Category: سفر هند

روز اول سفر هند

روز‌ها زود به شب می‌رسند و شب‌ها خود را در خاموشیی که خودشان در آن خود را مخفی کردند از کوچه‌های تاریکی سریع عبور می‌کنند تا به روشنایی برسند.

ساعت حدود یک و نیم بود که به دهلی رسیدم تا کارهای‌مان را انجام دادیم و از فرودگاه خارج شدیم ساعت چهار شد و تا به هتل برسیم دیگر موقع نماز بود. حدود پنج و نیم بود که خوابیدم در حالی که برنامه روز اول سفر از ساعت ۹ شروع می‌شد یعنی ساعت نه باید همه بیدار می‌بودند.

ما که نفهمیدیم کی ساعت نه شد. فقط خستگی هنوز در تن‌مان بود که دیدم در اتاق به شدت دارد صدا از خودش بیرون می ریزد. به خودمان جنبیدیم و در اتاق را باز کردیم که دیدیم جناب رئیس است و می‌گوید: «سریع آماده شید که داریم می ریم».

اولین برنامه سفر بازدید از مسجد جامع دهلی بود. مسجدی که در زمان حکومت مسلمانان در دهلی ساخته شده بود به طور کلی نیمی از آثار باستانی دهلی متعلق به مسلمانان است. مسجدی که با سنگ‌های قرمز ساخته شده بود و معماری اسلامی در این مسجد قابل مشاهده و تامل بود.

توضیح و توصیفش بماند فقط این را بگویم که اگر خواستید این مسجد بروید بدانید که برای هر دوربین ۵ دلار بدهید. ما که ندادیم البته برخی از دوستان دوربین آوردند ولی خداییش ۵ دلارش خیلی زیاد بود.

نکته بعدی اینکه در هند کسی با دلار خرید و فروش نمی‌کند اصلا دلار را حساب نمی‌کنند. حتی مکان‌های توریستی نیز از قبول کردن دلار امتناع می‌کنند ما همه که تمام پول‌مان را به دلار تبدیل کرده بودم کمی به مشکل برخوردیم مثلا برای خرید بلیط قلعه رد یا همان رد فورت ۲ ساعتی معطل شدیم تا دوستان بروند و دلار‌ها را تبدیل به روپیه کنند.

IMG_0007_600x450ما دلار را حدود ۱۰۵۰ تومان خریده بودیدم و هر ۱۰۰ دلار ۴۶۰۰ روپیه شد تقریبا هر روپیه حدود ۲۳ تومان برایمان آب خورد.

آن چیزی که در مسجد جامع دهلی جالب بود ادعای وجود مویی به پیامبر اسلام بود که ما رفتیم و دیدیم. این مو را در یک محفظه شیشه‌ای نگهداری می‌کردند. برای ما که سخت بود باورش.

در حیاط این مسجد همه نوع انسان پیدا می‌شد این مسجد هم مانند خیلی از مکان‌های قدیمی هند بیشتر از آنکه محل عبادت و به عنوان مسجدی باشد محلی برای بازدید گردشگران شده است که این کاملا قابل توجه بود. تقریبا بدون استثنا در تمام مکان‌های دیدنی هند از گیت‌های ضد بمب و این حرف‌ها استفاده می‌کردند و این گیت‌ها دائما بوق می زد اما هیچ عکس‌العملی در قبال این بوق زدن‌ها صورت نمی‌گرفت.

از مینی بوس پیاده شده بودیم و به سمت قلعه می رفتیم که یک دفعه باران سختی شروع به باریدن کرد به طوری که اگر یک دقیقه زیر باران می‌ماندیم کاملا خیس می‌شدیم. البته همه‌ما بدون استثنا خیس شدیم ولی خوشبختانه درختی تنومند و بزرگ را پیدا کردیم و زیر شاخ و برگ‌هایش پناه گرفتیم.

حدود ۱۰ دقیقه‌ای باران می‌بارید و ما هم زیر باران بودیم و تقریبا درخت داشت سوراخ می‌شد به طوری که ما هم داشتیم خیس می‌شدیم که باران آهسته شد. خیلی آهسته به اندازه‌ای که ما از زیر درخت بیرون آمدیم و به سمت رد فورت رفتیم…

اگر حال داشتم بعدا خواهم نوشت

سفری به کشور هزار دین

وقتی صحبت از هند می‌شود چند گزینه در موضوع سریع‌تر از موضوعات دیگر به ذهن انسان خطور  می‌کند اول کشور ادیان و دوم کشور مفلوک و زیرانداز استعمار انگستان.

بابت این سفری که قرار بود به هند بروم مطالعاتی در مورد هند داشتم و هر چه بیشتر می‌خواندم برایم جالب ‌تر بود. کشوری که تمدنی چندین هزار ساله دارد که این تمدن همواره در بسط و سیطره کشور و قومیتی دیگر بوده است.

باور کنید این کشور خیلی عجیب و جالب است از هزار ادیانی که در این کشور در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند از مردمانش از برخی اداب و رسومش  که نه تکنولوژی و نه اندیشه فلسفی دکارتی و کانتی و نه اندیشه پست مدرن نتوانسته است نسخه این آداب و رسوم را بپیچد.

برنامه‌مان برای دیدن خیلی چیز‌هایی که حس می‌کردیم باید ببینیم بسیار شلوغ است حتی وقت نفس کشیدن را نداریم و ما در هند فقط به شهر دهلی،‌اگرا و  خواهیم رفت اما وقتی برنامه‌مان را به دوستانی که آنجا بودند و رفت و آمد دارند نشان می‌دهیم آن‌ها می‌گویند شما با ده روز و با این برنامه فشرده حتی نیمی از عجایب هند را درک نخواهید کرد.

هر جایی که احساس کردیم لازم است ببینیم را قرار است ببینیم، دیدن عکس‌هایش هم برایم جالب و شگفت انگیز بود نمی‌دانم عکس‌العملم در هنگام مواجه با این شگفتی‌های جهان چگونه خواهد بود.

این بقل دستی‌ام که از همسفران و دوستان هست می‌گوید به هر کسی می‌گفتم می‌خواهم بروم هند می‌گفت کشور گشنه گدا می‌روی چه کنی و از این حرف‌ها!!! آن طرف تر یکی از دوستان گفت من دقیقا به همین علت می‌خواهم بروم ببینمشان.

کاش می‌شد این نشریه‌ای که برای سفر آماده کرده بودم البته به همراهی دوستان این‌جا می‌گذاشتم اما به هر حال هر کدام از دوستان خواستندهند بروند ایمیلی بزنند تا این نشریه‌ را برایشان بفرستم مطمئنا به دردشان خواهد خورد.

روز اول سفر فرودگاه امام خمینی

[Top]