Archives: مهر ۱۳۸۸

starting

I have registered this weblog because I want to write something for myself and some my idea about evry thing for example art, philosophy, philosophy, politic, moral ityand so on.
I hope I can continue this writing.

صندلی خالی یا گوش تو خالی!

و اما بعد…

چیز مهمی نیست فقط شاید گاه‌پاره‌های تاریخی نشان‌مان دهد که اسلام چه چیز را به ما یاد داده است اصلا هم قصد مقایسه و این حرف‌ها را ندارم فقط می‌خواهم بیان کنم نتیجه‌اش با شما.

بسم الله الرحمن الرحیم
قُلْ یَا أَیُّهَا الْکَافِرُونَ (۱) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (۲) وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۳) وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ (۴) وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (۵) لَکُمْ دِینُکُمْ وَلِیَ دِینِ (۶)
بگو : اى کافران قریش ، پیشنهاد شما که من بت هایتان را بپرستم تا شما هم خداى مرا بپرستید ، هرگز قابل قبول نیست .«۱» نه من آنچه را شما مى پرستید خواهم پرستید ،«۲» و نه شما پرستنده کسى هستید که من او را مى پرستم ،«۳» و نه من پرستنده چیزى هستم که شما آن را مى پرستید ،«۴» و نه شما پرستنده کسى هستید که من او را مى پرستم .«۵» دین شما براى خودتان ، و دین من هم براى خودم .«۶»

برخی‌ آمدند تا با پیامبر معامله‌‌ای بکنند و این داستان آن معامله و جوابی که پیامبر به آن‌ها می‌دهد.

۱-آن اوایل که محمد (ص) تازه اسلام را علنی کرده بود فشار‌ها کمتر بود همه فکر می‌کردند محمد(ص) آمده و می‌رود خودش خشک می‌شود و می‌افتد. اما دیدند نه، این قائله سر درازی دارد شروع به مخالف کردند اول با نرمش و اعتراض به ابوطالب و پیشنهاد‌هایی به محمد. آمدند و به او پیشنهاد مال و ثروت دادند و جواب پیامبر همان جمله مشهوری بود که «اگر خورشید را به دست راستم دهید و ماه را به دست چپم تا از رسالت دست بر دارم  چنین نمی‌کنم مگر زمانی که مرگم فرا رسد.» این دقیقا در همان زمانی بود که مسلمان زیر شکنجه زیادی از طرف کفار بودند.

۲-سه سال در دره‌ای خشک و بی آب و علف محاصره شدند و اجازه خروج از آن را نداشتند در این سه سال مسلمانان به طور کلی محاصره شده بودند اصلا بایکوت شده بودند کسی با‌ آن‌ها حرف نمی‌زد قبولشان نمی‌کردند با آن‌ها معامله نمی‌کردند اگر کسی از خارج از مکه می‌آمد و مسلمانان می‌خواستند با آو معامله کنند کفار کسانی را منصوب کرده بودند که بروند آن متاع را با قیمت بیشتری بخرند. تنها همدم مسلمانان در آن زمان آه و ناله و ضجه بود.

۳-تمام امامان معصوم نصف زندگیشان را در زندان بودند یا زندان خانه‌‌شان یا زندان خلیفه در حالی که می‌شد با کمترین کوتاه آمدن بهترین زندگی را داشته باشند.

۴٫مبارزه با ظلم، کفر در اسلام نهادینده شده است این را از همان رفتار‌های پیامبر اسلام در اوائل اسلام از ایات قرآن و از رفتار دیگر معصومین علیهم السلام به وضوح می‌توان مشاهده کرد. پرچم دار این مبارزه با ظلم و ستم امام حسین(ع) است. امام حسینی که با ۷۲ نفر در مقابل سپاه چند هزار نفری یزید ایستاد. مگر واقعا نمی‌شد این قائله را ختم کرد؟ مگر واقعا نمی‌شد؟ امام حسین همان حرف‌های یزد را بزند، یا حرف‌هایی را نزد که یزد نمی‌خواهد.

۵٫ بیاییم نزدیک تر در مورد امام  خمینی و انقلاب خودمان صحبت کنیم. مگر همین امام خمینی نبود که در مقابل شاه ایستاد مگر این شاه نبود که بارها خواست با انقلاب معامله کند اما نشد. مگر به امام گفته نشد که تو فقط حرفی نزن که به ضرر ما باشد تا ما به تو همه چی بدهیم تا ما از مرجیعت تو حمایت کنیم و خلاصه هزارن حرف نگفته و منتشر نشده.

۶٫چرا نباید از فلسطین و اسرائیل حرف زد مگر این واقعیتی از نمود ظلم و ستم نیست مگر این نمادی از پرچم دزدان جهانی نیست چرا نباید گفت «اسرائیل در فلسطین چه می‌کند» چرا نباید حرفی که برخی دوست ندارند را زد. چرا باید به حرف‌ برخی گوش گرد چرا وقتی می‌گویند داشته باش، باید داشته باشی و وقتی می‌گویند نداشته باش باید نداشته باشی.

۷٫ پیامبر تحریم شده بود همه او را مسخره می‌کردند وقتی در کعبه قران می‌خواند کسی کنارش نمی رفت کسی به حرف‌هایش گوش نمی‌داد هر کس می‌خواست وارد کعبه شود می‌گفتند آن‌که آن کنار نشسته جیز است بد است دیوانه است و خلاصه از این حرف‌ها پنبه داخل گوششان می‌کردند که حقیقت را نشنوند تا قرآن و کلام زیبای قرآن را نشوند اما پیامبر می‌خواند می‌خواند تا شاید کسی پیدا شود و آن پنبه‌ها را از گوشش بر دارد و گوش کند و بودند کسانی که این پنبه‌ها را برداشتند هر چند فقیر و بی پول بودند هرچند سرمایه دارد و قدرتمند نبودند.

۸٫ ۸ سال هر چه گفتند گفتیم باشد هرچه خواستند را انجام دادیم اما چه نصیبمان شد؟ چیزی جز عقب افتادگی چیز جز تزویر و ریا کاری؟

اگر قرار باشد همیشه حقیتی که بعضی خوششان نمی‌آید را نزنیم چون حسابمان کنند و این حرف‌ها این نزدن به خاطر آن‌ها یعنی همان حساب نشدن یعنی اینکه تو هر چه ما نمی‌خواهیم نباید بگویی. خلاصه بگذارید اصلا سازمان ملل صندلی‌هایش خالی باشد مهم نیست مهم این است که حقیقت گفته شود و آدم‌هایی هم گوش دهند. اصلا هم مهم نیست که این گوینده حقیقت کیست احمد نژاد است خاتمی است موسوی است اصلا مهم نیست اما خب برخی جسارتش را ندارند این مهم است!

احمدی نژاد در سازمان ملل

[Top]

سبزترین ملیگرایی؟!

هر جا اسلام و مسلمان است آنجا وطن من است وقتی می‌گویم وطن من است یعنی مردمش مردم من هستند مردمش برادران و خواهران من هستند و مردمش را دوست خواهم داشت البته به شرط اینکه قاعده مسلمانی را داشته باشند و نه اینکه به اسم و نام مسلمان باشند.

مدت‌ها بود فکر ملی‌گرایانه و ناسیونالیستی در وجودم رخنه کرده بود البته این فکر هم برای خودش اصل و اساسی داشت در حقیقت خاک و این‌ حرف‌ها زیاد اهمیتی نداشت آنچه که در این فکر و اندیشه من اهمیت داشت مردم کشورم بود مردمی که دوست‌شان دارم.ملی گرایان و امام خمینی و انقلاب

ملی‌گرایی و ناسیونالیستی برای یک مسلمان تفکر پوچ و توخالی من در‌آوردی است که در هیچ جای اسلامی حرف و صحبتی از آن وجود ندارد این تفکر را می‌توان همان تفکر نژاد پرستی دانست اگرچه شاید با هزاران توجیه و اما و اگر درستش کند اما نتیجه‌اش چیزی به جز نژاد پرستی نخواهد بود.

تقسیم مردم به ملت‌ها، کشور‌ها، نژاد‌ها باعث به وجود آمدن چیزی به نام ملیت‌گرایی می‌شود تقسیم بندیی که آخرش منجر به جنگ و دعوا سر مرز‌ها بر سر تعصب‌ها و خلاصه خیلی حرف‌های دیگر می‌شود البته اگر دید ملیت گرایی بر اساس مردم و دوست داشتن مردم و حمایت از مردم باشد تفکر منفی و غیر قابل قبولی نیست و بسیار ستوده است اما این تفکر نباید برا اساس خاک و محدوده و نژاد خاصی باشد چون همه انسان‌ها انسان هستند و از این انسانیت به یک اندازه بهره برده‌اند(البته در فرض مذکور) پس دلیلی برای وجود ملیت‌گرایی وجود ندارد.

در اسلام و اندیشه اسلامی ملیت‌گرایی معنایی ندارد و همه مسلمانان درهر جای دنیا که باشند با هم برادرند و این از زبان پیامبر بار‌ها بیان شده و در رفتار و کردار ائمه بسیار مشاهده شده است، از تحویل گرفتن تمام مسلمان چه عرب و چه عجم و حتی زمانی که صحبت‌هایی از عرب و غیر عرب (عجم)در زمان پیامبر میان مسلمانان عرب وجود داشت پیامبر بار‌ها به برادر بودن همه مسلمانان بدون در نظر گرفتن جاه و مقام و ثروت و کشور تاکید می‌کند و این براداری و تساوی یکی از مهمترین شعار‌های اسلام است.

حال سوال این است که می‌توان این تفکر ملیت‌گرایی را برگرفته از کمونیسم دانست یا این تفکر حتی خیلی قبل‌تر از کمونیست وجود داشته است؟ ظاهرا تاریخ از قدمت این شعار و این تفکر نشان می‌دهد حال با ادبیاتی متفاوت‌تر و استعماری‌تر.

ملی‌گرایی می‌تواند شعاری ضد استعماری باشد و حتی می‌تواند شعاری برای در بند کردن و تفکر انسان‌هایی بسیاری باشد. ملی گرایی که خودش یکی از شعار‌های استعمار نوین و قدیم بوده و یکی از مهمترین حربه‌های قدرتمندان برای حفظ قدرت و حکومت خود بوده‌است. جالب‌تر اینکه این شعار  تفکری است که از همان غرب استعمارگر شروع شده و به دام کشور‌های جهان سوم افتاده است ظاهرا این ملیت‌گرایی فایده‌هایش برای آن‌ها از ضرر‌هایش بیشتر است که گاهی ماننده خوره به جان اندیشمندان و مردم کشور‌های جهان سوم می‌اندازند.

اینجا جایی برای خرد شدن در تفکر ملی‌گرایی نیست. اما پدیدار شناسایی ملی‌گرایی بسیار مهم و کارساز‌ است. شعاری که در دوره مدرن در دهان بسیاری افتاده و نقشی کاملا احساسی دارد.

امام خمینی رحمه الله اندیشه‌ای کاملا مخالف و بر علیه ملی‌گرایی داشتند و شدیدا تفکر ملی‌گرایانه را مورد مواخذه قرار می‌دادند. امام خمینی ره در بیانه‌ای که بعد از قبول صلح منتشر می‌کند شدید ملی‌گریان و تفکرات آن‌ها را مورد مواخذه قرار می‌دهد و تفکر اسلامی‌ را در مقابل این تفکر بیان می‌کند.جالب‌تر اینکه ملی‌گرایان همان کسانی بودند که در زمان جنگ در مقابل امام خمینی ایستادند و مخالف جنگ بودند.

شعار‌هایی مانند نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران دقیقا بر اساس همان ملی گرایی که هیچ بویی از اسلام در آن وجود ندارد بنا شده و شاید خیلی‌ها بدون داشتن این اندیشه به سر دادن این گونه شعار‌ها می‌پردازند ولی باید بدانند که اینگونه شعارها و تفکرات همان تفکراتی است که دقیقا مقابل اندیشه اسلامی و امام خمینی قرار دارد. شاید جنبش سبز را همان ملی‌گرایانی تشکیل دادند که در زمان امام خمینی منفور بودند.

مرتبط:
امام خمینی و هویت ملی
ملی گرایی در ایران مانع نشر افکار امام خمینی (ره) شده است
مقابله علامه جعفری با ملی گرایان مخالف دفاع مقدس
ملی گرایی در سخنان مقام معظم رهبری
ملی‌گرایان اعتقاد به امام زمان را خرافه می‌دانند
پست بعدی: اندیشه ملی‌گرایانه و نهضت سبز و انقلاب

[Top]

روز قدس

روز قدس یک روز جهانی است هدفش مشخص است و همه می‌دانند که برای چه باید به خیابان‌ها بیایند و چه شعار‌هایی بدهند و چه بگویند. روز قدس روز فلسطین است روزی که امام خمینی «ره»به عنوان یک متفکر بزرگ جهان سیاسی اسلام بنیان‌گذار این حرکت بزرگ شناخته می‌شود.

امسال هم مثل همیشه مردم‌ به خیابان‌ها آمدند و صدای حمایت خود را به فلسطین و صدای انزجار خود را به گوش اسرائیل و آمریکا رساندند. صدای مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا که از ایران و از همین راهپیمایی‌ها روز قدس بلند شد و این صدا را به راحتی می‌توان در نقاط مختلف جهان شنید و این است که ابرقدرت‌ها را نگران کرده است و این است که آن‌‌ها را خشمگین می‌کند وقتی این شعار و این تفکر در جهان شناخته شود دیگر جایی برای آمریکا، اسرائیل، انگلستان و … نخواهد بود. امام خمینی و تفکر روز قدس

روز قدس و راهپیمایی آخرین جمعه ماه رمضان بهترین راه برای بیدار اسلامی بود و این را امام خمینی «ره» به خوبی فهمیده بود و با ایجاد این حرکت در کوتاه‌ترین زمان توانست بیشترین تاثیر را در صحنه جهانی بگذارد.

اسرائیل حقیقتا همان قده سرطانی است که از حلقوم قدرت‌های بزرگ بیرون افتاده و در سرزمین مسلمانان افتاده. به آنجا پرت شده تا هر کاری که می‌خواهد انجام دهد به آنجا پرت شده چون مردمان آنجا شاید انسان نیستند به آنجا پرت شده تا در میان مسلمانان باشد اما در محاصره آن‌ها نباشد.

روز قدس روزی است برای تو سری زدن به کشور‌های عرب برای اینکه به یادشان بیاوریم اسلام را یهود را و مسلمانان را، کشور‌هایی که هر روز جنایات اسرائیل را می‌بینند به روی خودشان هم نمی‌آورند. نمی‌دانم این مفت‌خوران گردن کلفت چه خیال کرده‌اند فکر کرده‌اند اگر اسرائیل فلسطین را فتح کند دیگر به‌ آن‌ها کاری ندارد البته الان که بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم چرا باید با سگان‌ دست آموز خود کاری داشته باشند.

مردم باز هم آمدند و همان شعار‌ها را ‌دادند مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، مرگ بر انگلیس، و خلاصه همان شعار‌هایی که مخصوص این روز است. آقای لاریجانی‌ نماینده مردم قم و رئیس مجلس آمد وقبل از نماز جمعه صحبت کرد و بعدش آقای امینی خطبه‌های نماز جمعه را خواند البته آقای شمس هم گاف باحالی داد،  قبل از نماز پشت تریبون نماز جمعه گفتند « براردان و خواهرانی که در خیابان ارم نماز می‌گزارند قبله مستقیم به سمت قبله است».

من معتقدم روز قدس روز اسلام است روز ایران و روز تمام کسانی که از ظلم و ستم زورگویان نفرت دارند روز قدس متعلق به هیچ رنگی نیست متعلق به هیچ گروه و حذبی نیست همانطور که همه ثابت کردند نیست. روز قدس متعلق به فلسطین و نفرت از قدرتمندان و زورگویان است.

مرتبط
گزارش دیگری از شهر قم
گزارشی از تهران
سبزهای قم در روز قدس خواب ماندند!
وعده ما بعداز ناهار! راهپیمایی سبز! روز قدس
امروز ایران، امروز قم
من به نماز جمعه رفته بودم
روز قدس و درگیری و آشوب توسط سبز ها با مردم و بسیجیها
در آرزوی صداقت سبز

و هنوز هم هست…

[Top]

و خدا میخندد!

وقتی صحبت از محبت خدا می‌شود اگر گفته شود محبت خدا نامحدود است جای تعجبی ندارد. خدا خودش نامحدود و در هیچ ظرف و مظروفی نمی‌گنجد پس محبتش هم باید نامحدود باشد.

شاید شما مضمون این جمله را شنیده باشید«کسی که چیزی را می‌دهد خودش باید تمام آن چیز را داشته باشد» یعنی مثلا اگر به کسی زنده بودن عطا می‌کند باید خودش زنده باشد و نهایت زنده بودن را داشته باشد اگر خودش به کسی احسان می‌دهد باید خودش نهایت احسان را داشته باشد اگر خودش به کسی زیبایی می‌دهد باید خودش نهایت آن را داشته باشد. قسمتی از تابلوی خلقت

معقول نیست کسی چیزی را که ندارد به کسی بدهد. چون از آن نداشته هیچ تصوری ندارد و بیشتر از آنچه که خودش هم دارد تصوری نداد مثلا اگر شما ده تومان پول دارید هیچ وقت نمی‌توانید ۱۱ تومان صدقه بدهید چون دارایی شما ۱۰ تومان است و اگر می‌خواهید صدقه بدهید یا باید ۱۰ تومان بدهید یا کمتر از آن، بیشتر از آن نمی‌شود یعنی امکان ندارد.

شعر معروفی است شاید همه شنیده باشید.
حُسن یوسف در دو عالم کس ندید           حسن آن دارد که یوسف آفرید.

انسان بدون مادر نمی‌شود.به همین علت ما مادر‌های مختلفی را  دیده‌ایم، دروبرمان زیاد هستند مادر‌های مهربانی که توصیف این مهربانی کار بسیار سختی است و شاید اصلا قابل توصیف نباشد. مثل مادر مهربانی که پسرش او را به خاطر همسرش به تنور آتش انداخت و زمانی که مادرش را ترک می‌کرد مادر از میان شعله‌های آتش فریاد زد پسرم مواظب سنگ جلوی پایت باش.

خدا خودش می‌گوید محبت من نسبت به بندگانم از محبت این مادر هم بیشتر است.

حال فردی را تصور کنید که در بیانی تمام توشه، آب، غذا، نان و خلاصه همه چیزش را از دست داده و به دنبالش می‌گردد و زمانی که بعد از ساعت‌ها این توشه را پیدا می‌کنه چه حالی دارد چقدر خوشحال می‌شود انگار تمام دنیا را به او داده اند و خلاصه خوشحالی بدون وصفی خواهد داشت.

باور می‌کنید خداوند بارها خود را چنین وصف می‌کند زمانی که بنده‌ای به طرف خدا می‌رود و از او طلب آمرزش و بخشش می‌کند. می‌فرماید خوشحالی من از خوشحالی فردی که تمام توشه گم‌شده خود را در بیابان پیدا کرده بیشتر است.

خدا این شب‌ها خوشحال است. خدا می‌خندد. هم از اینکه بهترین بنده‌اش را فرار خوانده و هم به خاطر اینکه بنده‌های گم کرده‌اش را پیدا کرده. آن‌هایی که دست خدا را رها کرده بود وقتی خدا دستشان را احساس می‌کند می‌خندد خنده‌ای از روی لذت و شادی.

خدا چقدر مهربانست است!!!؟؟؟

[Top]