انگیس‌ها خاک این کشور را به توبره کشیدند و تا کرنش صبح و شب‌شان در مقابل مجسمه‌های خداگونه‌شان.

امشب داشتم مناجاتی را می‌خوانم و در کل مناجات و دعا به این فکر می‌کردم که در کدامیک از ادیان خدای‌شان به این مهربانی است. یا اینکه کدام ادیان مناجات‌ها  و دعاهایی به مانند دعا‌هایی که ما در سنت خودمان داریم دارند. اصلا چطور با خدایشان حرف می‌زنند؟ ادبیات حرف زدنشان چطور است.

یکی از برنامه سفرمان به هند بازدید از معابد مختلف بود که در برخی از آن‌ها مراسم عبادی و دعا برگزار بود. عموما مراسم‌شان همراه با موسیقی و تک خوانی بود.عبادت هندو وقتی برخی از فرایض این دعا را می‌خواندم به خدای خودم  به دین خودم و به اعتقادات خودم  افتخار می‌کردم. خدای من برای من خدا نیست. او همانند یک دوستی است که هر وقت بخواهم و نیازش داشته باشم سراغش می‌روم و او صبورانه به حرف‌هایم گوش می‌دهد اما من بارها و بارها به این دوست بی محلی کرده‌ام خلف وعده کرد‌ه‌ام و … اما او هنوز هم دوست من است و هنوز هم به حرف‌هایم گوش می‌دهد.

“اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ کُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی” .خدا را من حمد می‌کنم که وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌کند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با کُندی به طرف او حرکت می‌کنم و گاهی هم ممکن است این راه را طی نکنم.

اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ کُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد می‌کنم که هر چه از او خواستم به من می‌دهد و اگر خود خدا از من استقراض کند به عنوان قرض الحسنه من کُندی می‌کنم و بُخل می‌ورزم.

وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنّی . وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنّی حَتّی کَأنّی لا ذَنْبَ لِی فَرَبِّی أحمَدُ شِیءٍ عِنْدِی وَ اَحَقُّ بِحَمْدِی . ستایش می‌کنم خدایی که مومنین را دوست دارد و به آن‌ها محبت می‌کند در حالی که هیچ نیازی به این محبت ندارد و ستایش می‌کنم خدایی که صبورانه  و با محبت با این بنده گناه‌کار برخورد می‌کند انگار که هیچ گناهی و هیچ خلف وعده‌ای و هیچ بی اهمیتی و هیچ چیز از این بنده گناه‌کار سر نزده است.پس این خدای من بهترین و سزوارترین چیز نزد من است و تنها کسی است که قابل ستایش است.

مرتبط

شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت الله جوادی آملی

شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت الله طهرانی

دانلود دعای ابوحمزه ثمالی

متن و ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی

دانلود نسخه موبایلی ادعیه ماه مبارک رمضان

متن و ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی

سازمان بین‌الملل اسلحه‌ای برای پایمالی حقوق بشر

شاید کسی فکر نمی‌کرد  انسان به مرحله یا درجه‌ای از اخلاق و انسانیت برسد که به حقوق حیوانات احترام بگذارد و هزاران ان جی او، سازمان و موسسه برای این کار تاسیس کند. اما در این زمان این یک واقعیت است واقعیتی در زیر هزاران تفکر پوچ و خیالی نژاد پرستی گم شده است.

اشتباه نکنید نفس این کار ناپسند نیست، اما این‌ها همان کسانی هستند که برای انسان‌ها به اندازه حیوانات احترام و ارزش قائل نیستند این‌ها همان‌هایی هستند اگرچه از حیوان بی شعور حمایت می‌کنند اما فکر و ذهن‌شان در گرو ایدولوژی وقیح و نکبت‌بار نژاد پرستی است.

انسان‌هایی که امروزه اسیر رسانه‌ها هستند و مدام خزعبلات آن‌ها در زندگی‌شان غوطه‌ور است. انسان‌هایی حقیقت‌ها را از پشت صفحه‌های مربع یا مستطیل شکلی می‌بینند که حتی بازتابی از حقیت هم نیست.

حقیقت این است که در سال‌های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ فاجعه‌ای در شرق اروپا روبروی چشمان سربازان سازمان ملل رخ می‌دهد که روی هر چه یهود کشی است را سفید کرده است. انسان‌هایی که به حرف  و گفته نیروی‌های حافظ صلح سازمان ملل اعتماد کرده و تمام اسلحه‌ها خود را تحویل داده بودند و در مقابل منتظر حمایت سازمان ملل از آن‌ها بودند.کشتار مسلمانان بوسنی اما اتفاقی که در منطقه امن سازمان ملل می‌افتد چیز عجیبی نیست. این همان معامله انسان‌های به اصطلاح متمدن غربی است که در صلح و دوستی وارد می‌شوند و در نهایت سرت را می‌برند و می‌گذارند جلوی خانواده‌ات.

صرب‌ها به منطقه امن وارد می‌شوند و از نیروی‌های سازمان ملل می‌خواهند به مسلمانان بگویند که سلاح‌های خود را تحویل بدهند و ان‌ها هم این‌کار را می‌کنند اما قبل از آن اتفاقی افتاده بود و آن هم این بود که ۱۵ نفر از نیرو‌های هلندی اسیر صرب‌ها بودند و هلندی‌های حافظ صلح معامله‌ای خوبی با صرب‌ها کردند. آن‌ها اجازه دادند که صرب‌ها هشت هزار مسلمان را بکشند تا بتوانند ۱۵ نفر اسیر خود را آزاد کنند.

این تنها یک قسمت از جنایاتی است که صرب‌ها در حق مسلمانان انجام داده اند اگر قرار باشد تمام جنایات صرب‌ها بیان شود جایی برای چیزی به نام حقوق بشر، یا همان سازمان بین‌الملل نمی‌ماند و اگر قرار باشد این چنین سازمان‌هایی که ساخته خود قدرت‌های بزرگ و ناقض حقوق بشر است مورد تایید باشد که دیگر این‌ها ناقص حقوق بشر یا قدرت‌های بزرگ جهان نخواهند بود.

هنوز چاه‌هایی که در آن زنان مسلمانان زنده زنده دفن شدند وجود دارد و فقط یک نمونه از آن را می‌تواند از زبان  خانم «حازیرا کاتوویچ بیدیک»  شنید او یکی از قربانیانی  است که به طور معجزه آسایی بعد از حدود ۸۰ روز زندگی در چاهی که حدود ۸۰۰ زن، دختر و بچه مسلمان مرده بودند جان سالم به در می‌برد.

تجاوز‌های سیستماتیک به زنان مسلمان که تعداد آن بعد از بررسی‌های انجام شده به حدود ۲۰ هزار می‌رسد را می‌تواند از دیگر جنایات آنان بیان کرد.

البته این جنایات در حالی رخ می‌دهد که اروپاییان و مخصوصا آمریکا جلسات متعددی درباره صلح و حل این مساله گرفتند که پای ثابت همه این جلسات سازمان امنیت و سازمان ملل بود. ولی آنچیزی که از میان تمام این جلسات بیرون آمد چیزی به غیر از این جنایات در حق مسلمانانی که در کل ۶ ساله جنگ در قحطی به سر می‌بردند نبود.

اگر قرار باشد بگوییم صرب‌ها خودشان و بدون حمایت دولت‌های بزرگ و خونخوار مدعی صلح و حقوق بشر این جنایات را انجام داده‌اند حرفی بسیار سطحی و غیر قابل قبول است. کشتن این همه انسان  احتیاج به حمایت قدرت‌های بزرگ دارد و این حمایت‌ها را در نوع سلاح‌های استفاده شده در این جنگ توسط صرب‌ها می‌توان ثابت کرد.

علاوه بر‌ آن روابط خوب و مثبت صرب‌ها با آمریکا در آن روی سکه جلب توجه می‌کند و این در حالی است که آمریکا مخالف سر سخت تبدیل شدن یوگسلاوی که تحت سیطره و حکومت صرب‌ها قرار داشت به سه کشور بود.

کشته شدن هشت هزار مسلمان  که حدود شش هزار نفر آنان را از گور‌های دسته جمعی در آورده‌اند آن هم در قرن روشنگری، در پیش چشمان نیروی‌های به اصطلاح صلح کاری بسیار فجیع تر از هولوکاست موهومی است که از حلقوم کثیف صهیونیست‌ها بیرون می‌آید. کاری را که هیتلر انجام داد هیتلری که ادعایی از حقوق بشر نداشت، هیلتری که در مقابل سازمان‌های صلح بین المللی قرار نداشت در مقابل این جنایات چیزی حساب نمی‌شود.

اما آن چه در میان رسانه‌ها در این مورد وجود دارد چیزی به جز سکوت سرد و معنا دار غرب در این مساله نیست. چرا که تبیین این مساله چیزی به جز رسوا کردن آن ها ندارد. و در مقابل ما انسان‌هایی هستم که اسیر رسانه‌ها هستیم چیزی از جنایات صرب‌ها نمی‌دانیم و شاید حتی به گوش‌مان هم نخورده است.

برای  مطالعه بیشتر

مروری بر تاریخ مسلمانان در یوگسلاوی و جنگ در بوسنی و هرزگوین

بازخوانی قتل عام “سربرنیتسا” کشتار ۸۰۰۰ نفر به جرم مسلمان بودن

نخست وزیر انگلیس اعتراف کرد قتل عام مسلمانان درسربرنیتسا جنایت و باعث شرمساری اروپا است

کشتار ٨٠٠٠ نفر به جرم مسلمان بودن

۱۵ سال از کشتار مسلمانان بوسنیایی در سربرنیتسا می‌گذرد

شاید عکس‌ها بهتر از هر چیزی گویای این جنایت باشند

[Top]

The God Month,The Forgiveness Month

You know when I think about God, who is defined in Islam, I understand he always supports the human. I believe God in Islam wanted to say people they shouldn’t be disappointed, because he gives them an opportunity to fix themselves and back to normal life.

It seems as if he provides for people best thing if they want. He invites people to repent of their sins and became clear for instant, he invites us to speak with him on Friday night because he likes that time, and he is waiting for people to listen to his speak.

Broadly speaking he chooses some month of a year for forgiveness. The value of times in those months is very high insofar as even the breathing in those times is adoration if you abstain from eating and some bad behaviors that he says.

shaban_wallpaper_455x341 No matter, how quantity sin you do for Gad, the important thing for God is your deciding for not to do some sins and bad behavior that bather other people. You can’t think I sin after that I want God to forgive me because in this idea are some mistakes.
No doubt as you Know, Gad actually knows your Idea because his knowledge includes all of our knowledge. Because of this when you want to be forgiven by God after you sin, you should know that you sin while you have known God doesn’t like that act or behavior. In deed in that situation if you expect God to forgive you, you will be crazy.
The point is that whoever can promise you, you can repent if you sin. Maybe you die after you sin and don’t have any time to repent, maybe you want to postpone after another sin and this way continue to die.
This is an important issue, and I don’t want to explain this subject I want to say one of the important months in Isalm is Sha’aban that be called Mohammad’s month. The prophet said Sha’aban is my month and Ramadan is God month whoever fast in this month he will be interceded by me.

On the other hand in it occur some important and good happen for example some of our Imam bore in it that one of them is our alive Imam who is twelve Imam who are hidden from us and when Gad let him he come back and guide people.

[Top]

ماهی برای پاکی

نیچه را که می‌خواندم از خدایی صحبت می‌کرد که هرچه غم و اندوه و بد بختی است برای بشر آورده خدایی که انسان‌ها را همیشه در گناه قرار داده است، خدایی پر از ملامت، خدایی که همه ضعف‌ها و پستی‌ها را برای انسان قرار داده است، خدایی که مخالف زندگی بشری است، خدای نا‌امیدی و …

اما وقتی به خدای خودم فکر می‌کنم می‌بینم این خدا با خدای نیچه چقدر متفاوت است، خدایی که هر چه خوبی است برای انسان می‌خواهد و بارها به او تذکر می‌دهد که برای رسیدن به همه خوبی‌ها از بدی‌ها دوری کند. از همه بالاتر خدایی که بارها و بارها بشر را مورد عفو و بخشش خودش قرار می‌دهد خدایی که در توصیف خود هزارن صفت حسنه بیان می‌کند، خدای بخشنده، خدای مهربان، خدای رحیم و همه اوصافی که می توان در دعای جوشن کبیر پیدا کرد. «برای مطالعه بیشتر  در بخشش خدواند + + +»

خدا که در بخشش بندگانش ید طولایی دارد. می بخشد هر چقدر که باشد می‌بخشد حتی اگر به اندازه کف روی دریا‌ها باشد می‌بخشد و در مقابل، نا امیدی از این بخشش را نمی‌بخشد و این را یکی از شاه‌ راه‌هایی تاریکی در زندگی بشر می‌داند. نا امیدی یعنی مرگ، یعنی خفت، یعنی بد بختی.«رجوع شود به +‌‌ +

او برای اینکه بنده‌اش هر زمان که می‌خواهد به سویش بیاید پاک باشد، راه‌هایی برای پاکی‌اش قرار داده است. مثلا وقتی بنده‌اش قرار است نماز بخواند راه‌های زیادی برای بخشش گناهانش قرار داده است، از جمله‌ ان می‌شود به  مستحباتی که قبل از نماز برای نمازگزار مشخص کرده، اشاره کرد.

ماه رمضان یکی از ماه‌های دوست داشتنی خداوند است ماهی است که خداوند خودش دوستش دارد و برای اینکه بندگانش پاک‌تر وارد این ماه دوست داشتنی‌اش شوند برای ماه رمضان فلیتر‌هایی قرار داده، که ماه رجب و ماه شعبان از آن فیلتر‌های خوب خداوند هستند.124در حقیقت ماه رجب و ماه شعبان راه‌هایی برای پاک شدن و آماده شدن برای ماه دوست داشتنی خداوند هستند. ماهی که خداوند بندگانش را دعوت می‌کند و از همنشینی با آنان لذت می‌برد.پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است.

از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده که: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با کافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است کسى که یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.

بعید می‌دانم در فکر نیچه‌ همچین خدایی  جایگاهی داشته باشد و یا در آن فلسفه دیوانگی جایی داشته باشد.  خدایی که از بودن و همنشین بودن با بنده‌اش لذت ببرد. از اینکه بنده‌اش او را صدا می‌کند لذت ببرد، از اینکه بنده‌اش به طرفش می‌آید لذت ببرد و از اینکه بنده‌اش را خوشحال کند و خواسته‌اش را به او بدهد بیشترین لذت را می‌برد.

کمی بیشتر

اعمال ماه مبارک رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب

فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب

[Top]

نازیست‌های مدرنیست شده!

امام خمینی «ره» وقتی که از اسرائیل صحبت کرد همه ایرانیان و مسلمانان تکلیف شان با اسرائیل روشن شد. همه فهمیدند که اسرائیل چیست و برای چه آمده و چه خطری برای اسلام و مردم دنیا دارد.

آمد و روز قدس که آخرین جمعه ماه رمضان است را با استعمار ستیزی همراه کرد. تا همه مسلمانان و آزادگان جهان بدانند که نازیسم واقعی اسرائیل است. هیتلر زیر خروار‌ها خاک است ولی تفکرش در اسرائیل این نطفه ناپاک جهان مدرن وجود دارد.

امام خمینی این را از همان اول می‌دانست و فهمیده بود که این غده سرطانی فرزند ناپاک هیتلر است. درست است که پرچم هولوکاست را در دست گرفته‌است اما با همین پرچم است که بارها و بارها خودشان هولوکاست را خلق کردند.

نمی‌دانم اگر هیتلر هم بود گروه امداد که برای کمک آمده بودند را می‌کشت یا نه، اما اگر هم اینکار را می‌کرد حرجی به او نبود چون حداقل، ادعایی از حقوق بشر و این حرف‌ها نداشت و صبح تا شب در رسانه‌ها صحبت از حقوق بشر نمی‌کرد و اما این اسرائیل است باید نشان دهد که باهیتلر متفاوت است باید نشان دهنده از هیتلر و آلمانی‌ها برتر هستند آن‌ها خیلی‌ کارها می‌توانند بکنند که حتی هیتلر نکرد آن‌ها باید به همه بگویند که به کمترین حقوق انسان‌ها هیچ ارزشی قائل نیستند.

امروز همه آمده بودند و مثل همیشه از این غده سرطانی خمشگین بودند و همه در آروزی آن سطل آبی بودند که بتوانند اسرائیل را نابود کنند. همان سطل آبی را که امام خمینی به دست مسلمانان داد و خودش عزیمت کرد و رفت و نماند تا بازهم رهبریمان کند تا این سطل‌های آب را بر سر اسرائیل بریزیم نماند تا با چشم خود نابودی اسرائیل را ببیند.

امام عزیز رفتی و نماندی تا اسرائیل را با سخنانت با حرف‌هایت با اشاره‌هایت نابود کنی و ما همه به امید این هستیم که روزی آقا و سرورمان بیایید و این سطلی که تو به دست‌مان دادی به رهبری او بر سر اسرائیل ریخته شود و نابود شود.

××امروز وقتی که عکس می‌گرفتم به این فکر می‌کردم که اگر موبایل آن دوست عزیز که دوربینش ۸ مگا پیکسل بود دستم بود عکس‌هایم بهتر می‌شد دیگر ببخشید اگر کیفیت ندارند.

[Top]

فاطمه اسطوره نیست

باورکنید فاطمه  «سلام الله علیها» اسطوره نیست که قرار باشد آن را بر بالای تاقچه خانه‌مان یا بالای تاقچه ذهن‌مان قرار دهیم.  فاطمه زهرا انسانی بود وارسته که با تمام وجود خدایش را، پیامبرش را و امامش را دوست داشت او مادر چهار فرزند بود که دو تایشان امام بودند.

آیا این‌ها و این زندگی زمینی و در میان مردم بودن کافی نیست برای انسان بودن او آیا این‌ها کافی نیست که ما با فاطمه مانند اسطوره ‌ها رفتار نکنیم. آیا این‌ها کافی نیست که فاطمه را متعلق به داستان‌ها و تخیل‌ها ندانیم.

تا زمانی که فرق اسطور و معصومین را ندانیم و نفهمیم نمی‌توانیم ادعا کنیم که معصومین برای ما چیزی به جز اسطوره نیستند و متاسفانه برخی روحانیون و کارشناسان دینی توجهی به این مساله ندارند و با بیان برخی روایت‌های تخیلی و ساختگی از تاریخ و حتی تفسیر‌هایی که بیشتر به تفسیر به رای شبیه است در مورد شخصیت حضرت فاطمه  و معصو مین  به شکل گیری یک اسطوره به جای یک فاطمه بسیار کمک می‌کند.

اسطوره داستانی است در چارچوب میتولوژی یعنی نظام و مجموعه متجانسی از داستانهای قدیمی موروثی که زمانی به دیده گروهی ازمردم حقیقی بوده ، داستانهای که بر اساس مقاصد و اعمال موجودات فراطبیعی ، توضیح می‌داند که چرا اینگونه است که  هست؟ و چرا امور آنگونه که عمل می کنند، رخ میدهند؟

اسطوره به حادثه خیالی اطلاق میشود که گزارشگر کارهای برجسته و فوق طبیعی اشخاص ، حیوانات و اشیاییست که در آن نقش ایفامی‌کنند و یا به عبارت دیگراسطوره عبارت از مجموعه مظاهر زنده گی احساسها، پیوند ها و روابط انسانی درحد اعلای کمال است.

همانطور که دیدید اسطوره اساس و قوامش تخیل است فرا طبیعی است، فرا انسانی است، فرا تاریخی است غیر زمینی است. درست است که فاطمه ما، فاطمه‌ی زهرای و معصومین محبوب همه شیعیان آسمانی‌ هستند و از آن زمین نیستند اما باید توجه داشت که آن‌ها انسان بودند نباید بیان ما و فکر ما آنگونه باشد که به بهانه زمینی نبودن‌شان « که به خاطر حب و عشق خدا بوده است » آن‌ها را موجودات انسانی ندانیم و روایات ما از آن‌ها بیشتر از اینکه جنبه انسانی داشته باشد جنبه فرا طبیعی داشته باشد.

نمی‌گویم باید هر روایتی را در چارچوب عقل تجربی مدرن قرار داد که لازمه‌اش حذف بسیاری از موارد باشد اما می‌گویم ما هیچ نیازی به مواردی غیرطبیعی و فرا طبیعی برای باز شناخت این معصومین  نداریم. رفتار و کرداشان آنقدر روشن و انسانی است آنقدر نشانه بزرگورای و بزرگ‌منیشی‌شان هست که احتیاجی به بیان داستان‌های فرا طبیعی از ایشان نیست و نخواهد بود.

باید بدانیم که مهمترین معیار معصوم بودن و مقدس بودنشان رفتار و کردانشان است نه داستان‌هایی که بر مبنای فراطبیعی بیان می شود که البته هیچ دلیلی ندارد و نداریم و من هم نمی‌خواهم بگویم این‌ها خیالی است تخیلی است حقیقت ندارد و از این حرف‌ها .

مساله اینجاست به جای اینکه رفتار و کردار این بزگواران معیار گردد وسرلوحه و سرمشق رفتاری ما قرار گیرد مسائلی فراطبیعی بیشترین اهمیت و ارزش را پیدا کرده است.

مگر بخشیدن افطاری و سحری در سه شبانه روز توسط حضرت زهرا برای شناختن و شناساندن ایشان کم است مگر بخشش لباس عروسی در شب عروسی ارزش کمی دارد مگر دفاع جانانه از ولایت بی ارزش است مگر عبادت شبانه روزی حضرت زهرا نشان‌گر شخصیت والای ایشان نیست.

مگر اینکه پیامبر بارها و بارها به ایشان فرموده است «فدا‌ها ابوها » پدرت فدایت شود بی ارزش است. و هزاران روایات مستند تاریخی که تک تک آن‌ها به مقام ارزشمند و والای ایشان اشاره دارد و نقطه مشترک آن‌ها هم این است که همه این روایات ارزشمند تاریخی بر انسانی بودن این بزرگوار اشاره دارد واز کار و فعل ایشان به عنوان یک انسان گزارش می‌دهند نه موجودی فرای انسان و جدای از انسان.

همه ما باید بدانیم که فاطمه انسان بوده است و زندگی انسانی مانند ما داشته است و انچه او را فاطمه کرده است چیزی نبوده جز رفتار‌های ارزشمند او، سخاوت او، عبادت او، محبت او وخلاصه همه چیز‌های که وجودشان خود اشاره به انسانی بودن ایشان دارد.

فاطمه اسطوره نیست فاطمه برای روزهای خاص نیست، فاطمه برای تاقچه بلند بالای ذهن ما نیست،‌ فاطمه بشری است که به ما نشان داد هر بشری می‌تواند زهرا، طبیه، مرضیه، راضیه و … باشد.

[Top]

شیعه، سنی و توهم دشمنی

مدتی است به برکت ماه رمضان و سفره افطارِ روبروی تلوزیون از صحبت‌های آقای مکارم استفاده می‏کنم.گرچه شاید برخی از صحبت‌های ایشان برایم قانع کننده نباشد ولی می‌شود با طرض تفکر یک مرجع‌ آشنا شد.
چند شب پیش در مورد اتحاد و ادیان الهی صحبت می‌کردند خیلی برایم جالب بود.
واقعا در این‏که همه ادیان به یک رسالت و آن پرستش خدای یگانه دعوت می‌کنند شکی نیست همه خدا را به عنوان خدا بودند می‌شناسند و پرستش می‌کنند و در کلیات همه یکی هستند و تفاوت فقط در جزئیات است که البته این جزئیات است که این همه دشمنی را بوجود می‌آورد.

البته این جزئیات و تفسیر یک سری از متعصبین آن ادیان هستند که این دشمنی‌ها و حرف‌های گزاف را پیش می‌آورند.
همه ادیان اشاره به خداوند دارند و همه آنها پیامبری از طرف خداوند دارند البته این بیشتر در ایران است که نمی‏توان چند دین را کنار هم جمع کرد و این نیست مگر برداشت‌های غلط تربیتی از اسلام که یک مشت آدم متعصب از زبان اسلام بیان می‌کنند.

کاش می‌شد همه مراجع می‌آمدند در تلوزیون و رسما حرف‌های آقای مکارم را تایید می‌کردند ایشان که از وحدت ادیان و کنار هم زندگی کردن ادیان به خوبی و خوشی حرف می‌زدند.

حال این وحدت ادیان جای خود، چراغی که به خانه رواست به مسجد روا نیست. هنوز خون‌های انسان‌های بیگناه سر مسادل کوچکی میان مسلمانان جاری است بیایید اول از هدر رفتن این خون‌ها جلو گیری کنیم بعد به وحدت ادیان بپردازیم.
البته اقای مکارم خیلی واضح و روشن بیان کردند که نباید به اختلافات کوچک شیعه و سنی دامن زد مهم این است که ما دینمان و خدایمان و پیامبران یکی است و این خودش می‌تواند کمال وحدت را برای ما برساند.
کاش همه متعصبین روبری تلوزیون می‌نشستند و این حرف‌ها را می شنیدند البته فکر کنم آن‌ها اصلا تلوزیون ندارند حتی تلوزیون را هم د رخانه تحریم کردند و به همان چهار ورق کاغذ بسنده کرده‌اند.

کاش می‌شد مراجعی مثل آقای وحید و دیگر مراجع هم می‌آمدند و می گفتند که آقا بس کنید این مسلمانان کشی نه اصلا این آدم کشی به خاطر اختلافات ریز و کوچک.
آخر بد بختی این است که بزرگان سر این مسائل هم وحدت ندارند متاسفانه آنقدر احادیث جور واجور ومختلف در اسناد و کتب شیعه است و هر کسی با یک ذوق و قریحه‌ای آن را تفسیر می‌کند و این امر باعث شده که کمتر سر این چنین مسائلی نظر آن‌ها یکی باشد.
یادم می‌آید به خاطر اینکه یکی از بزرگان گفته بود این که بگوییم هزارو اندی سال پیش امام علی خلیفه بوده یا کس دیگر چه فرقی می‌کند. آیا ارزش این را دارد که ما بخواهیم به خاطر این مسائل هزار و سیصد سال بعد آدم کشی یا مسلمان کشی راه بیندازیم.

واقعا این سوال است چه مشکلی از مشکلات ما مسلمانان حل می‌شود اگر بگویم امام علی خلیفه بود یا عمر چه مشکلی از ما حل می‌کند ایا باعث اتحاد می‌شود آیا از اجر و قرب امام علی کم می‌شود اگر خلیفه نباشد درست است گر الان آن زمان بود به طور قطع فرق می‌کرد خلافت این دو نفر درست اکه ما می‌گوییم عمر ضرباتی به اسلام زد و هزار چیز دیگر اما اینها گذشته و تمام شده است و در گوشه تاریخ مانده مهم حرف ها و سخنان امامان ماست که سرلوحه‌ای زیبا و راه گشا برای ماست آن هم نه هر حرف و سخنی آن حرف و سخنی که از آدمی مورد اطمینان نقل شده باشد شیعه دوازده امامی عادل.
امامت از خلافت جداست ما یقین داریم و اطمینان داریم که امامان ما امام و معصوم بودند و بدون شک الفاظ و کلمات ایشان برای ما حجت است اما چه فرقی دارد که این بزرگان ما خلیفه باشند یا نباشند.
این تخمه کینه و عداوت را از همان بچه‌گی فقط با احساس در دل شیعیان و سنیان می‌کارند بدون هیچ منطق خاصی که هر وقت یک سنی مذهب را می‌بینیم یا برعکس آن‌ها یک شیعی مذهب را می‌بینند که دارد نماز می‌خواند یا وضو می‌گیرد انگار یک انسان عجیب را دیده‌ایم انگار یک کسی را دیده ایم که سراسر وجودمان را پر از نفرت می‌کند اخم می‌کنیم تَخم می‌کنیم ابرو کج می‌کنیم و هزار ادا و اصول دیگر در می‌آوریم.
اقا به خدا او هم انسان است مگر شما به رفتار پیامبر نگاه نمی‌کنید که چگونه با کافران رفتار می‌کرد با آن‌هایی که آن همه بلا سرش آوردند پس این رفتار زشت و زننده برای چیست چگونه به خودتان اجاز می‌دهید اینگونه رفتار کنید‌ آن هم با یک مسلمان.
این‌ها همه‌اش یک سری تعصبات بی‌جاست که در هیچ جای اسلام جا ندارد چه برای شیعیان چه برای سنی مذهبان.
نه اینکه ما بخواهیم از حقوق خود و امامان کنار بکشیم و مقام و منزلت ایشان را انکار کنیم اما باور کنید می‌شود کنار کسی زندگی کرد که آنان را محترم می‌داند ولی امام خود نمی‌داند.
××× خواستم برای این پست چندتایی عکس بگذارم اما وقتی کشتار شیعه و سنی را سرچ کردم عکس‌هایی آمد که خودم نتوانستم آن‌ها را ببینم

[Top]