Archives: مرداد ۱۳۸۸

لذت بردن!

اگر قرآن را به همراه درک معنا «حالا نمی‌گویم مفهوم چون قرآن لایه‌های پنهان زیادی دارد» خوانده‌ باشیم و اندکی با زبان عربی آشنایی داشته باشیم لذتی غیر قابل توصیف را حس می‌کنیم. درک معنایی که همراه با خواندن تفسیر سوره و شان نزول آن باشد. همراه با وقایع تاریخی که در زمان نزول سوره اتفاق افتاده او همچنین کلام امامان معصوم در تکمیل معنای آیه.

شاید شده باشد گاهی به چیز‌های عجیبی در قرآن برخورد کرده باشید که اگر در جای دیگری غیر از قرآن به آن بر می‌خوردید برای‌تان قابل قبول نبود. داستان‌های عجیبی و حکایت‌های جالبی که قرآن بیان می‌کند یکی از این مطالب جالب و عجیب است.

نمی‌دانم تا به حال شما به داستان حضرت موسی و خضر در قرآن برخورد کرده‌اید؟ البته که برخورد کرده‌اید، اما آیا به دنبال لایه‌های زیرین این داستان به دنبال تفسیر و توضیحی در این داستان گشته‌اید؟ آیا تا به حال به این فکر کردید که دو پیامبر به هم می‌رسند و یکی به دیگری در قبال‌ کار‌هایی که انجام می‌دهد اعتراض می‌کند و خلاصه هزاران سوال دیگر که اگر با کمی تامل این سوره را خوانده باشید شاید سراغتان آمده باشد.

برای من قابل قبول نیست که چون قرآن گفته پس همین است. درست است که قرآن گفته و کلام قرآن صادق و راستین است اما چرا قرآن این حکایت را بیان کرده، برای اینکه ما بخوانیم و بعد بگویم چون قرآن گفته درست است و به درک معنای واقعی و هدف خداوند از بیان این گونه حکایات نرسیم؟

داستان حضرت موسی و خضر که در سوره کهف گفته شده خواندنی است حتما بخوانید آن هم با تفسیرش، اصلا توصیه می‌کنم این تفسیر این سوره قرآن را در ماه رمضان بخوانید و خواندن تفسیرش را یکی از برنامه‌های عبادی خود در ماه رمضان قرار دهید. این سوره علاوه بر اینکه داستان زیبای حضرت موسی و خضر را دارد به بیان داستان چهل روز قطع وحی از پیامبر و همچنین داستان اصحاب کهف و داستان ذوالقرنین می‌پردازد.

برای من مواجهه دو پیامبر جالب است. موسی که از طریق وحی از وجود پیامبری در زمان خود مطلع می‌شود که علم خدادادی دارد عملی که مشخص می‌شود حضرت موسی ندارد. حضرت خضر به عنوان پیامبر عالمی از طریق وحی به موسی معرفی می‌شود و طبق روند خاصی که باز هم از طریق وحی مشخص شده به خضر را ملاقات می‌کند.

داستانش را حتما خودتان بخوانید چون این طور از خواندن داستان بیشتر لذت می‌برید .اما در نحوه مواجه‌ی این دو پیامبر دقت کنید پیامبر که مامور به ظاهر است و پیامبری که مامور به باطن امور است. با اینکه حضرت موسی تعهد کرده است که به حضرت خضر در قبال کار‌ها و اعمالش اعتراض نکند اما نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد و در مقابل تمام کار‌هایی که خضر انجام می‌دهد اعتراض می‌کند و گاهی حتی با لهنی ملایم و متواضعانه توبیخش می‌کند در قبال کاری که انجام می‌دهد.

وقتی که حضرت موسی می‌داند که حضرت خضر علمی خدادادی دارد و حضرت خضر خودش پیامبر است با وجود این در قبال کار‌هایی که انجام می‌دهد حتی سوال هم نمی‌کند گاهی توبیخش می‌کند یا حرفی می‌زند که نشانه اعتراض اوست.

حال سوال این است که وقتی پیامبری به نام موسی به پیامبری به نام خضر می‌رسد و می‌داند که پیامبر است و می‌داند که علم خدادادی دارد علمی که هر کسی نمی‌تواند داشته باشد علمی که خداوند فقط می‌دهد و اکتسابی نیست، با این وجود در قبال کار‌هایی که به ظاهر درست در نمی‌آید اعتراض می‌کند، چرا ما انسان‌ها گاهی اوقات حرف‌های انسان‌های دیگری که هیج حجیتی ندارند حرف‌هایی که به ظاهر درست در نمی‌آید حرف‌هایی که ادعا می‌کنند از باطن می‌زنند حرف‌هایی که از ارتباط با امام زمان می‌زنند از ارتباط با غیب می‌زنن واقعا چگونه می‌شود به این حرف‌ها اعتماد کرد و این گونه حرف‌ها را قبول کرد.

اندکی تامل!

قرآن و سنت از مهمترین منابع اسلامی‌اند. البته عقل که در حیطه این دو تعریف شده و اجماع هم که خودش برای خود داستانی دارد از منابع هستند اما مهمترین‌شان همان قرآن و سنت هستند.

در حجیت و استناد به قران هیچ جای شکی و شبهه‌ای وجود ندارد اما برای به حجت قرار دادن احادیث یا همان سنت احتیاج به بحث و فحص  فراوان است. بحث حجیت سنت و احادیث وارد شده و رسیده بحث مهمی است و اختلافات اساسی خیلی از علما نیز از همین‌جا نشات می‌گیرید. اینکه حدیث را چه کسی نقل کرده آیا کسانی که نقل کرده‌اند انسان‌های قابل اعتمادی بودند در زمان خودشاk صادق و امین بودند و خلاصه شرایط فراوانی که در حجیت و عدم حجیت یک حدیث تاثیر فراوان دارد.

این علم آنقدر مهم و تاثیر گذار است که منجر به تاسیس شاخه‌ی جدیدی از علم به نام علم رجال شده است. علم رجال همانطور که از اسمش مشخص است به بررسی افرادی که احادیث را نقل کرده‌اند می‌پردازد.

بنابراین تفاوت حدیث و قرآن در این است که وقتی کسی قرآن می‌خواند به چیزی به عنوان حجیت و عدم حجیت آن فکر نمی‌کند و فقط در معنای آن خورد می‌شود و از رسیدن به کشف‌های بیشتر و فهمیدن معنای آن لذت می‌برید. اما در مواجهه با احادیث مهمترین دغدقه عجیت و عدم عحیت حدیث است.

با توجه به محدودیت‌هایی که ائمه داشتند و انواع انسان‌هایی که به هر دلیلی دروبرشان بودند و انواع انگیزه‌ها برای جعل گفتار‌های امام  و حتی پول‌هایی که معاویه برای جعل کردن حدیث از پیامبر خرج کرد و خلاصه دلایل فروانی که تمسک کورکورانه به احادیث را کمی مشکل کرده دسترسی و قرار دادن کتاب‌های احادیث به دست افراد غیر نخبه که اهمیتی به سند و افرادی که حدیث را از امام معصوم نقل کرده‌‌اند نمی‌دهند باعث بروز کج‌روی‌های فاحشی از دین شده که مطمئنا جلوگیزی از آن منوط به قرار دادن منابع متقن و یقینی به دست شیعیان و مسلمانان شده است که جای کمتر شبه و ایرادی در آن باشد.

[Top]

مسجد جمکران

ابوعامر که مطرود جامعه مسلمین شده بود آمد و طرحی  ریخت برای ساختن مسجدی به نام ضرار که جمعی از دوستان و منافقانش را در آن‌جا جمع کند اما پیامبر اسلام از طریق وحی از این توطئه با خبر شد و دستور تخریب این مسجد را داد.
مسجد سنگر خداست و جایگاهی است که مردم برای به خدا پناه بردن به آنجا می‌روند. جایی است برای نشان دادن وحدت مسلمانان. جایی که مسلمانان جمع می‌شوند و اعمال خود را از نماز خواندن تا قرآن خواندن و … را در آنجا قرار می‌دهند.
حالا واقعا این وجه اعتبار و تقدسی که مسجد دارد از کجا آمده آیا به واسطه اینکه اسمش مسجد می‌شود مسجد این‌همه معتبر است یا به واسطه کار‌ها و اعمالی که در آنجا باید انجام داد؟ احتمالش کم است که مسجد فی نفسه و بدون اعتبار اعمالی که در آن انجام می‌شود  مقدس باشد. مسجد اهمیت دارد به واسطه اعمالی که در آن انجام می‌شود به واسطه ورود و خروج فرشتگان در آن بواسطه حضور همیشگی معنویت و خدا پرستی در آن. پس هر جا که بویی از معنویت بدهد هرجا که مسجد باشد و جایگاهی برای مسلیمن باشد هر جا که مسلمانان برای عبادت به آنجا می‌روند و در آنجا عبادت می‌کنند مقدس و قابل احترام است. چون محل عبادت و سجده‌گاه بندگان خداست.
مهم نیست که شاعبه ساخته شدن مسجد از کجا آمده، بواسطه خوابی باشد به واسطه نذری باشد یا حتی به واسطه یک رویای صادقه باشد در هر صورت وقتی مسجدی بنا شد و محل سجده و عبادت بندگان خدا شد مقدس است و جایی برای ایرادگیری و گمانه زنی برای آن نیست که این فلان درست شده یا فلان کس درستش کرده یا از این نوع حرف‌ها مهم این است که این مسجدی که درست شده آیا واقعا مسجد است و محل عبادت بندگان خدا یا خیر؟

مسجد مقدس جمکران

وقتی از مسجد جمکران صحبت می‌کنیم اولین چیزی که توجه ما را جلب می‌کند این است که این مسجد توسط شخصی که بعضی می‌گویند در خواب و بعضی می‌گویند در بیداری به دستور مستقیم امام زمان (ع) ساخته شده.
آنچه که ما در مورد مسجد جمکران می‌بینم نشان دهنده مسجدی است که مردم از تمام نقاط کشور و حتی جهان برای گذاردن نماز و عبادت به آنجا می‌آیند شب‌های سه شنبه این مسجد شلوغ می‌شود نیمه شعبان که می‌شود میلیون‌ها نفر برای عرض ارادت و نماز گزاردن به آنجا می‌روند با این همه آیا می‌شود این مسجد را مسجد ننامید؟ آیا جایی که مسلمانان زیادی برای عبادت انتخاب می‌کنند مسجد نیست؟
و اما اینکه آیا امام زمان هم به مسجد جمکران می‌آیند یا نه، سوال دیگری است. وقتی مکانی نام مسجد نهاده شد و مسجد شد و این یعنی سنگر خدا شدن مگر امکان دارد امام زمان در آنجا رفت و آمد نکند؟ آن هم امام زمانی که ما می‌شناسیم و از او و در مورد او شنید‌ه‌ایم. امام زمانی که با شیعیان  و دوست‌داران و پیروان خود رئوف و مهربان هستند امام زمانی که وقتی ظهور می‌کند همه می‌گویند ما او را دیده‌ایم ما او را می‌شناسیم. امام زمانی که به امور شیعیان خود رسیدگی می‌کند و خلاصه هزاران حدیث منقول دیگر.
چگونه می‌توان باورد کرد که امام زمانی با این خصوصیات در جمع دوست‌داران خود حاضر نشود؟
حتی اگر تمام داستا‌ن‌ها و صحبت‌هایی که در مورد تاریخچه جمکران می‌کنند دروغ و نیرنگی بیش نباشد اما در حال حاضر این دروغ و نیرنگ جایی ندارد و مسجد جمکران تبدیل شده به محل تجمع دوستداران و عاشقان امام زمان که به آنجا می‌آیند و نماز و دعا می‌خوانند و برای تعجیل در فرجش دعا می‌کنند. مسجد جمکران به تذکر و تذکاری برای وجود مقدسی چون امام زمان تبدیل شده و این هیچ عیب و ایرادی ندارد.
مسجد جمکران به جایگاهی برای تضرع و خشوع در مقابل خداوند و طلب و تمنا برای تعجیل در فرج تبدیل شده. شاید جایی برای مقایسه با کعبه وجود نداشته باشد اما مسجد جمکران همچون کعبه که تذکر و تذکاری برای وجود خدا برای توجه به خدا برای وصل به خدا است جمکران نیز در حال حاضر همچین نقشی را ایفا می‌کند.
مثل معروفی هست که می‌گوید هر چه از دیده برود از دل هم برود شاید رمز و راز مکان‌ها مقدسی چون کعبه و مسجد جمکران و امثال آن همین باشد این باشد که مردم بیایند و در مکانی مقدس به یاد شخصی خاص باشند وقتی که جایی به نام کسی ثبت شد و ماندگار شد جایی که قابل دیدن و لمس کردن باشد از یاد رفتنش سخت‌تر می‌شود.
مسجد جمکران مقدس و شاید بالاتر از دیگر مساجد است به خاطر اینکه یاد امام حاضر، امام زنده‌ای که در غیب به سر می‌برد را زنده نگه می‌دارد هر آنچه که باشد این مسجد، مسجد امام زمان است و قعطا امام زمان به آنجا رفت و آمد دارد برای دیدن شیعیانش برای دیدن صفوف دوست‌دارانش.
امام باید دقت کرد که این مکان مقدس به بیراهه نرود و فقط همان مسجدی باشد که شیعیان و دوستداران امام زمان به آنجا می‌آیند و برای تعجیل در فرجش دعا می‌کنند مثلا چاهی نسازند و بگویند نامه‌هاتان را آنجا بیندازید تا امام زمان بخواند و حتما می‌خواند و جواب می‌دهد و از این کج روی‌ها حتی اگر اسناد این چاه بسیار معتبر باشد این کار‌ها زیاد عقلانی نیست و تنها فایده‌ای که دارد هدف و تقدس این مسجد را زیر سوال می‌برد.
مسجد جمکران جای چاه درست کردن و نامه نگاری نیست جای عبادت و تضرع در پیشگاه خداست جای به یاد مهدی(عج) بودن است.

[Top]