Archives: مرداد ۱۳۸۶

فرق پدر من با….

اون زمان ها که بچه بودم (البته نه اینکه فکر کنید حالا خیلی بزرگ شدم)وقتی یه چیزی رو زمین پیدا می‏کردم برنمی داشتم آخه بابا مامانم گفته بودند که مال حرام و..آخرش هم اینکه جهنم و..
بزرگتر که شدم فهمیدم که اگه زیر ۲۰۰ تومن باشه ایرادی نداره می شه برداشت یادمه تو مدرسه بعضی از بچه ها وقتی به کنسی می‏خوردند یک چرخی تو مدرسه می زدند و این پول هایی که این طرف اون طرف مدرسه پیدا می‏کردند می‏گذاشتند تو جیب مبارک البته بگم حلال حروم حالیشون می‏شد اون پول‏هایی که زیر ۲۰۰ تومن بود رو برمی‏داشتند،وبعضی وقتا به هزار تومن هم می رسید اینجاس که میگن قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود ،البته بگم که اگثر این پول‏های پیدا شده سکه بود از ۲۵ تا ۵ تومنی ((آخه اون موقع هنوز اینقدر اقتصاد ایران افت نکرده بود که سکه ۵۰ تومنی بیاد)).
خوب اینم یه نوع لطف بود برای مدرسه آخه از این پولا زیاد پیدا می‏شد این پولا برای خیلی ها به حساب نمی‏اومد به همین علت کسی دنبالش نمی رفت اگر هم می‏دید بر نمی داشت احتیاط می‏کرد و این باعث انباشت مقدار زیادی سکه برای مدرسه می شد که توش می‏موند که چیکارشون کنه.
حالا که یه مقدار بزرگ شدم برام خیلی سخته وقتی چیزی گم می‏کنم،با خودم فکر می‏کنم آدم چطور به‏خودش اجازه می‏ده وسیله و مال یکی دیگه رو برداره واستفاده کنه ….شاید مردم همه چیزایی که رو زمین می‏بینند فکرمی‏کنند زیر ۲۰۰ تومنه خوب نمی‏شه به مردم ظن بد برد آخه همه که بد نیستند .
یه دفعه آدم یه کیف پول گم می کنه که داخلش کلی مدرک و پوله بعد از چند روز می بینی یکی از دوستات می‏یاره دم خونه بهت تحویل‏می‏ده یه دفعه هم یه عینک یه جا ،جاا می زاری بعد از ۶۰ثانیه که برمیگردی می‏بینی نیستش.ان شاالله که محتاج بوده ….
اما من هنوزم که هنوزه اگه یه چیزی تو خیابون می بینم دست نمی‏زنم((مگر اینکه خیلی قیمتی باشه آخه گرگ زیاد شده تو این دور زمونه ))واین اثر حرفای پدرو مادرمه که همیشه تو گوشم هست.
خداییش دست همچین پدرو مادرایی رو باید بوسید اونا مصداق همون هایی هستند که خدا براشون بهشت رو مهیا کرده….کاشکی همه پدر ومادرا مثل پدرو مارد من بودند یاد می دادن که…
>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>پدرم،مادرم خیلی ممنون که به من آموختیدتا…
<<<<<<<<<<<<<ضمنا سالرزو تولد عزیز دلم آقا امیر المومنین وروز پدر رو به همه
<<<<<<<<<<<<<<<پدرا علی الخصوص پدر خودم و همه دوستان تبریک میگم

دین.هنر.اسلام

بعضی مقوله ها دردین نمی گنجد ولی ما دیندار‏ها می خواهیم به زور آن را در دین جای دهیم  شاید فکرمی کینم فقط، آنچه قرآن ودین ان را بیان کرده باید انجام داد وچون این مقوله ها مورد پسند ما انسانها هست ودین به ان اشاره مستقیم ندارد و در حیطه دین نمی گنجد پس باید به ا ن وجهه ی دینی داد تا بتوان آن را انجام داد …..
بعضی بر این عقیده اند مبنای دین این است که حلال ها رابیان می‏کند پس هرآنچه که بیان نکرده یا حرام است یاحلال نیست توجه داشته باشید حلال نیست یعنی شبهه دارد و نباید آن را انجام داد  ……..
برای بررسی این مساله اول باید دین را معنی کرد و حیطه دین را مشخص کرد که آیا این گونه مسائل در حیطه دین می باشد یا خیر؟؟؟ایا دین تاثیر مستقیم باید داشته باشد یا خیر؟
آنچه از دین بیان شده و در تعریف دین گفته می شود دین همان باید ها و نباید های رفتار های انسانی می باشد، پس حیطه دین همان رفتارو اخلاق اسلامی می باشد،به عبارت دیگر،اهم موضوعات دین ،نه!شاید بتوان گفت همه موضوعات دین حول همان مطلب ،یعنی رفتارو اخلاق انسانی می باشد.
به عبارت دیگر دین یک مقوله تاثیر گذار است البته نوع دین مهم نیست وهیچ فرقی نمی کند چه دینی باشد اسلام، یهود، مسیحی و ……مهم این است که مقوله دین با هنر متفاوت است
پس هر آنچه که درحیطه رفتارهای انسانی نباشد بطور کلی از حیطه مستقیم دین خارج می شود یعنی دین اثر مستقیم بر روی آن ندارد.البته نمی شود منکر تاثیر غیر مستقیم دین شد بلکه مسئله و صحبت تاثیر مستقیم است
هنر یکی ازآن مقوله هایی می باشد که ما می خواهیم به زوردر دین جای دهیم،شکی در این نیست که دین تاثیر خاصی درهنر گذاشته ولی این اثر به طور حتم مستقیم نمی باشد، چون هنر از مقوله های رفتار های انسانی ،یعنی از باید ها ونباید ها نمی باشد
یکی از فرق های بارز دین و هنر را می توان چنین بیان کرد که دین یک مقوله تاثیر گذار اما هنر یک مقوله تاثیر پذیرمی باشد که فرهنگ وموقعیت جغرافیایی از مهمترین موثر های هنر می باشند.
 پس تاثیر دین در هنر را می‏توان به این صورت بیان کرد کرد : دین باعث تغییر در رفتارهای انسانی می شود واین تغییر باعث  تغییر در فرهنگ و تفکر انسان می شود و این تغییر در تفکر و فرهنگ باعث تغییر در هنر و ایجاد روش خاصی از هنر می شود که ریشه این تغییر وبوجود آمدن سبک خاص هنر همان دین است .
پس لازم نیست برای داشتن یک هنر اسلامی و یا داشتن یک سبک خاصی از هنر به نام هنر اسلامی، اشارات مستقیم از دین یا اسلام در مورد هنر داشته باشیم حتی اگر در دین کلامی یا سخنی در مورد هنر وجود نداشته باشد به هیچ وجه نمی توان نقش هنر اسلامی را انکار کرد.
در هنر مهم این است که اثر هنری براساس چه تفکری ساخته شده و انکاروجود تفکر اسلامی یا هنر اسلامی همانند انکار وجود خورشید در روز است .

[Top]

گفتنی ها رو باید گفت…..

می خواستم ادامه سفر نامه مو بنویسم اما حس کردم از توش چیز بدرد بخوری در نمی یاد فقط تو یه چند نکته خلاصش میکنم تو کل این یه هفته ای که من شمال بود و به طور کلی شرق تا غرب دریای خزر رو دیدم بیشترین چیزی که اونجا بود و همیشه بود وهر جا که پا می گذاشتی اثری ازش پیدا می کردی آشغال بود البته بگما این از بی کفایتی و بی موالاتی مردم نبود،حتی ما که خودمون از این جریان عذاب می کشیدیم و مواظب بودیم ‍،برخی از اوقات مجبور می شدیم اشغال هامون رو تو دامن طبیعت بریزیم آخه باور کنید سطل آشغالی پیدا نمی شد خوب چی کارکنیم دیگه ماهم مثل بقیه …
اونجا بود که فهمیدم مردم ما هم همچین بی ادب و بی فرهنگ نیستند این مسئولان هستند که یه مقدار بی فرهنگ و بی درایت هستند بعدشم هی می یان تو تلوزیون میگن اقا اشغال نریزید محیط زیست و این حرفا خوب بابا شماسطل اشغال بزارید بعد به این بنده های خدا خرده بگیرید‍،……..
بابا مردم که مرض ندارندخوب اگه شماهمه جا حتی کنار دریا سطل اشغال بزارید خوب اونام اشغالاشون رو می ریزن تو سطل اشغال……
فکر کنم بابل بودمریض شدم رفتم دکتر به جناب دکتر طعنه زدم ویه تیکه ای بهش انداختم که این سوغات شهر شماست با یه حالت شرمندگی حرف منو تصدیق کرد ما هم بهش تو پیدیم گفتیم جناب دکتر شماباید این مسائل رو منتقل کنید و….
سرتون رو درد نیارم واقعا هر چقدر اونجا زیباست این چیزا چهره زیبای اونجارو کثیف میکنه یادتون باشه اگه شمابه یه جایی رسیدید حتما برای اونجا یه فکری بکنید ………..البته اگه تا اون موقع هنوز اونجا شمال باشه …..
فکر میکنم اونجا بودکه فهمیدم چرا تو دین اسلام کنار دریاها و رود خانه ها از مکان های عمومی شمرده شده به عبارت دیگه کسی نمی تونه مالک بشه ….بابا ما هر جا می رفتیم همش ملک خصوصی بود ملک خصوص …ای بابا ………..دیگه دراین مورد چیزی نمی گم چون قضیه سیاسی می شی متو جه شدید دیگه ؟؟!!

[Top]

من و تو باهم نیز هیچیم



اگه بخوای بدونی که نمیدونی باید خیلی راه ها رو طی کنی …….
اصل زندگی بشر برای اینه که بدونه هنوز هیچی نمیدونه ،وقتی اینو فهمیدی اون موقع شاید یه چیزایی فهمیده باشی
خلاصه بگم هر کجا که باشیم و هر جای دنیا رو تسخیر کرده باشیم بازم هیچی نیستیم
اینو زمانی می تونی بفهمی که یه جا های خاص،قدرت لایزال حق رو ببینی،البته به هر جاکه نگاه کنی وتفکرکنی می تونی این قدرت رو درک کنی،اما بعضی چیزا دیگه از بس دور بر ماست برامون عادی شده ……به همین خاطر می گم جاهای خاص..
سفر ما از غار علیصدر شروع شده اره این مدت که نبودم یه مسافرت کوچک رفتم که اولین اتراقگاهمون غار علیصدر بود
خیلی جالبه ها،یه غار به اون عظمت تو یه کوه کوچک…ما فکر می کردیم این غار علیصدر که حدود ۱۵۰ میلیون سال قدمت داره حتما باید تو یه کوه بزرگ باشه حالا نمی گم دماوند ولی یه جوجه دماوند حداقل که باید باشه
یه غار بزرگ و زیبا که هر جاش نگاه می کردی از قدرت الهی لذت می بردی ….در دل یه کوهی که ۱۰ الی ۵ دقیقه ای می شد فتحش کنی…
به نظر من و یکی دوتا از هم سفرامون لذت بخش ترین قسمت سفر همون غار علیصدر بود که خیلی بهمون حال داد
اون جا واقعا حس خورد بودن و هیچ بودن خودم رو حس کردم …….



[Top]