Archives: مهر ۱۳۸۶

ولنتاین خدا…

و امشب شب قدر است …
شبی که در آن درب‏های آسمان به روی بندگان خدا باز است
پس باید شتافت قبل از اینکه این درب‏ها بسته شود …
نمی‏خواهم در مورد شب قدر حرف های تکراری بزنم ،چون فکر می‏کنم انقدر حدیث و آیه شنیدید که هر چه دراین مورد بگویم، تکراری خواهد بود .می‏خواهم شب قدر رو از منظر خودم برایتان تشریح کنم …
شب قدر مسابقه بنده آزمایی خداوند است شبی که خداوند برای همه انسان ها دعوت نامه فرستاده و همه را دعوت کرده به ضیافتی عظیم، آن هم چه عظمتی، که تمام فرشتگانش را مامور کرده تا در این شب به امور بندگانش بپردازند.
شب قدر شب تضرع است، گریه، گریه به درگاه آنکه کریم است و کرامتش آنچنان روشن است که هیچ شکی درآن نیست
اصلا مهم نیست که شب قدر چقدر ثواب و منزلت دارد.یا چه به تو می دهند یا …
ای بنده خدا مهم این است که او منتظر توست وبرای تو جایی خالی کرده، تا تو شاید بیایی و با او صلح کنی، نمی دانم چقدر لذت دارد به این نکته رسیدن که امشب عظیمی عظیم، مهربانی رحیم، منتظر توست و مطمئن باش که او تو راهم دعوت کرده …
و اما روی دیگر شب قدر شبی اسف‏ناک است که زمین باید بر سر زند که مردی بزرگ در دامن او به تلاطم افتاده ، چه بگویم حتی بزرگ هم نمی تواند وصف او باشد بلکه او بزرگتر از بزرگ است .
_مهمانی به خانه دعوت می‏کند در حالی که طعام اندکی در خانه است سفره می‏اندازد طعام را در سفره می‏نهد وچون می‏بیند اگر او هم طعام با مهمان شود شاید مهمان را کافی نباشد و اگر هم طعام نشود موجب خجالت مهمان شود لذا دست به چراغ می‏برد که آن را اصلاح کند ولی چراغ را خاموش می‏کند و به فاطمه می‏فرماید که در روشن کردن چراغ کمی تعلل کند تا مهمان غذایش را در تاریکی بخورد و خود نیز دهان می‏جنباند تا که مهمان تصور کند علی نیز با او هم غذاست و خجالت نکشد …
و این بنده خداست و اما خدا چگونه باید باشد. اگر این بنده اوست، قانون خلقت می‏گوید هرشیی که چیزی به شی دیگر می‏دهد با خود کمال آن باشد.
و اگرعلی(ع) کمال ببخش نیست پس کمال ببخش چیست ای خدای مهربان…ای خدای مهربان … ای خدای مهربان…
و تو خود کمال ببخشی …پس نگاهی به این افتاده فقیر دست از پا دراز تر که در گنداب نافرمانی تو غرق است بینداز،دست هایم رو بگیر که تو و فقط تو دستگیری…
و یادتان باشد خدا خیر خواه است و از خیر خواهی لذت می‏برد پس یکی از طرفند های استجابت دعا این است که شما دیگران را دعا کنید و برای دیگران طلب خیر کنید تا خدا همان را برایتان مستجاب کند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند : «برای استجابت دعا با عضوی دعا کنید که معصوم باشه»؛ اصحاب ناراحت شدند و گفتند: یا رسول الله ما که عضو معصومی نداریم چه ؟ مایی که با همه اعضایمان گناه کرده ایم دعایمان استجابت نمی شود؟ حضرت حضرت فرمودند: «زبان هر کدامتان برای دیگری معصوم است، چون هیچکدام با زبان دیگری گناه نکرده اید؛ پس برای یکدیگر دعا کنید تا مستجاب شود»
ای خیر خواه عظیم …دستم بگیر…
از همه دوستان التماس دعا دارم خیلی دعا کنید تو این شب ها می شه خیلی چیز ها رو عوض کرد….خیلی

خود گول زنی مفرط

ترس و وهمِ شکست همیشه در وجود ما انسان‏ها است .اما گاه انسان ها بر این ترس و وحشت چیره شده و تصمیمی مناسب می‏گیرند و گاه هم….
خداوند انسان را آفرید و به او از روح خود دمید و او را مختار ساخت تا بتواند تعقل کند و تصمیم بگیرد و عمل کند و تنها معیار برای سنجش انسان ها را عقل قرار داد.
ارزش اسلام به عقل و تعقل آن‏قدر زیاد است که یک ساعت تفکر را برابر با هزار ساعت عبادت می داند …
اما برخی از مامسلمان‏ها سعی داریم همیشه از میان‏ بُر استفاده کنیم که یکی از رایج ترین این میان‏بر‏ها استخاره است !!!
و اما استخاره چیست و کاربرد آن کجاست ؟
استخاره یه نوع قرعه با قران است، که هیچ حجت شرعی ندارد یعنی اگه خلافش رو انجام بدید گناه ندارد و یا اگر بهش عمل کنید ثواب ندارد‍.بابا این حرف من نیست کفر که نگفتم امام خمینی اینو گفته ببینید
خیلی پیش می‏آید که کسی استخاره می‏‏گیرد اماوقتی عمل می‏کند بر عکس از کار در می‏آید یعنی استخاره خوب می‏یاد، اما براش بد تموم می‏شه ویا بد می‏‏یاد ولی وقتی انجامش می ده خوب براش تموم می‏شه…
حرفی در این نیست که قرآن کتاب خداست کتاب حکمت و معرفت ولی این دلیل نمی‏شه که پیشگویی کنه دلیل نمی‏شه که بیا به شما بگه کار شما درسته یا غلط،خدا به انسان عقل داده و شعور داده و راهنمایی کرده ما را و به ما دستور داده که همیشه فکر کنیم و مشورت کنیم وبعد تصمیم بگیریم … ببینید
برخی از ما مسلمانان ها سعی می‏کنیم این عقل‏مون رو توشیشه‏ای بذاریم و فکر و تحقیق نکنیم و بعد بریم سراغ استخاره بعدشم اگه طبق خواسته ما نشد همه چی رو می‏اندازیم گردن خدا، می‏گیم خدا خواست یا خدا نخواست یا …
این حرف‏ها منطقی و عاقلانه نیست، خدا علم دارد،قدرت دارد، اما همه چیز را دست ما انسان‏ها سپرده و به قانون طبعیت و قرار نیست از نفوذ خاصه و قدرت لایتناهیش استفاده کنه مگر جاهای خاص«این حدیث رو بخونید»…و هر اتفاقی هم می‏افتد همه‏اش بر اساس قانون علیت بوده ودلیل دارد آن هم دلیل دنیوی…بازم هم می‏گم مگر جاهای خاص که معدود هستند.
استخاره همون بخت ازمایی هست البته شرعی و مورد اعتمادتر …و تمام تاثیرات استخاره به خاطر تلقینات بعدش هست یعنی همون عقیده به استخاره…
اگه واقعا استخاره خیلی محکم بود و تمام خوب و بدی که اتفاق می افته از جانب اون بود پس چرا زمانی که اعتقاد نداشته باشی عمل نمی‏کنه …چرا برای بعضی کار ها جواب استخاره هم خوب می‏یاد هم بد …جالبه نه..ببینید
بذارید یه تحقیق علمی بگم براتون …
شخصی محکوم به اعدام بود برای اعدام باید شاه‏رگ گردن مجرم رو می‏زدند اما آمدند یک آزمایش کردند به این صورت که چشمان مجرم رابستند و یک تیغ به صورت نمادین به گردن او زدند که فرد تصور کند رگ گردنش را زدند و به جای خون آبی گرم با همان دمای خون مجرم بر گردن او روان کردند و بعد از چند ساعت مجرم فوت کرد …بله این فرد با اینکه حقیقتا خونی از بدن او خارج نشد اما چون به این فکر بود که خون بدنش دارد خارج می شود و به خود تلقین می کرد که خون بدنش داردخارج می شود فوت کرد.
از این قبیل اتفاقات در گوشه کنار زیاد است …
پس آنچه خیلی مهم است در استخاره همون عقیده و تلقینی که به همراه استخاره وجود دارد …نمی‏گویم بد است، برای کار های خوب خیلی هم خوب است و مطمئنن شما رو موفق خواهد کرد اما منطقی و عاقلانه نیست و از آنجا که گفته شده استخاره باید درجایی باشد که باعقل و مشورت به جایی نرسیدید نشان دهنده همین مساله است پس باید به این نکته رسید که استخاره به هیچ وجه عاقلانه نیست…
چه بداست که ما مسلمان ها برای مهمترین کار ها مون استخاره می‏کنم این خیلی‏بداست خیلی…شاید آمار زیادی از عقد و طلاق ها فقط به خاطر استخاره باشد …واقعا باید تاسف خورد که مامسلمان‏ها سو‏ء استفاده می کنیم از راه هایی که خدا برای برخی از مورادبرای ما قرار داده …
من مکررا شنیدم و تحقیق کردم که ازدواج با استخاره نمی‏شود راه حلش استخاره نیست … ببینید
علی الخصوص جاهایی که به نتیجه رسیدید و تحقیق کردید…ببینید

[Top]

لذت یا درد…؟

چرا ما انسان‏ها نمی توانیم لذت‏های معنوی را درک کنیم ؟
چرا درک طعم رنج و درد برایمان راحت‏تر از لذت و….است ؟
رفته بودم مسجد نماز جماعت، «خداییش ماه رمضون نماز جماعت خیلی می چسپه»نماز تموم شد، حاج اقا رفتند بالای منبر…بسم الله الرحمن الرحیم …«همون خطبه معروف»…بعد حاج اقا شروع کرد به بیان آیه‏های عذاب الهی…
لَآکِلُونَ مِن شَجَرٍ مِّن زَقُّومٍ (۵۲) فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ (۵۳) فَشَارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ الْحَمِیمِ (۵۴) فَشَارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ سوره واقعه
قطعاً از درخت زقّوم خواهید خورد .«۵۲»و شکم هایتان را از آن پر خواهید کرد .«۵۳»آن گاه روى آن از آب جوش خواهید نوشید;«۵۴»آن را همچون نوشیدن شتران تشنه ، مى آشامید .«۵۵»
واقعا ما انسان‏ها چه می‏کنیم که خدا این گونه غضبناک می‏شه ؟؟؟
تا حالا شاید بارها و بارها دیده باشید که یه مادر چطوری با بچه‏اش حرف می‏زنه چطوری اونو از یه کاری منع می‏کنه یا نصیحتش می‏کنه
_مادر من عزیز من اینطوری خوب نیست…این کار بده …مامان جان فدات بشم نکن…مامان من ….آخرشم که عصبانی می‏شه میگه بابات اومد، بهش می‏گم بزنتت ها…
اره اینه مادر زمانی که می خواد بچه خودش رو راهنمایی کنه یا از کاری منعش کنه،یا شاید شنیده باشی داستان اون پسری که مادرش رو می‏اندازه داخل تنور و زمانی که داشته می رفته مامانش بهش می‏گه پسرم مواظب باش نخوری زمین جلوی پات یه سنگه …
قربون خدا برم که می‏گه محبت من به بندگانم از محبت مادر نسبت به فرزندش بیشتره…
تا حالا دیدید آدم هایی که خیلی خیلی دیر عصبانی می‏شن …اما وقتی عصبانی بشن دیگه وا ویلا ….
حالا ببینید ما آدم‏ها چه می‏کنیم که خدا عصبانی می‏شه، اونم با این همه محبتش، اونقدر عصبانی می‏شه که مجبور می‏شه ما رو با این توصیفات جهنم بترسونه …واقعا ما آدم ها چه جونورایی هستیم ها ….
نمی دونم اونی که می خواد بره جهنم باید بابت چی عذاب بشه، بابات اینکه اون همه کار بد انجام داده یا بابت اینکه خشم و غضب خدا رو پیشونیش هست
درسته این دو شاید یکی باشند یعنی حتما عذاب و خشم خدا زمانی هست که آدم بد کنه، اما باور کنید خیلی سخته خیلی وخیلی بدی می خواد که یه موجودی مثل خدا از دست آدم عصبانی و غضبناک باشه که بخواد اونو تو آتیش غضبش بسوزنه…آتیش غضب الهی واقعا سوختن داره …

[Top]

بد آموزی !…از شیطنت های من و تو

اینم به خاطر تو دوست عزیزم پویا جان
نوشتن در مورد گذشته اونم از مدرسه کار خیلی مشکلیه، یک دوره‏ای که همش خاطره است حالا چه خوب چه بد از شیطنت‏ها گرفته تا کتک خوردن‏ها تا جایزه گرفتن‏ها وتا تقلب کردن‏ها ،البته یه چیز بگم فکر نکنید که شاگردای زرنگ اهل تقلب نیستند چرا هستند حالا یا تقلب می رسونن یا می‏گیرند و…
یادم میِ‏آید من قبل از اینکه بخوام برم مدرسه یعنی ۷ سالم بشه خیلی دوست داشتم برم مدرسه، به همین علت و هم اینکه بابام از دستم راحت بشه منو برد مدرسه و با مدیر و معلم هماهنگ کرد که من برم سر کلاس بشینم «زهی خیال باطل»اما مگه من می‏نشستم یادم می‏یاد که اونقدر فضولی کردم که اخرش منو انداختن بیرون اونم بایه دست شکسته آخرین کاری که تو کلاس کردم این بود که روی میزا راه می‏رفتم که یه دفعه خوردم زمین ودستم شکست …که از او به بعد با دست شکسته می‏رفتم و دم در مدرسته می‏نشستم و به بچه‏ها نگاه می‏کردم …
دوران ابتدایی دوران جالب وجذابی بود همه بچه، تو سرو کله هم می زدیم و…رقابت های بچه‏گانه و….
بزرگ شدیم و رسیدیم به راهنمایی، اول راهنمایی خیلی برام جالب نبود آخه محیط عوض شده بود و…سال اول یه معلم داشتیم که خیلی گیر بود و از این قمی‏های اصیل بود و اخر همه حرفاش یه«تون» اضافه می‏کرد واسه همین هم بچه ها اسمشو گذاشته بودن«تون تون» این معلم عزیز هی به ما مشق می‏داد یعنی رونویسی درس های فارسی…یه بار که حال حوصله نوشتن مشق رو نداشتم به این فکر افتادم که چطوری از شر این مشق نوشتن خلاص بشم برگشتم به نوشته‏های قبلیم یه نگاهی کردم دیدم امضای معلم یه مقدار کوچیکه که خودکار رو گرفتم روش و رقصوندم انقدر خط خطی کردم که امضا دیگه معلوم نبود …خوب یه ریسک بود می‏ارزید اخه از دو سه ساعت نوشتن راحت می‏شدم …خلاصه من خودم یادمه چندین بار این کار رو کردم و معلم نفهمید و گذشت تا اینکه یه بار فهمیدم این بقل دستیم، رفیقم خیلی داره خودخوری می‏کنه که مشقم رو ننوشتم الان بهم کتک می‏زنه واز این حرفا منم نمی خواستم رازمو بر ملا کنم اما دیدم خیلی نگرانه، بهش گفتم اگه کارت رو درست کنم قول می دی به کسی نگی، قول می‏دی اگه گیر افتادی نگی من اینکار و کردم ،چون چاره ای نداشت قول داد و قبول کرد خلاصه اینکه من دفترم رو بهش نشون دادم و بهش گفتم چیکار می‏کنم اونم کف کرده بود سریع یه خودکار برداشت و روی امضای معلم کشید ….البته چون وقت زیادنبود و هُل هُلَکی شد‍، این شد که راز ما برملا شد و ما لو رفتیم …معلم از دفتر من گذشت به دفتر اون رسید اما چون یه مقدار هل کرده بود و به این کار اطمینان نداشت قضیه سه شد و معلم شصتش خبر دار شد و سین جینش کرد اونم نامردی نکرد و سریع ما رو لو داد خلاصه وقتی معلم دفتر منو دید خیلی شاکی شد ما رو از کلاس انداخت بیرون و بعدشم ناظم و بعدشم شیلنگ و….البته بگم ها وقتی ما رو انداخت بیرون و ناظم اومد ما رو دید گفت اقای….شما دیگه چرا شماکه سابقه خوبی داری برو اشکالی نداره دفعه اولت بود دیگه از این کارها نکن …وقضیه با یه چشم الکی تموم شد و رفت ….
اون زمانی که ما راهنمایی بودیم معلم‏ها برای اینکه خودشون رو راحت کنند بعضی برگه‏های امتحانی رو می‏دادن به بچه‏ها،ما هم از بخت خوبمون یکی از اون بچه‏ها بودیم، واهل معامله و این بودکه برو بچ هدایا شون رو برای یه نمره خوب واسه ما می‏آوردن ماهم خداییش نامری نمی‏کردیم حسابی بهشون حال می دادیم ..البته تابلو نمی‏کردیم فقط با افرادخاص معامله می‏کردیم …

[Top]

چمباتمه از نوعی خاص!؟

باید درِ این صدا و سیمای ایران رو گل گرفت …
همیشه خودم و دیگران رو توجیه می‏کردم که بابا هرکسی یک نگاهی به مسئله داره ، هر کسی یک جور به مسئله نگاه می‏کنه واسه همینه که راه حل ها مختلف می‏شه، که بعضی به مقصد می‏رسه بعضی هم نمی‏رسه …خوب اگه بشینیم و دلایل دو طرف رو گوش کنیم می‏بینیم دلایلشون قابل توجیه و درسته، اما …باید همیشه دنبال بهتر بود واسه همینه که خدا خیلی تاکید به مشورت می‏کنه ‍،که حتی پیامبرش رو هم امر به مشورت با مسلمانان می‏کنه با اینکه خودش عالم مطلقه و راه حل را می‏تونه مستقیما به پیامبرش بگه …«جریان جنگ احزاب»
یه دقت بکنید ببینید برنامه های صدا وسیما در ماه رمضان چیه ؟.یعنی فیلم هاشون چیه ؟من براتون می گم
۱٫شبکه یک: اغماء… داستان زندگی یه دکتر پول دارِ نظر کرده، کلا فیلم دور و بَر پول‏دار ها می چرخه،
۲٫شبکه دو: میوه ممنوعه… داستان یه پدر پول‏دار مذهبی سنتی و مغرور…که بچه هاش دارن به حدس خودش خرابش می کنند واز اون طرف داستان یه خانواده پول‏دار ورشکسته
۳٫شبکه سه:یک وجب خاک:داستان یک خانواده ساده با یک پدر مهربون و مردم دوست که کار مردم رو راه می اندازه، البته اولش وضعشون بد نیست ولی داره به پول‏داری می کشه قضیه ….یعنی دارن تو جمع پول‏دارها وارد می شن…
۴٫شبکه چهارکه نداره و اصولا فیلم هاش به طور کلی خیلی بهتره از شبکه های دیگه یعنی قابل تامله ارزش دیدن داره …البته نه همش
۵٫شبکه پنجم:شکرانه که بازهم داستان فیلم مربوط به زندگی یک آدم پول‏داره …
نمی‏دونم این نوع فیلم ها رو به کی نشون میدن در حالی که شاید ۸۵ درصد کشور ما پول‏دار یا مایه دار نیستند ،واقعا نمی‏دونم هدفشون چیه ؟یا اصلا هدف دارند؟!بعید می‏دونم که داشته باشند اینم مثل خیلی از کارهاشون هردم بیلیه یعنی روش فکری نشده ….
واقعا چه خوبه ما یاد بگیرم از کشور های پیشرفته آقا درسته دشمنن فلانن بی سارن و…اما ایرادی نداره ما ازشون یاد بگیریم، در زمان حضرت رسول یه قیچی آوردند که فلان جا از اینا می‏سازند، بریم بخریم، حضرت فرمودند بخریم ! برید یاد بگیرید بسازیدمی‏سازیم،برید یاد بگیرید بسازید …آقا‍، اینقدر دیگه نباید آدم کوتاه فکر باشه هرچی که باشند علم و تکنولوژی اون‏ها از مابیشتره، باید یاد بگیریم …
از بحث خارج نشیم اره داشتم می‏گفتم ببینید اونا چه فیلم های می‏سازند حتی برای کوچکترین سکانس ها شون هم برنامه تبلیغاتی دارند اما ما چی؟ حتی رو اثرات یک فیلم که از تلویزیون پخش می خواد بشه توجه نداریم …
یعنی واقعا تو کشوری که ۸۵ درصد پول‏دار نیستند قصه زندگی غیر از پول دارا پیدا نمی شه …یعنی ما انقدر….هستیم .
تازه اگه هم یکی دوتا فیلم عادی می‏سازند شخصیت های اول داستان رو انقدر مزخرف می‏سازند یا به عبارت دیگه شخصیت پردازیشون برای انسان های عادی انقدر بده که آدم حالش به هم می‏خوره از این آدما «جای دوری نرید‏ها اکثر نقش های که همین اقای مستوفی بازی می‏کنه از همین نوع هست»
اینطوری نشون می‏دن که هر کی پول‏داره آدمه هر کی هم که پول نداره اصلا ادم نیست …‏
اقعا این اقای ضرغامی نمی خواد توضیح بده؟!!‏
تازه اصلا فکرش به این چیزا می رسه!!
اگه می رسه چرا تا این حد بی اهمیتی نشون می ده .
البته اینم بخونید بد نیست …..نامه نوری زاد به ضرغامی البته بدون سانسور…
اینم یه نوع دیگه از اعتراض…سانسورگر غیر حرفه‏ای؛ صداوسیما خوب اینم یه حرفیه

[Top]

عدالت یا تساوی…کدام یک ؟

ما ادم‏ها همیشه شعار می‏دهیم و یاد گرفتیم که همیشه شعار …
نمی‏دونم دنبال چی هستیم. عدالت تساوی و یا هر اونچه که به نفع و فایده ما باشد.
یعنی تو زندگی قانونمون شده منفعت طلبی و به همین علت از الفاظی با معنای چند گانه استفاده می‏کنیم.
عدالت، تساوی الفاظی بی‏معنا برای ما شده و تنها معنای آن همان منفعت طلبی ماست و اصلا نمی‏دانیم کدام بهتر است و هر کدام را باید در کجا استفاده کرد
می‏خواهم بگویم عدالت با تساوی متفاوت است، اما برخی از ما تفاوتی بین آنها احساس نمی‏کنیم و گاه و بی‏گاه آنها را به جای یکدیگر استفاده می کنیم …بسته به منفعت‏مان دارد.
عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیز جای خود، یعنی هر چیز به اندازه خود پس در عدالت مقایسه‏ای نیست و مقایسه معنایی ندارد. این کاملا با تساوی متفاوت است چون در تساوی حرفِ اصلی را مقایسه می‏زند وبه طور کلی تساوی زمانی معنا پیدا می‏کند که که مقایسه‏ای و طرف دیگری وجود داشته‏ باشد .شاید به مثالی روشن‏تر شود مطلب،تصور کنید دو لیوان موجود است یک لیوان کوچک و یک لیوان بزرگ حال ما می‏خواهیم این دولیوان را آب کنیم تساوی در اینجا یعنی در هر دو لیوان یک اندازه آب بریزیم به عبارت دیگر یک لیوان را پر از اب کنیم«لیوان کوچک» و لیوان دیگر را تا نصفه آب کنیم «لیوان بزرگ که دو برار لیوان کوچک است »،اما عدالت می گوید یا هر دو لیوان را پر کنیم یا نصفه یعنی در هر لیوان به اندازه خودش آب بریزیم .
واما خدا ،خدا چگونه عمل می‏کند؟ قانون خداوند عدالت است یا تساوی؟
در دوره قرآن به سوره نساء رسیدم همان سوره ای که حرف و حدیثش زیاد است همان سوره ای که در آن خدا متهم است.
اری، متهم به اینکه چرا مردها را بر زنان برتر دانسته؟ چرا تساوی را رعایت نکرده است ؟و…؟
از آنجا که خداوند عادل مطلق و به تساوی که یک امر نسبی است مجالی نمی دهد لذا بر پایه عدل خود این برتری را قرار داده و حتی در بیان این عدالت هم بر آمده است .
خداوند بر اساس قانون خود و قانونی که خود برای بندگانش تعبیه کرده این قانون را قرار داده نه بر اساس قانونی که انسان ها درست کرده اند …
اری، خداوند می فرماید ازآنجا که من مردها را خصوصیات خاص دادم خصوصیاتی دنیوی تا زندگی را بچرخانند، تا کار کنند و برای خانواده کسب معاش کنند، خصوصیاتی که که برای جنس مردان قرار دادم پس شایسته است که بر این برتری عدالت هم باشد یعنی برتری نسبی ودنیایی برای مردها وجود داشته باشد واین را قرار دادم تا کار دنیا بچرخد تا دنیا در نظم خود باش که اگر این نبود معلوم نبود چه می شود
البته بگویم این برتری فقط مادی است مادی یعنی در دنیا وجود دارد چون فضلیتی که خداوند به بانوان می‏دهد و اهمیتی که با آنان می‏دهد به هیچ وجه قابل مقایسه نیست …فضلیتی که زمان زایمان به زنان می دهد جمله معروف بهشت زیر پای مادران است و…که هیچ کدام در مورد مردان وارد نشده است




الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا آیه ۳۴سور نساء
مردان عهده دار امور زندگى زنانند . این از آن روست که خداوند برخى از مردم را بر برخى دیگر به خردمندى و توانمندىِ بیشتر برترى داده ، و نیز از آن روست که مردان از اموال خود هزینه زندگى زنان را مى پردازند . پس زنان شایسته در برابر خواسته هاى بحقِّ شوهرانشان فرمانبردارند و به پاس این که خداوند حقوقشان را حفظ کرده است ، در غیاب شوهرانشان نگهبان حقوق آنانند . و زنانى را که از سرکشى آنان بیم دارید پند دهید ، اگر نتیجه نداشت ، در خوابگاه ها از آنان کناره گیرى کنید و اگر اثربخش نبود آنان را بزنید . پس اگر در مورد حقوقى که برعهده آنان دارید از شما اطاعت کردند ، راهى براى آزارشان مُجویید که خدا بلند مرتبه و بزرگ است

[Top]

انسان های فرصت طلب!

چرا ما آدم ها باید وقتی که حس می‏کنیم یه خبر‏هایی هست، به یاد خدا می‏فتیم…
هنوز ماه رمضان نشده داری از یک کوچه‏ی باریک عبور می‏کنی که صدایی توجهت روبه خودش جلب می‏کنه:
-اره من بهش گفتم ماه رمضونه از این کا‏ر‏ها نمی‏کنم، دیگه تو ماه رمضون باید رعایت کرد،بعضی کار ها رو نباید انجام داد و…
خدا خیلی ظریف عمل می‏کنه و برای اینکه به بنده هاش تلنگر بزنه و اون‏ها رو از خواب غفلت بیدار کنه خیلی کار ها می‏کنه اما ما آدم‏ها قدر نشناسیم قدر این همه فرصتی که خدا به ما داده و می‏ده رو نمی‏دونیم بذار ساده بگم ما فرصت طلبیم و هر موقع به خدا احتیاج داریم بهش فکر می‏کنیم و به طرفش می‏ریم
یکی نیست بگه: آخه آدم خوب تو که تو ماه رمضان می‏تونی بعضی کار ها رو ترک کنی به خاطر اینکه خدا و حضور خدا رو حس می‏کنی چرا خوب همیشه اینکار رو نمی‏کنی((باور کن عالم محضر خداست )) .آقای رند با توام ! تو که دم ازدشمنی تزویر و ریا می زنی آیاهنوز وقت خود سازی تو نرسیده..؟!
بعضی وقتا این تلوزیون هم واقعا کولاک می‏کنه ،نشسته بودم پای تلوزیون این کانال اون کانال تا این حاج آقای دوست داشتنی اومد«البته اسمش یادم رفته » حرفای جالب و عاشقونه‏ای می‏زنه، مضمون حرفاش این بود:‏
دیدید این نافه آهو که مشک‏های های خوشبو رو از اون در می‏یارن …این مشک‏ها همون خونِ چرک و کثیف بوده که بعد از اینکه داخل این نافه قرار گرفته و چون دیگه بیرون نیامده شده مشک خوشبو.
ماه رمضان برای ما آدما هم مثل این نافه‏ی آهو است که اگه هرکسی با هر اُنس پلیدی بره توش و دیگه بیرون نیاد اون موقع می‏شه همون مشک، که البته دیگه بوش خدایی هست وهمه آدم ها از بودنش لذت می برن…

[Top]

تومار نکات ازدواج

بیشتر اون هایی که تو زمینه ازدواج کار کردند به یه نکته جالبی اشاره می‏کنند.
به عبارت دیگه بیان می‏کنند حتما قبل از ازدواج باید یک توماری برای خودتون تهیه کنید خیلی به دردتون می خوره، این طوری بگم خیلی در تصمیم گیری می‏تونه کمکتون کنه یعنی راحت با نگاه کردن به این تومار به علائق تون که شاید اون موقع، یعنی موقع خواستگاری مختون رو از کار انداخته باشه رجوع کنید و با عقلتون تصمیم بگیرید نه با دل و قلب …
من خودم یه مدت زیادی بود که دنبال تهیه یه لیستی بودم و از آدم هایی که ازدواج کردن هم کمک خواستم که در کل این موارد مهمترینشون بود
۱.خوشگلی
…که البته این خودش یه امر نسبیه یعنی برای هر کسی فرق می‏کنه بهتره بگم تو دل برو باشه …این طوری بهتره یعنی شما بدتون نیاد از قیافه طرف، چون اگه قراره خوشگل بگیرید باید خودتونم خوشگل باشید.خُوب، آدم باید به موقعیت خودش هم نگاه کنه بعد به فکر خوشگلی باشه ….این واقعا ظلم که شماخوشگل نباشی ولی یکی رو انتخاب کنی که خوشگل باشه این علاوه بر اینکه خوب نیست بلکه شاید بعدا براتون خیلی بد تموم بشه پس نتیجه اینکه اگه می‏خواید خوشگل انتخاب کنید حتما به موقعیت و برو قیافه خودتون نگاه کنید واین رو حتما در نظر داشته باشید.این در صورتیه که شما می‏خواید انتخاب کنید ولی اگه یییهو یه آدم خوشگل ازتون خوشش اومد از این فیلم هندیا دیگه فقط می‏تونم بگم خوش به حالتون
۲٫اخلاق و فرهنگ و آداب و رسوم
این رو در نظر داشته باشید که همیشه اخلاق ها وفرهنگ ها بد نیست شاید اخلاق هر دو طرف خوب باشه ولی اون دوتا آدم با اخلاق با همدیگه نسازند، یعنی این خلق های خوب باهم مچ نباشند. پس اخلاق و فرهنگ مهمه به شرط اینکه با اخلاق شما مچ و هماهنگ باشه



بد نیست بدونی برات خوبه کلیک کن تا ادامشو بهت بگم

[Top]

جا، جای‏ پای دیگران

زندگی یعنی تجربه و اونایی در این کشاکش سخت برنده‏اند که از تجربیات دیگران استفاده کنند.
تصور کنید اگه بشر با تجربه آشنا نبود ما انسان‏ها هنوز غار نشین بودیم و این تجربیات زمانه بوده که تاکنون ما رو به اینجا رسونده .
شنیدید که می‏گن زکات علم نشرش هست«البته این مضمون یه حدیث معروفه»چقدر سخن به جا و متینی هست،که به عبارت دیگه، این می شه که زکات تجربه نشر تجربه است و این یعنی همون پیشرفت یعنی راهی که شما رفتی رو دیگران نرن از میان‏بُر استفاده کنند یعنی آقا اگه می خوای مثلا اینترنت اکسپلورر رو بیاری همون کلید میان‏بر روی صفحه کیبورد رو بزنی خودش‏ می‏یاد .
بنا به دعوت دوست عزیزم آقای حسن اجرایی بر آن شدم که چند تا از نکته‏های وبلاگ نویسی رو که اکثرا خودم تجربه کردم به وبلاگ نویسان منتقل کنم که بقیه، راهی که ما رفتیم .نرن.البته چون دیدم اکثر دوستان به بیان محتوایی وبلاگ نویسی پرداختند دیگر من تکرار مکرارت نکردم لذا به بیان نکته‏های فنی وبلاگ نویسی پرداختم ،همان نکاتی که اگه یک مقدار بهش اهمیت داده بشه وبلاگ شما یه حال دیگه‏ای پیدا می‏کنه .
۱٫خصوصیت‏های یک قالب وبلاگی…فقط وبلاگی
کشور ما هنوز اینترنت‏ها زغالیه و این عجین شده با بی‏حوصله‏گی مخاطب لذا مهم برای یک وبلاگ این است که کم حجم باشد و ساده تا زود لود شود و البته یه خوشگلی هم داشته باشد، رنگ‏ها، عکس‏ها و موسیقی استفاده شده در وبلاگ باید هم خوانی با عنوان وبلاگ داشته باشه تا تاثیر بیشتر روی خواننده بگذارد و بطورکلی باید قالب زیبا سبک و ساده باشد و چه بسیار شده که من با دیدن قالب یک وبلاگ اولین عکس العملم زدن دکمه ضربدر بالای صفحه بوده.
۲٫جستجو گر فایر فاکس و وبلاگ
دیگر دوران جستجو گر اینترنت اکسپلورر گذشت الان خیلی از کاربران حرفه‏ای نت از جستجو‏گر فایر فاکس که سرعت بیشتری در لود کردن دارد و امکانات زیادتری دارداستفاده می‏کنند، لذا یکی از مهمترین نکات این است که حتما این قالب شما با فایر فاکس هم خوانی داشته باشد یعنی فایر فاکس قالب شما رو بشناسد و سالم لودش کنه نه به هم ریخته …اینم یه مقاله توپ در مورد
فایر فاکس
۳٫عکس‏های به ظاهر کوچک اما بزرگ
خیلی وقتا بعض از دوستان از عکس‏هایی با سایز بالا استفاده می‏کنند و بعد در ادیتور وبلاگ کو چیکش می‏کنند غافل از اینکه یک عکس سنگینی رو با سایز کوچیک گذاشتن تو وبلاگ و این یعنی دیر لود شدن عکس و سر رفتن حوصله مخاطب، حتما عکس‏ها اول باید تو فتو‏شاپ کوچیک شودبعد برایsave کردن عکس گزینه save as for web انتخاب شود این‏طوری حجم عکس پایین می آید با حفظ کیفیت ظاهری عکس
۴٫آپلود عکس و..
اگه می‏خواهید از آپلود کردن عکس در نت استفاده کنید از سایت‏هایی با سرعت بالا استفاده کنید که پهنای باند بالایی داشته باشند که یک دفعه وبلاگتون لخت لود نشه«منظورم بدون عکسای وبلاگه» اینم چند تا پیشنهاد
پرشین گیگ«که البته دعوت نامه می خواد برای ثبت نام» پارسه گیگ «یک گیگ فضا برای آپلود» بقیشو اینجا ببینید و اینم یه خارجیشه می‏گم سرعت خوبی داره برید اگه تونستید استفاده کنید بد نیست ….
۵٫برای وب‏گردها خیلی خوبه
استفاده از آراس‏اس وبلاگ‏ها که صرفه جویی بسیار زیادی در وقت شما می‏کند این ریدرهای آراس‏اس محشرند ….اینم یک مقاله توپ در مورد
rss و اینم یک مقاله در مورد بهترین ریدرها ..
و اما بنا به رسم این نوشته الان نوبت دعوت از دوستانه برای نوشتن چند الفبا از الفبای وبلاگ نویسی لذا از دوست خوبم آقای پویا پرتو ‍، احمد خسروی ،سید علی اکبر موسوی، خانم کوثر، جناب آقای خانگل زاده  ،دوست عزیزم در وبلاگ ایران اسلام، بلال عزیزی که تازه خونه تکونی کرده و با پارسی بلاگ آمده و در آخر از مدیر پارسی بلاگ دعوت می‏کنم تا چند حرف از الفبای وبلاگ نویسی رو بیان کنند..



و اما آنهایی که بر دعوت مالبیک گفتند
خانم کوثر، جناب آقای خانگل زاده ‍،بلال عزیزی که تازه خونه تکونی کرده و با پارسی بلاگ آمده((مائده من السماء))

[Top]

آقا ویژه خواهرانه…!

و نمایشگاه طلیعه ظهور هم تمام شد …
یک هفته تلاش باهمه خاطراتش گذشت .
چه آن خانم محترمی که آمده بود تا طریقه آپلود کردن عکس را برایش توضیح دهم و به خاطر دل سوزی و این که دیدم خیلی محترم است ازش ایمیل خواستم تا یه دعوت نامه پرشین گیگ براش بفرستم «آخه تینی پیک یه کم ضایع بود »که ایشون صراحتا گفت ایمیل نمی‏دم و من ضایع شدم .
وچه آن دوخواهری که اگه یک روز نمی‏آمدند باعث تعجب بود و چه از سرباز های که آمده بودن برای بازدید و تا کامپیوتر ها متصل به اینترنت را دیدند رفتن سراغ گوگل و…«بعضی وقتا گوگلم درد سر سازه ها
»
بعضی‏ها خیلی محترم بودند آخه وقتی یه سوال می‏کردند و یا آموزششون می‏دادیم خیلی تشکر می‏کردند و یه جورایی خستگی رو از تن ما در می‏آوردند وبعضی ها هم … خوب شاید می‏دیدند این چیزی که ما بهشون یاد دادیم ارزش تشکر نداره .
بعضی وقتا غرفه وبلاگ‏های مهدویت تبدیل می‏شد به گیم نت یه دفعه می‏دیدم چند بچه اومدند دارن بازی می‏کنند .نمایشگاهی که کنار حرم باشه همینه دیگه همه میان علی الخصوص این بچه‏ها که ما رو ذله کردند.
تازه بعضی از این آقایون محترم با اینکه ما نوشته بودیم ویژه خواهران اما باز می‏دیدم این آقایون هستند که یاد سواد ندارند یا خودشون رو به اون راه می زنن.دیگه واقعا زبونمون مو در اورد از بس گفتیم …اقا مخصوص خواهرانه….

تجربه خوبی بود با اینکه خیلی خسته شدم ولی چون تونستم حدود ۵۰ نفر رو وبلاگ نویس کنم خوشحالم…
(و اما این هم یه گزارش تصویری

[Top]