Archives: مهر ۱۳۸۹

شب آفتابی

کمی خسته تراز بقیه بودیم آخر از صبح تا آن ساعتی که حدود هشت بود تهران بودیم. صبح رفته بودیم موزه هنر‌های معاصر و بعد از ظهر هم مهمان کتیبه کورش بودیم.

تنه آدم‌ها به هم می خورد. براحتی نمی شد راه بریم. برخی از دوستان رفتند آش بگیرند. صف آش طولانی بود. ما رفتیم وضو گرفتیم تا نماز بخوانیم. ظاهرا همه کمی زود آمده بودند. قرار بود نمایش ساعت هشت و نیم شروع شود ولی وقتی به آنجا رسیدیم گفتند یک ربع به ده.

حدود یک کیلومتری شاید هم بیشتر از آنجایی که بودیم و نماز خواندیم تا محل نمایش فاصله بود. باید پیاده می‌رفتیم بین کوه‌ها، نمایش از نوع کوهی‌اش بود. لوکیشن و صحنه‌اش در کوه بود.

وقتی به محل ورودی رسیدیدم انبوهی از جمعیت را منتظر دیدیم. هنوز درب‌های ورودی به سمت محل نمایش باز نشده بود گفتند یک ربع به ده باز می‌شود حدود ۲۰۰ متری آدم جلوی ما منتظر و به صف بودند تا درب‌ها باز شود.

وقتی به محل نمایش رسیدم تقریبا پر شده بود. حدود ۱۵۰۰ نفری داخل نشسته بودند. ما هر طور شد خودمان را به زور جا دادیم. تازه ما تقریبا اولین‌های جمعیت حساب می‌شدیم. به همت مجری محترم که یکی‌دوباری ما را با بردن نام صاحب الامر بلند کرد فکر کنم حدود ۲۵۰۰ نفری را در سالن ۱۵۰۰ نفری جای داد.

به هر صورت با اینکه شاید نیمی از جمعیت بیرون محل نمایش بودند و نتوانستند وارد شوند نمایش شروع شد. چه جذاب و زیبا

قرار نیست از نمایش شب آفتای برای‌تان بگویم فقط همین را بگویم این نمایش ارزشش را داشت که آدم دو ساعت روی دو زانو بنشیند یا دو کیلومتر در زمین خاکی با آن خستگی پیاده روی کند.

در برخی از صحنه‌ها که نمایشی از صحرای کربلا یا جریان به آتش کشیده شدن درب خانه حضرت زهرا بود صدای گریه‌های بلند بلند مردم به راحتی شنیده می‌شد. همه گریه می‌کردند.

نور پردازی، صدا گذاری ، موسیقی و خلاصه خیلی چیزها عالی بود. شب بسیار پر خاطره و لذت بخشی شد برایمان.

اطلاعات بیشتر در مورد این نمایش را از اینجا دنبال کنید.





عکاس این عکس‌ها دوست عزیزم  حسن الماسی است و بقیه‌ آن‌ها را می‌توانید در اینجا ببینید

we apologize for behavior of your follower

I don’t know what we should tell to Christians or why they have done like this action because, that’s such a shame.

Everybody how have a little information about Islam knows that the Christ is a holly man for us and Islam has accepted Christians and it called Christ one of the most important prophet and it order to Muslims to respect  to Christ.

As I have pointed out, the Christ, Moses, Abraham and all of the prophets Abraham are some part of history of Islam and the Quran that is the important book of Islam and holly book is talk about them very much. As you know, you can find the story of those prophets in Quran.

However, I don’t understand this animosity against Islam. They always do something like this, they always wanted to be called enemy by Muslims. It is true that they have some normal or realistic people who see kindly and friendly to Muslims but I think they are sin too, because when some of Christian’s people have insulted they are calm and they prefer not to say anything.

It is a long time those contumelies occur on the world but isn’t supported by church. If you read history you can find those. But most of them aren’t public or aren’t in the media.

When the clergyman of Church invites people to burn Quran in the media he doesn’t think about their act. I don’t know how they have done some think like this and expect Muslim people to respect them. They are so crazy because they burn themselves and wanted not to burn.

It is clearly, the Christ who is called peace prophet doesn’t agree with those inimical and abusive behaviors because they aren’t according to his way to receive God. He is a kind man and always enjoins his follower to be kind with other people.

When I heard this happened I remember our letter to Christ that was about the behaviors of Christians. We think we they understand we wrote a letter to their prophet maybe they were embarrassed but everybody knows that it isn’t except wrong dream.

I think we should complain about those behaviors to Christ maybe if we apologize to Christ because I think he is angry and shame about behavior of his follower to God and our prophet Mohammad it will be better.

Without any doubt with this behavior and action, we don’t have a good word because if everyone insults other he can’t expect regard and respect from them and the world without respect is the world without human and humanity like forest.

[Top]