Category: سیاسی

خود سوزی برای رضایت دیگران

download1

وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ یهود و نصارى هرگز از تو راضى نمى‏شوند مگر وقتى که از کیش آنان پیروى کنى بگو تنها هدایت، هدایت خدا است و اگر هوى و هوسهاى آنان را پیروى کنى بعد از آن علمى که روزیت شد، آن وقت از ناحیه خدا نه سرپرستى خواهى داشت و نه یاورى.

 مطالعه آیات قرآن وقتی که با کمی تامل و دقت در معانی همراه باشد نکات بسیار ویژه‌ای را به انسان نشان می‌دهد. توفیقی شد و داشتم آیه ۱۲۰ سوره بقره را می‌خواندم و این در حالی بود که خبر تصویب قطعنامه ایران در کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا در ذهنم بود.

در این آیه (وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏) خداوند بعد از آن خطاب‌ها و توبیخ‏ها که از یهود و نصارى کرد، روى سخن را به رسول خود کرده که این یهودیان و مسیحیان که تا کنون درباره آنها سخن می‌گفت‏ هرگز از تو راضى نمی‌شوند مگر وقتى که تو به دین آنان درآیى، دینى که خودشان به پیروى از هوى و هوس‌شان تراشیده و با آراء خود درست کرده‏اند. لذا در رد این توقع بیجاى آنان، دستور می‌دهد بایشان بگو: (إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏) هدایت خدا هدایت است، پیروى دیگران کردن، بخاطر هدایت است و هدایتى بغیر هدایت خدا نیست، و حقى بجز حق خدا نیست تا پیروى شود و غیر هدایت خدا- یعنى این کیش و آئین شما- هدایت نیست، بلکه هواهاى نفسانى خود شماست که لباس دین بر تنش کرده‏اید و نام دین بر آن نهاده‏اید.

مساله این است که به هر حال هر چه که هست حتی اگر قرار باشد بر اساس دموکراسی و بنا بر قانون دیکتاتوری جمهوریت مردمی که در ایران زندگی می‌کنند به قانون و حکومتی رای داده اند که این رای کاملا بر اساس جمهوریت است و این جمهوریت بسیار بالاتر از آن چیزی است که در کشور خودشان وجود دارد اما واقعا جای سوال است که چرا باید آنها برای ما نسخه بپچند و به دنبال این باشند که هر جوری که هست قانون خودشان را بر کشور ما مستولی کنند. البته جای هیچ شک و تردیدی نیست که ممکن است برخی از قوانین در کشور ما به علت‌های مختلف رعایت نشود که البته در کشورهای خودشان هم این مساله وجود دارد اما کشور ما با آن کشورها قابل مقایسه نیست چرا که آنها حکومت‌هایی هستند که عموما حدود ۱۰۰ سال و شاید بیشتر شکل گرفته اند و کشور ما اگر چه فقط ۳۰ سال است با قانون جدید شکل گرفته است اما در حقیقت باید عمر این قانون و اجرای آن را به علت سالهای جنگ به ۲۰ سال کاهش داد.

ربط این آیه را با مسائلی که امروز ایران با یهودیان و نصرانی‌ها و به عبارت دیگر با غربی‌ها وجود دارد به اختیار خودتان اما هر روز قدم‌های بیشتری از آنها را در کشورم ملاحظه می‌کنم و بسیار ناراحت می‌شوم از اینکه آنها تلاش می‌کنند که قانون کشورما را با زور و فشار عوض کنند و آنچه که خودشان فکر می‌کنند و بر اساس مصالحشان است بر ما به زور تحمیل کنند.

آمریکا به دست طالبان والقاعده نابود خواهد شد

خداوند در آیه ۴۳ سوره فاطر می فرماید: «وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدَىٰ مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِیرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا ( ۴۲ ) اسْتِکْبَارًا فِی الْأَرْضِ وَمَکْرَ السَّیِّئِ ۚ وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ؛ این مشرکان پیش از بعثت تو ، با سخت ترین سوگندهاى خود به نام خدا سوگند خوردند که اگر پیامبرى بیم دهنده براى آنان بیاید ، و در داشتن پیامبر ، با یهودیان و مسیحیان یکسان شوند ، قطعاً از هر یک از آن امّت ها هدایت یافته تر خواهند شد; ولى هنگامى که پیامبرى برایشان آمد و آنان را به عذاب الهى هشدار داد ، جز دورى و گریز بر آنان نیفزود . ( ۴۲ ) برترى جویى آنان در روى زمین و نیرنگِ زشتشان ریشه در گریز آنان از پیامبر و تکذیب آیات الهى دارد . ] بدانند که [ نیرنگِ ناروا جز دامن صاحبش را نمى گیرد و اثر سوء آن جز به خود او باز نمى گردد »

آنچنان که آیت الله جوادی آملی در تفسیر این آیات بیان کردند دو نکته قابل تامل است:
۱٫ کافر و مستکبر در اندیشه قرآنی متفاوت اند. چون کافر فقط ایمان ندارد ولی عهد و پیمان دارد اما متسکبر علاوه بر اینکه ایمان ندارد عهد و پیمان هم ندارد. کافران نیز ایمان ندارند اما چون پیمان و عهد دارند می‌شود با آنها زندگی مسالمت آمیز داشت اما مستکبران هیچ سوگند و توافق و تفاهمی ندارند. آنها هیچ چیز را به رسمیت نمی شناسند به همین خاطر یک روز قطعنامه می‌بندند، توافق می کنند، امضا می‌کنند و فردا نقض می کنند. اینها قطعنامه‌شان امضایشان عهدشان تعهدشان هیچ اعتباری ندارد.

۲٫ « وَلَا یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ؛ نیرنگِ ناروا جز دامن صاحبش را نمى گیرد و اثر سوء آن جز به خود او باز نمى گردد » مکر بد و زشت دامن‌گیر کسی است که مکر می‌کند این مفهوم در بسیاری از روایات ما نیز آمده است. کسی که برای دیگری چاه بکند خودش در آن می افتد. کسی که شمشیر ظلم را از غلاف بیرون بیاورد با همان شمشیر کشته می شود. طالبان و القاعده مکرهای آمریکا در جهان اسلام هستند آمریکا بود که بساط اینها را در جهان راه انداخت و ما امیدواریم که بساط آمریکا با همین طالبان  القاعده کنده شود. این مطالب اگر چه از اهل بیت است اما یقینی است و بر اساس آیات قرآن است. ائمه گاهی به شاگردانشان می فرمودند اگر سخنی از ما شنیدید از ما بپرسید این را از کجای قرآن آورده ایم که در برخی از مواقع پرسیده می شد و آنها پاسخ می دادند.

[Top]

به نام آقای هاشمی به کام اطرافیان ایشان

دنیا را می‌بینید. روزی هاشمی را تف و لعن می‌کردند اما حالا با این عملکرد بسیار ضعیف احمدی نژاد همان‌هایی که دقیقا هاشمی را تف و لعن می‌کردند و هزاران هزارن مساله نا به جا به ایشان می‌گفتند الان پرچم وا هاشمی سر می‌دهند.

تصویر مربوط به دیدار حوزویان  با هاشمی‌رفسنجانی قم - 31 اردیبهشت 92

تصویر مربوط به دیدار حوزویان با هاشمی‌رفسنجانی قم – ۳۱ اردیبهشت ۹۲

دقیقا باید آن کلام گهربار امام علی (ع) که الدهر یومان یوم لک و یوم علیه را اینجا درک کرد. دنیا دو روز است روزی با تو و روزی بر علیه تو.

جای هیچ شکی نیست که اقای هاشمی زحمت بسیار زیادی برای این نظام کشیده‌اند واقعا دست‌شان درد نکند. از همان اولی که اصلاح طلب‌ها هاشمی را نردبان ریاست جمهوری خود کردند بسیاری بودند که اگر چه به اطرافیان هاشمی انتقاداتی داشتند و تا حدی این انتقادات به خود هاشمی بر می‌گشت و حتی شاید در سطح تئوری با اقای هاشمی مشکل داشتند اما این باعث نمی شد که زحمات و تلاش‌هایی که ایشان برای انقلاب کشیدند مورد نظر نباشد.

هر چیزی را باید در جای خودش قرار داد. زحمات اقای هاشمی جای تقدیر و تشکر دارد و ان شالله که اخلاصی در آن بوده که بتوان در پیشگاه خداوند سربلند باشد. اما این دلیل نمی شود که از انتقادات به ایشان و برنامه‌هایشان و حتی اتفاقاتی که در دروان ایشان افتاد چشم پوشی کرد. این باعث نمی شود که با اندیشه ایشان در اداره امور کشور موافق بود..

هاشمی در هر جایگاهی که هست و بوده، این جایگاه باعث نمی شود که شورای نگهبان وضعیت جسمانی او را در اداره امور کشور مد نظر قرار ندهد. بعید به نظر می رسد کسی بتواند ثابت کند که آقای هاشمی از نظر جسمانی توانایی اداره امور کشور را در این وضعیت که اقای احمدی نژاد به بار آورده دارد. زمانی که ایشان این توانایی را نداشته باشد پس بدون شک ایشان رئیس جمهور نخواهد بود و اطرافیانش هستند که کشور را باید اداره کنند و وای به زمانی که اطرافیان ایشان بخواهند کشور را اداره کنند.

اولین اتفاقی که می‌افتد گرو کشی است. از آنجا که اطرافیان ایشان از جمله کسانی بودند که بعد از انتخابات ۸۸ از طرف نظام مشکلاتی برای آنها به خاطر فعالیت‌های غیر قانونی و مخصوصا از طرف دولت احمدی نژاد ایجاد شد پس بعید نیست که به فکر انتقام جویی باشند. این را تجربه زندگی گذشته‌شان نشان می‌دهد.

انصافا چه کسی‌می‌تواند بگوید این چهره فرتوت و خسته آقای هاشمی توانایی روزی بیش از هشت ساعت کار را دارد. چه کسی می‌تواند بگوید ایشان می‌تواند در همه جلسات هیات دولت حضور داشته باشد. چه کسی می‌تواند ادعا کند ایشان قطعا به تمام امور کشور به شخصه خواهد رسید.

 البته شاید کسی بگوید که ایشان رئیس جمهور شده است که به کارها رسیدگی کنند و قرار نیست همه کارها را خودش انجام دهد. باید بگویم برادر من فقط رسیدگی و سرکشی و اطلاع داشتن از امور اجرایی بیش از این‌ها توان می‌خواهد.

آقای هاشمی در حقیقت ریاست جمهوری را برای اطرافیان خود می‌خواست نه برای خودش و جای بسی خوشحالی بود که دقت نظر شورای نگهبان باعث شد که بار دیگر کشور به سمت یقه گیری و دعوای سیاسی و غیر سیاسی نرود.

[Top]

بیانیه حمایت از ولایت

ولایت فقیه یک اندیشه است و هر کسی قرار است با این اندیشه مخالت کند باید اندیشه وار مخالفت کند. ولایت فقیه یک اندیشه سیاسی در سیستم تفکر اسلامی است. پس باید در این همین اندیشه؛ اندیشه شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

[Top]

طناب طلایی برای بیرون آمدن از بحران اقتصادی

هنوز امپریالیسم جهانی «به معنای معتارف غربی‌اش» از بحران در نیامده‌اند که ناگاه جهان اسلام از خواب دگماتیستی و دیکتاری‌گونه‌اش بیدار می‌شود و هر لحظه صدای آزادی و آزادی طلبی از نقاط مختلفش به گوش می‌رسد.

اولش دنیای غرب یا همان امپریالیسم فکر می‌کند این انقلاب و برخاستن نیز مانند صدا‌های نحیف و بی قدرتی است که هر لحظه از هر جایی شنیده می‌شود و مانند همیشه و با همان سیاست همیشگی از دیکتاری  در بسیار از کشور‌ها دست‌نشانده خودشان است حمایت می‌کند اما وقتی که تونس اولین کشور آزاده شده دیکتاری نام خود را در قرن بیست و یک ثبت می‌کند کمی لرزه بر تن‌شان می‌افتد .

هنوز از چاه بحران اقتصادی در نیامده‌اند که به گنج‌های پنهان‌شان کم کم دارد برای همه آشکار می‌شود و دست‌شان از آن‌ها کوتاه می‌شود. مثل همیشه اتاق‌های فکر‌شان شروع به کار کردن و فعالیت می‌کنند باز هم می‌خواهند از این جریانات آزادی طلبانه به نفع خود استفاده کنند.

شاید زیاد هم ساده نباشد. انبار های تسلیحاتی این کشورها پر است از اسلحه‌های سبک و سنگین، اسلحه‌های که چشم امید دیکتاتور‌ها برای ثبات حکومت‌شان به آن‌هاست و چه چیزی بهتر از یک جنگ داخلی می‌تواند این انبار‌ها را خالی کند. بگذارید مساله را کمی آسان‌تر هم ببینیم. این انبار‌ها را حتی یک دیکتاتور خلیج نشین که احساس خطر کند هم می‌تواند خالی کند.

اگر بعد از این به اصطلاح انقلاب‌ها یا آدم کشی‌ها دیدیم که این کشور‌های در چاه بحران افتاده از با طناب‌های طلایی خلیج نشینان بیرون آمدند نباید تعجب کرد.

[Top]

روحانیت منزوی یعنی یک موجود بی جان.

دیشب ساعت حدود ده بود که یکی از دوستان تماس گرفت و گفت به یُمن اینکه پدر خانم من دیدار نمی‌رود«ایشان یک دیدار دیگر داشتند» کارت به تو می‌رسد ما هم سریع رفتیم و کارت را گرفتیم.

فکر می کردم اگر ساعت هفت و نیم حرم باشم می‌توانم جایی خوبی برای خودم پیدا کنم. اما متاسفانه بدشانسی من همین امروز گل کرد و ماشینم پنجر شد. این شد که حدود ساعت هشت و نیم رسیدم وقتی که رسیدم با صف‌ طولانی ملاقات کننده‌ها روبرو شدم، صفی که در یک خیابان دو سه دور خورده بود. خوشبختانه یا متاسفانه وقتی که ما رسیدیم دیگر لازم نبود توی این صف بلند بایستیم چون شبستان که حل اصلی دیدار بود پر شده بود و دیگر به کسی اجازه ورد نمی‌دادند.

همه آن‌هایی که در صف‌ بودند و تقریبا تمام خیابان را قُرُق کرده بودند به سمت مسجد اعظم راه افتادند. از آنجا نمی‌شد مستقیم آقا را زیارت کرد اما مستقیم و به قول بچه‌ها آن لاین می‌شد اقا را دید. شلوغ بود. آن شبستان به آن بزرگی که یک ساعت و نیم قبل از سخنرانی اقا پر شده بود. من که رسیدم مسجد اعظم به آن بزرگی هم جایی برای نشستن نداشت محبور شدم با یکی از دوستان در حیاط مسجد بنشینیم. آنجا هم تقریبا داشت پر می‌شد. حیاط مسجد را فرش کرده بودند تقریبا تمام جاهایی که فرش داشت و سایه بود پر شده بود. برخی هم روی زمین نشسته بودند جاهایی که سایه بود.

سخنان آقا را می‌شد به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول در مورد قم، تاریخچه حوزه علمیه و علمای برجسته قم و کتاب‌های منتشر شده و… بود. بخش دوم که به نظرم مهمترین بخش و  همان خطبه سیاسی آقا بود در مورد رابطه حوزه و روحانیت با نظام جمهوری اسلامی بود و رفع برخی شبهات سخیفی که امروزه از دهان برخی شنیده می‌شود.

ایشان به شدت با منفعل بودن حوزه و اینکه حوزه کناری بنشیند و کاری به کار کسی نداشته باشد تا شاید احترام بیشتری کسب کند مخالف بودند. این احترام را مساوق بی احترامی و بی عزتی دانستند و بیان داشتند که هر جا که در اسلام و شیعه شاهد پیشرفت و یک تحول بزرگ هستیم از این بر می‌خیزد که حوزه و روحانیت در قبال مسائل روز و پاسخ به شبهات فعال بوده است.

ایشان تاکید کردند که اگر قرار است حوزه موجود و داری زندگی و تحرک باشد منفعل بودن معنایی ندارد منفعل بودن برای کسی است که جان ندارد و چیزی است که بی جان است تفکری ندارد. موجود جان دار و فعال که اهل فکر و تفکر است حاشیه نشین نمی‌شود منفعل نمی‌شود. حوزه دارای فکر و تفکر بوده و است از همان زمانی که حتی حکومت شیعی در ایران شکل گرفت حضور پر رنگ حوزه و روحانیت را می‌توان مشاهده کرد. این یعنی اینکه اگر حوزه عزت و احترامی دارد اگر حوزه جایگاه مستحکمی در میان مردم دارد به خاطر همین است که منفعل نیست بلکه فعال است بلکه در مورد همه مسائل فکر و تفکر دارد.

ایشان همچنین اشاره کردند که روحانی و روحانیت سرباز دین است اگر روحانی گوشه نشین باشد و منفعل باشد و کاری به مسائل اجتماعی سیاسی نداشته باشد منزوی می شود و وقتی که منزوی شد دین هم منزوی می‌شود.

این تفکر که حوزه از مسائل اجتماعی، سیاسی کناربکشد تا دشمنانش کمتر شود تفکر پوچی است چرا که در همین دشمنی‌ها هست که پیشرفت‌ها صورت می‌گیرد. تاریخ نشان داده که هر کسی از روی دشمنی بر علیه اسلام و شیعه  کاری کرده در مقابلش جواب دندان شکن و محکم شیعیان و مسلمانان بوده است.اگر کسی کتابی از روی دشمنی در نقد اسلام می‌نویسند از آن طرف چندین و چند محقق، مرجع، روحانی برجسته در جواب ان کتاب می‌نویسند. اگر کسی از روی دشمنی حرکتی بر علیه اسلام و شیعه انجام می‌دهد در مقابل بیدای و هشیاری مردم است که جواب آن را می‌دهد.

با بی طرف بودن و گوشه‌ای نشستن که مسائل حل نمی‌شود. دشمنی‌ها کم نمی‌شود. بلکه به دشمن قدرت و جرات تعدی و دشمنی بیشتر با این موجود بی‌جان می‌دهد

ایشان همچنین فرمودند که نظام اسلامی مدیون و وابسته به تفکر اسلامی است که از حوزه و روحانیت بیرون می‌آید بنابراین نسبت حوزه و نظام کاملا مشخص است. نسبت حوزه به نظام نسبت دفاع در کنار اصلاح است. حوزه مبنع تفکر نظام است بنابراین حوزه موظف است نظریه‌های اسلامی در مورد مسائل روز را از متون دینی اسلام بیرون بکشد و این نیاز‌ها را بر اساس آن تبیین و تشریح کند. حوزه پشتیبان نظام و نظام نیز موظف به حمایت از حوزه‌هاست.

ایشان در بخش پایانی  به تحول در حوزه علمیه اشاره کردند و فلسفه را کنار فقه مهم و با اهمیت خواندند و تاکید به حضور فعال حوزه در این رشته‌ها و باب‌ها کردند.

# تمام نقل‌های از سخنان مقام معظم رهبری نقل به مضمون است.

این هم از گزارش تصویری امروز من.  البته اگر قرار بود داخل شبستان برویم دیگر از گزارش تصویری هم خبری نبود. و نکته آخر هم اینکه اگر عکس‌ها موبایلی است. دیگر به کرمتان ببخشید.

[Top]

we apologize for behavior of your follower

I don’t know what we should tell to Christians or why they have done like this action because, that’s such a shame.

Everybody how have a little information about Islam knows that the Christ is a holly man for us and Islam has accepted Christians and it called Christ one of the most important prophet and it order to Muslims to respect  to Christ.

As I have pointed out, the Christ, Moses, Abraham and all of the prophets Abraham are some part of history of Islam and the Quran that is the important book of Islam and holly book is talk about them very much. As you know, you can find the story of those prophets in Quran.

However, I don’t understand this animosity against Islam. They always do something like this, they always wanted to be called enemy by Muslims. It is true that they have some normal or realistic people who see kindly and friendly to Muslims but I think they are sin too, because when some of Christian’s people have insulted they are calm and they prefer not to say anything.

It is a long time those contumelies occur on the world but isn’t supported by church. If you read history you can find those. But most of them aren’t public or aren’t in the media.

When the clergyman of Church invites people to burn Quran in the media he doesn’t think about their act. I don’t know how they have done some think like this and expect Muslim people to respect them. They are so crazy because they burn themselves and wanted not to burn.

It is clearly, the Christ who is called peace prophet doesn’t agree with those inimical and abusive behaviors because they aren’t according to his way to receive God. He is a kind man and always enjoins his follower to be kind with other people.

When I heard this happened I remember our letter to Christ that was about the behaviors of Christians. We think we they understand we wrote a letter to their prophet maybe they were embarrassed but everybody knows that it isn’t except wrong dream.

I think we should complain about those behaviors to Christ maybe if we apologize to Christ because I think he is angry and shame about behavior of his follower to God and our prophet Mohammad it will be better.

Without any doubt with this behavior and action, we don’t have a good word because if everyone insults other he can’t expect regard and respect from them and the world without respect is the world without human and humanity like forest.

[Top]

سازمان بین‌الملل اسلحه‌ای برای پایمالی حقوق بشر

شاید کسی فکر نمی‌کرد  انسان به مرحله یا درجه‌ای از اخلاق و انسانیت برسد که به حقوق حیوانات احترام بگذارد و هزاران ان جی او، سازمان و موسسه برای این کار تاسیس کند. اما در این زمان این یک واقعیت است واقعیتی در زیر هزاران تفکر پوچ و خیالی نژاد پرستی گم شده است.

اشتباه نکنید نفس این کار ناپسند نیست، اما این‌ها همان کسانی هستند که برای انسان‌ها به اندازه حیوانات احترام و ارزش قائل نیستند این‌ها همان‌هایی هستند اگرچه از حیوان بی شعور حمایت می‌کنند اما فکر و ذهن‌شان در گرو ایدولوژی وقیح و نکبت‌بار نژاد پرستی است.

انسان‌هایی که امروزه اسیر رسانه‌ها هستند و مدام خزعبلات آن‌ها در زندگی‌شان غوطه‌ور است. انسان‌هایی حقیقت‌ها را از پشت صفحه‌های مربع یا مستطیل شکلی می‌بینند که حتی بازتابی از حقیت هم نیست.

حقیقت این است که در سال‌های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ فاجعه‌ای در شرق اروپا روبروی چشمان سربازان سازمان ملل رخ می‌دهد که روی هر چه یهود کشی است را سفید کرده است. انسان‌هایی که به حرف  و گفته نیروی‌های حافظ صلح سازمان ملل اعتماد کرده و تمام اسلحه‌ها خود را تحویل داده بودند و در مقابل منتظر حمایت سازمان ملل از آن‌ها بودند.کشتار مسلمانان بوسنی اما اتفاقی که در منطقه امن سازمان ملل می‌افتد چیز عجیبی نیست. این همان معامله انسان‌های به اصطلاح متمدن غربی است که در صلح و دوستی وارد می‌شوند و در نهایت سرت را می‌برند و می‌گذارند جلوی خانواده‌ات.

صرب‌ها به منطقه امن وارد می‌شوند و از نیروی‌های سازمان ملل می‌خواهند به مسلمانان بگویند که سلاح‌های خود را تحویل بدهند و ان‌ها هم این‌کار را می‌کنند اما قبل از آن اتفاقی افتاده بود و آن هم این بود که ۱۵ نفر از نیرو‌های هلندی اسیر صرب‌ها بودند و هلندی‌های حافظ صلح معامله‌ای خوبی با صرب‌ها کردند. آن‌ها اجازه دادند که صرب‌ها هشت هزار مسلمان را بکشند تا بتوانند ۱۵ نفر اسیر خود را آزاد کنند.

این تنها یک قسمت از جنایاتی است که صرب‌ها در حق مسلمانان انجام داده اند اگر قرار باشد تمام جنایات صرب‌ها بیان شود جایی برای چیزی به نام حقوق بشر، یا همان سازمان بین‌الملل نمی‌ماند و اگر قرار باشد این چنین سازمان‌هایی که ساخته خود قدرت‌های بزرگ و ناقض حقوق بشر است مورد تایید باشد که دیگر این‌ها ناقص حقوق بشر یا قدرت‌های بزرگ جهان نخواهند بود.

هنوز چاه‌هایی که در آن زنان مسلمانان زنده زنده دفن شدند وجود دارد و فقط یک نمونه از آن را می‌تواند از زبان  خانم «حازیرا کاتوویچ بیدیک»  شنید او یکی از قربانیانی  است که به طور معجزه آسایی بعد از حدود ۸۰ روز زندگی در چاهی که حدود ۸۰۰ زن، دختر و بچه مسلمان مرده بودند جان سالم به در می‌برد.

تجاوز‌های سیستماتیک به زنان مسلمان که تعداد آن بعد از بررسی‌های انجام شده به حدود ۲۰ هزار می‌رسد را می‌تواند از دیگر جنایات آنان بیان کرد.

البته این جنایات در حالی رخ می‌دهد که اروپاییان و مخصوصا آمریکا جلسات متعددی درباره صلح و حل این مساله گرفتند که پای ثابت همه این جلسات سازمان امنیت و سازمان ملل بود. ولی آنچیزی که از میان تمام این جلسات بیرون آمد چیزی به غیر از این جنایات در حق مسلمانانی که در کل ۶ ساله جنگ در قحطی به سر می‌بردند نبود.

اگر قرار باشد بگوییم صرب‌ها خودشان و بدون حمایت دولت‌های بزرگ و خونخوار مدعی صلح و حقوق بشر این جنایات را انجام داده‌اند حرفی بسیار سطحی و غیر قابل قبول است. کشتن این همه انسان  احتیاج به حمایت قدرت‌های بزرگ دارد و این حمایت‌ها را در نوع سلاح‌های استفاده شده در این جنگ توسط صرب‌ها می‌توان ثابت کرد.

علاوه بر‌ آن روابط خوب و مثبت صرب‌ها با آمریکا در آن روی سکه جلب توجه می‌کند و این در حالی است که آمریکا مخالف سر سخت تبدیل شدن یوگسلاوی که تحت سیطره و حکومت صرب‌ها قرار داشت به سه کشور بود.

کشته شدن هشت هزار مسلمان  که حدود شش هزار نفر آنان را از گور‌های دسته جمعی در آورده‌اند آن هم در قرن روشنگری، در پیش چشمان نیروی‌های به اصطلاح صلح کاری بسیار فجیع تر از هولوکاست موهومی است که از حلقوم کثیف صهیونیست‌ها بیرون می‌آید. کاری را که هیتلر انجام داد هیتلری که ادعایی از حقوق بشر نداشت، هیلتری که در مقابل سازمان‌های صلح بین المللی قرار نداشت در مقابل این جنایات چیزی حساب نمی‌شود.

اما آن چه در میان رسانه‌ها در این مورد وجود دارد چیزی به جز سکوت سرد و معنا دار غرب در این مساله نیست. چرا که تبیین این مساله چیزی به جز رسوا کردن آن ها ندارد. و در مقابل ما انسان‌هایی هستم که اسیر رسانه‌ها هستیم چیزی از جنایات صرب‌ها نمی‌دانیم و شاید حتی به گوش‌مان هم نخورده است.

برای  مطالعه بیشتر

مروری بر تاریخ مسلمانان در یوگسلاوی و جنگ در بوسنی و هرزگوین

بازخوانی قتل عام “سربرنیتسا” کشتار ۸۰۰۰ نفر به جرم مسلمان بودن

نخست وزیر انگلیس اعتراف کرد قتل عام مسلمانان درسربرنیتسا جنایت و باعث شرمساری اروپا است

کشتار ٨٠٠٠ نفر به جرم مسلمان بودن

۱۵ سال از کشتار مسلمانان بوسنیایی در سربرنیتسا می‌گذرد

شاید عکس‌ها بهتر از هر چیزی گویای این جنایت باشند

[Top]

بصیرت مردمی

من معتقدم هر کسی هر جایی که هست وظیفه‌ای دارد و انسان‌ها به تفاوت جایگاه و سطح فکری و اجتماعی خود وظایف مختلفی بر عهده دارند که در خیلی از موارد این وظایف گفتنی نیست و فهمیدن و انجام دادن آن بستگی به درک انسان دارد. مثلا وظیفه رهبری در مقام رهبریت چیزی است و وظیفه‌ما حامیان و فداییان ولایت چیز دیگری . البته اینجا معیاری هم برای این کار وجود دارد. بگذارید برایتان مثالی بزنم. داستان تسخیر لانه جاسوسی بهترین نمونه است. امام در مقام رهبری و ولایت شاید نمی توانست دستور چنین کاری را بدهد اما وقتی دانشجویان خودجوش این کار را می‌کنند از آن‌ها حمایت می‌کند.

اگر چه آقای سید حسن خمینی در سخنان ناتمامش به جای اینکه به رفتار و کردار گذشته خودش فکر کند به جای اینکه به این فکر کند چه کرده که مردم از دست او ناراحت و خشمگین هستند و نمی‌خواهند سخنان او را به عنوان نوه امام بشنوند بارها اعلام می‌کند شلوغ نکنید و صحبت از یک عده‌ای می‌کند که در داخل هستند و  می‌خواهند حق دیگران که خارج از صحن هستند بگیرند و از این گونه حرف‌ها.(به گفته شاهدان عملی که خودم با آن‌ها صحبت کردم وقتی اقای سید حسن این حرف را می‌زند به یکباره کل سالن بلند می‌شود و حتی تمام آن‌هایی که بیرون از محوطه نشسته‌اند بلند می‌شوند و از این‌جا به بعد است که دیگر سید حسن نمی‌تواند سخنرانیش را جمع و جور کند و مجبور به ترک تریبون می‌شود.)

همانطور که گفتم هر کسی در هر جایگاهی که هست وظیفه‌ای دارد و به نظر من مردمی که در آنجا بودند به خوبی وظیفه‌‌ی‌ خود را انجام دادند آن‌ها به عنوان نمونه‌ای از عامه مردم آگاه و با بصیرت به خوبی نشان دادند که قرار نیست سید حسن نوه امام خمینی باشد و در مقابل رهبری قد علم کند و با کسانی که رهبری بارها و بارها به آن‌ها تذکر داده هم سفره و هم زبان شود.

یار یاوران سید حسن کجا بودند که در حمایتش شعار دهند تا مردم بفهمند که سید حسن یاورانی هم دارد. کجا بودند آن‌هایی که سیدحسن برایشان سینه  می‌زد و با دل همراهشان بود. باید سید حسن می‌فهمید که آن‌ها، آن‌هایی که با‌هاشان هم صدا شده بود بیشتر ازهمان مگسان گرد شیرینی نیستند. آن‌ها چه می‌دانند ۱۴ خرداد چیست؟ و چه می‌دانند امام خمینی چیست؟  امام متاسفانه به جای اینکه سید حسن در رفتار و کردار خود تجدید نظر کند و کمی به رفتار‌ها و عمکرد‌های گذشته خود بیاندیشد، شعار‌های مردمی را زاییده یک برنامه از قبل تعیین شده می‌داند واین‌ها را مردم حساب نمی‌کند.

آقای سید حسن باور کن آن‌ها مردم بودند که از عملکرد تو به عنوان نوه امام ناراحت بودند از تو  به عنوان نوه امام که در مقام حفظ و نشر ارزش‌های امام خمینی هستی توقع داشتند که حداقل به سخنان و فرامین امام خمینی عمل‌ کنی. آقای سید حسن آن‌ها مردم بود و تمام شعار‌هایشان نشانه انتقادشان به تو بود و ما هم مردم هستیم و به تو و عملکرد تو منتقد هستیم.

در بین این صفحات مجازی آدم‌های زیادی بودند که در باب این حادثه نوشتند مهم نیست که کدام‌شان با عملکرد مردم مخالف و کدام‌شان موافق بودند مهم این است که همه‌شان در انتقاد از تو هم زبان بودند. آقای سید حسن این انتفاد، یک انتقاد مردمی است از تو، از عملکرد اخیر تو.

اما در آن سوی تصویر رفتار مقام معظم رهبری در مقابل مردم با سید حسن بسیار پسندیده و شیرین بود.بسیار به دلم چسپید و به حق ایمانم به تدبیر و سیاست رهبری بیشتر شد. این دقیقا بهترین کاری بود که بعد از انتقاد مردم می‌توانست رهبری انجام دهد و معنایش هم بسیار واضح است.

این یک معنا برای مردم داشت و یک معنا برای سید حسن؛ رهبری با این رفتار خود به مردم فهماند دیگر بس است شما انتقاد خود را کردید و امید است سید حسن متوجه رفتار خود بشود و چون هنوز سید حسن از انقلاب است و نوه امام است باید در پیکره انقلاب و نظام بماند. به مردم فهماند دیگر باید حساب او را با حساب اهل فتنه جدا کنند باید از این به بعد او را به عنوان نوه امام قبول کنند.

اما از سوی دیگر با این رفتارش به سید حسن فهماند تو با اینکه اشتباهات بزرگی انجام دادی اما برای ما هنوز همان نوه امام عزیز هستی و برای ما بسیار عزیزی بیشتر از آنچه دیگران و آن‌ها به تو می گویند.

این تدبیر رهبری دست سوء استفاده فتنه گران یا همان دیگران را بست دیگر نمی‌توانند با این بوسه و مصافحه آقا با سید حسن او را از خود بدانند و خود را زیر پرچم او پنهان کنند و یا زیر پرچم سید حسن سینه بزنند. چون هر چه که باشد سید حسن مورد احترام آقای ماست.

سخنان رهبری در ختم فتنه و فتنه گران بسیار روشن و واضح بود که من به یاد ندارم چنین سخنان روشنی را تا قبل از این فرموده باشند. با اینکه اسمی از کسی برده نشد اما همه آدم‌های فتنه گر را شناختند.

[Top]

نازیست‌های مدرنیست شده!

امام خمینی «ره» وقتی که از اسرائیل صحبت کرد همه ایرانیان و مسلمانان تکلیف شان با اسرائیل روشن شد. همه فهمیدند که اسرائیل چیست و برای چه آمده و چه خطری برای اسلام و مردم دنیا دارد.

آمد و روز قدس که آخرین جمعه ماه رمضان است را با استعمار ستیزی همراه کرد. تا همه مسلمانان و آزادگان جهان بدانند که نازیسم واقعی اسرائیل است. هیتلر زیر خروار‌ها خاک است ولی تفکرش در اسرائیل این نطفه ناپاک جهان مدرن وجود دارد.

امام خمینی این را از همان اول می‌دانست و فهمیده بود که این غده سرطانی فرزند ناپاک هیتلر است. درست است که پرچم هولوکاست را در دست گرفته‌است اما با همین پرچم است که بارها و بارها خودشان هولوکاست را خلق کردند.

نمی‌دانم اگر هیتلر هم بود گروه امداد که برای کمک آمده بودند را می‌کشت یا نه، اما اگر هم اینکار را می‌کرد حرجی به او نبود چون حداقل، ادعایی از حقوق بشر و این حرف‌ها نداشت و صبح تا شب در رسانه‌ها صحبت از حقوق بشر نمی‌کرد و اما این اسرائیل است باید نشان دهد که باهیتلر متفاوت است باید نشان دهنده از هیتلر و آلمانی‌ها برتر هستند آن‌ها خیلی‌ کارها می‌توانند بکنند که حتی هیتلر نکرد آن‌ها باید به همه بگویند که به کمترین حقوق انسان‌ها هیچ ارزشی قائل نیستند.

امروز همه آمده بودند و مثل همیشه از این غده سرطانی خمشگین بودند و همه در آروزی آن سطل آبی بودند که بتوانند اسرائیل را نابود کنند. همان سطل آبی را که امام خمینی به دست مسلمانان داد و خودش عزیمت کرد و رفت و نماند تا بازهم رهبریمان کند تا این سطل‌های آب را بر سر اسرائیل بریزیم نماند تا با چشم خود نابودی اسرائیل را ببیند.

امام عزیز رفتی و نماندی تا اسرائیل را با سخنانت با حرف‌هایت با اشاره‌هایت نابود کنی و ما همه به امید این هستیم که روزی آقا و سرورمان بیایید و این سطلی که تو به دست‌مان دادی به رهبری او بر سر اسرائیل ریخته شود و نابود شود.

××امروز وقتی که عکس می‌گرفتم به این فکر می‌کردم که اگر موبایل آن دوست عزیز که دوربینش ۸ مگا پیکسل بود دستم بود عکس‌هایم بهتر می‌شد دیگر ببخشید اگر کیفیت ندارند.

[Top]