Archives: بهمن ۱۳۸۵

حکایت



ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست .



دانستم از آن احتراز می کند که ذکر همه عضوی روا نباشد و خردمندان گفته اند : هر که سخن نسنجد از جوابش برنجد .



 



تا نیک ندانی که سخن عین صواب است               باید که به گفتن دهن از هم نگشایی



گر راست سخن گویی و در بند بمانی                       به زانکه دروغت دهد از بند رهایی

شهادت آب بر بهترین خوبیها

تا حالا چیزی درمورد شهادت آب شنیدید





شخصی به نام پرفسور ایموتو روی آب یه سری ازمایش ها انجام می ده ومتوجه می شه که مولکول های آاب نسبت به هر چیزی واکنش نشون می ده



ساده بگم نسبت به حرفهای خوب و چیز های خوب مولکول آب خوشگل می شه و نسبت به حرف های بد وکارهای بد وادم های بد زشت میشه



خانم حمیده بی طرف این طرح رو می بینه وهمین کار رو بر روی آلیاژ ها انجام میده و همین نتیجه بدست می یاد یعنی اونهاهم مثل اب اداک و فهم دارن



این خانم طرحش را در جشنوراه خوارزمی ارئه میده و یکی از طرح های برتر شناخته میشه



حالا چرا می گن شهادت آب …….



این خانم می یاد برای اب انواع موسقی پخش می کنه و چیزهای زیاد روی لیوانی که داخلش اب هست می نویسه



و در آخر سر هم برای اب قران پخش میکنه



جالب اینکه زیبا ترین و خوشگل ترین حالت آب رو مشاهده میکنه و این حالت مولکول های اب رو به همه داوان جشنواره نشون میده



اوناییکه اطلاعات بیشتر می خوان می تونن به این آدرس رجوع کنند





البته یه سخنرانی در این مورد هست که انشا الله برای استفاده دوستان حتما می زارم



تا فردا پس فردا حتما ببینید انقدر جالب هست که اگه برای دانلود یک ساعت هم صبر کنید ارزششو داره ….



[Top]

روحش شاد……



انا لله و انا الیه را جعون



تو رفتی ولی به انچه که دوست داشتی رسیدی



به اربابت آنکه به او اقتدا کردی



شاید در نجوای عارفانه ات در روز عرفه خود از خدایت خواستی که این انتظار را



به وصال تبدیل کند



رفتی چه زمان هم رفتی ان زمان که خداوند در حال دادن اجر و پاداش است اجر و پاداش بندگان مخلصی که به ابراهیم خلیل اقتدا کرده و قربانی کردند



شاید اجر و پاداش تو همین بوده



حسن جان می دانم که بر سر سفره خان اربابت هستی و بر دستانش بوسه می زنی خوشا به حالت





برای خواندن قرآن برای این دوست وبلاگ نویس اینجا برید

[Top]

بقیه الله

اشعار مرحوم فیض کاشانی رو می خوندم،یکیش به نظر خیلی زیبا اومد که بر اساس بیتی از حافظ نوشته که می گه:
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد




یعنی این تیره شب غیبت مهدی (عج) روزی از دم صبح حضورش لمعان خواهد شد



عالم ار پیر شد از جور و ستم باکی نیست از قدوم شه دین امن و امان خواهد شد



مشکلاتی که به دلها شده عمری است گره حل آن همه در لحظه آن خواهد شد



دانش کسبی صد ساله این مدعیان نزد علمش به مثل برگ خزان خواهد شد



این اباطیل و اکاذیب که شایع شده است همه را حضرت او محو کنان خواهد شد



طعنه برحق چه زنی ای که به باطل غرقی تو به این غره مشو، نوبت آن خواهد شد



فیض اگر در قدم حضرت او جان بخشد زین جهان تا به چنان رقص کنان خواهد شد





الا که راز خدایی،خدا کند که بیایی

[Top]