Archives: بهمن ۱۳۸۷

امام حسین علیه االسلام فدایی شیعیان

سلام جناب آقای امیر حسین
اول بفرمایید که این لفظ عزاداری یعنی چه؟
مطمئنا نمی‌توانی یک تعریف درست و حسابی و جامع و کاملی برایمان بیاوری می‌دانی چرا؟چون‌ آن‌هایی که باید این لفظ را تعریف کنند هنوز تعریف نکرده‌اند و اگر هم کرده‌اند آن‌چنان تعریف کرده‌اند که به گوش کمتر‌ افرادی رسیده و یا آنقدر این تفسیر‌ها تفاوت دارد که نمی‌توان تعریف جامعی برای آن پیدا کرد که حقیقتا این عزاداری و سنت روضه امام حسین دارد به بیراهه می‌رود.عزاداری امام حسین

اقای امیر حسین شما فکر می‌کنی عزاداری این است که بنشینی و سینه بزنی و گریه کنی و سیاه بپوشی و نخندی و …

شما فکر می‌کنی با این کار‌ها دردی از خودت و اسلام را دوا می‌کنی شما فکر می‌کنی با نخندیدنت به امام حسین کمک می‌کنی با ساعت‌ها سینه زنی وگریه کردنی که به زور و داد و بیداد باشد چه تحولی در تو رخ می‌دهد؟

اقای امیر حسین بگذار برایت بگویم که امام حسین فدایی شیعیان شد. فدای پیروانش شد تا روزی برایشان به یادگار بگذارد که یادی از دین بکنند یادی از خدا بکنند یادی از ظلم و گناه خود کنند. امام حسین خودش را فدا کرد تا سالیان بعد از او پیروانش گرد هم بنشیند و به بهانه و یاد او از اسلام بشنوند از اخلاقیات بشنوند و به قران و تفسیر آن گوش کنند. عزاداری یعنی این. عزاداری یعنی اینکه وقتی دهه محرم تمام شد عهدی دوباره با خدایت با امام حسین بسته باشی. عزاداری یعنی این ‌که یک تغییر کوچک حتی خیلی کوچک در زندگیت ایجاد شده باشد.
عزادار کسی است که نصیبی از این عزاداری ببرد برای او فایده‌ای داشته باشد آیا شما فکر می‌کنی با این‌‌ کار‌هایی که الان رسما اسم عزاداری به خود گرفته این تحولات ایجاد می‌شود؟

که گفته در دهه محرم نباید خندید که گفته منبری نباید بالای منبر حرف خنده دار بزند که گفته باید در محرم عبوس بود؟

عزاداری به تبریک نگفتن نیست. من نمی‌توانم درک کنم که به احترام امام حسین نباید تبریک گفت. یا نباید خندید یعنی چه؟

بعید می‌دانم تولد امام باقر در ماه صفر اتفاقی باشد و خالی از قصد و غرض باشد. شاید این تولد میمون و مبارک آن هم تولد خردسالی که خودش در کربلا بوده و خیلی از صحنه‌های کربلا را دیده است، مهری بر خرافه‌روی‌ها و کج روی‌های برخی نباشد.
یک مثل معروف هست که می‌گوید شاهد از غیب رسید.

پوشاندن دین اسلام با این نوع سیاه فکری‌ها باعث شده که تهمت‌های ناروا به شیعه وارد شود. دین سیاهی دین غم و هزاران حرف نامناسبی که به خاطر عمل‌کرد و کج روی‌های شیعیان به شیعه نسبت داده شده است.

و اما مساله دوم دهه فجر است. این مساله این‌قدر واضح است که احتیاجی به توضیح و تفسیر ندارد. در ضمن من نشنیده‌ام که کسی گفته باشد که دهه فجر ارتباط خاصی با سوره فجر داشته باشد. این فقط یک همانندی است همین و بس. نه تفسیر این سوره است نه شاهد مثال نه مصداق آن نیست و هیچ ارتباطی ماهوی با آن ندارد.اگر سندی برای ارتباط می‌اوردید و بعد نفیش می‌کردی بهتر بود. شما یک امر خیالی اثبات نشده را نفی کرده‌اید.

شیرین ترین انتظار

نمی دانم تاحالا برایتان اتفاق افتاده که گاهی احساس خاص و ویژه‌ای داشته‌ باشید. احساس عوض شدن، سر زندگی و یا انتظار برای یک زمان خاص که منتظرش بودید. یا برای شنیدی یک خبر خوش یا یک پیروزی خاص.
خیلی بعید است کهورود امام به ایران کسی به این احساس‌ نرسیده باشد و در زندگیش این تجربه را درک نکرده باشد.

مثلا احساس انتظار برای رسیدن وقت یک مسافرت خوش. هیچ وقت یادم نمی‌رود برخی از مسافرت‌هایم که برایم شیرین و لذت بخش بود چه حس زیبا و دلنشینی داشتم. آن انتظار برای رسیدن وقت سفر لذت بخش تر از خود سفر بود.

عموما شب‌هایی که فردایش یا حتی چند شب قبل از زمان سفر خوابم نمی برد و تا ساعت‌ها در رختخواب به فکر سفر و لذت‌هایش و کارهایی که می‌خواهم انجام بدم و هزار و یک فکر و خیال دیگر.

هر چه ‌آن چیز‌هایی که منتظرش بودم مهم‌تر بود. شور شعف بیشتر بود. یعنی همان نخوابیدنی‌ها و فکر و خیال‌ها.
وقتی از یک تغییر بزرگ حرف می‌زنیم وقتی از یک آدم بزرگ و ارزشمند حرف می‌ِزنم وقتی برای دیدن یک رهبر مقتدر و کسی که خدا دوستش دارد حرف می‌زنیم قطعا این انتظار خیلی شیرین‌تر است.

تصور شور شعف مردم در زمان ورود امام به ایران توصیف نشدنی است مردم که شاید شب‌هایی زیادی را به شوق دیدار امام نخوابیده بودند و زمانی که امام وارد ایران شد همه نخوابیدنی‌ها و همه خسته‌گی‌ها بر طرف شد و انگار یک نیروی تازه و جدید به بدنشان تزریق شدن و قدرت تازه‌ای گرفته‌ای در دنیای جدید پیش رو، در ایران پیش رو.

روزهای ورود امام را روز‌های زیبایِ به حقیقت پیوستن انتظار‌های مردمان بسیار بوده که بعد از گذشت حدود ۳۰ سالی این شور و اشتیاق در فیلم‌ها و تصاویر موج می‌زند.

همیشه افسوس می‌خورم که چرا نتوانستم آن انتظار و آن احساس بزرگ را درک کنم.

× سلام مجدد خدمت همه دوستان قدیمی، آدم هر جا که باشد گاهی به خانه خودش بر می‌گردد.
×برای این پست امیرحسین هم خواهم نوشت.

[Top]

بزرگترین نعمت

به نام خدا
سلام
اگر از ما بپرسند بزرگترین نعمت خداوند چیست هر یک از ما نعمتی   را نام می بریم ، چیزی که برای  ما مهمترین است ، حتی اگر در زمانهای متفاوت از ما این سوال را بپرسند باز ممکن است پاسخهای متفاوت بدهیم ، حالا این سوال را از خود بپرسیم ؟ بزرگترین نعمت خدا چیست ؟ که جای شکر بسیاری دارد ؟ اگر الان در این ساعت و ثانیه از من بپرسند می گویم بی خبری از آینده بزرگترین نعمت خداوند است که هر لحظه در حال و گذشته و آینده باید شکر آن را به جا آوریم
 خدایا دوستت دارم به خاطر همه نعمت هایت و سعی می کنم شاکر باشم که تعداد شاکرین کمند و از تو ممنونم که از آینده بی خبرم که این علم تنها برازنده تو است و بس …

[Top]

یا حسین!

امروز،  غریبانه   و   تـنها،   جان  داد
پرورده‏ی آسمان،  به  صحرا  جان  داد
اسرار ِشگفتِ عشق،  معنا  مى‏شد
 وقتى که  عطش  کنار ِدریا، جان داد!*
خاطرت هست
گفتم چهل شب فرصت داری؟!
پی‏نوشت: خون گریه کن! خون…
وقت ضحی، عاشورای ۱۴۳۰
*مؤمنی

[Top]