Archives: اردیبهشت ۱۳۹۱

آقای مهرجویی؛ آشغال زدایی را از سینما شروع کنید

چه حرصی خوردم وقتی که به خاطر پولی که داده بودم مجبور بودم خزعبلاتی را که مهرجویی کنار هم چیده بود ببینم. البته بیشتر انگیزه برای ماندن و دیدن فیلم دوستی بود که فکر می کردم پشت سرم نشسته و می خواستم آخر فیلم ببینمش و باهم چیزهایی نثار مهرجویی کنیم.

اصلا این فیلم هیچ چیز نداشت چه از نظر فرمی و چه از نظر محتوایی. بوی پول از تمام فیلم می آمد شعار از جای جای فیلم مثل آشغال روی مخاطب می ریخت. شاید این پول شهرداری تهران برای ساخت فیلمی بود که سراسرش فحش به تمام کسانی بود که این فیلم را می دیدند. مهرجویی پول گرفته بود تا به جامعه فحش دهد جامعه ای که شیعه دارد و مسلمان دارد اما در فیلم او هیچ جایی از دین و دیانت نبود.

عکاسی در جامعه با خواندن کتابی فنگ شویی یا هر کوفت و زهرمار دیگری تبدیل به قهرمان می شود، در جامعه اسلامی که این همه دلیل و راه برای عوض شدن و جود دارد فنگ شویی باید راه گشایی و دلیل تاثیر کسی باشد؟

اندیشه اسلامی فضیل ابن عیاض ها داشته  است آنهایی که دزد و بدکاره و بودند و با شنیدن آیه یا خطی از قرآن متحول شدند و عارف و وارسته شدند اما حالا کارمان به جایی رسیده است که داعیه دار سینمای معنا گرا جناب آقای مهرجویی بیایید و برایمان راه و رسم تغییر با مکاتب و فرهنگ هایی این چنینی یادمان دهد.

بعید می دانم پول گرفتن جناب اقای مهرجویی از شهرداری تهران برای ساختن همچین آشغالی غیر واقعی باشد. آنقدر شعار در این فیلم وجود دارد که تنها توجیه آنها همین پول هایی است که پشت پرده و در آن طرف مخاطبان برای سرگرم کردن و فحش دادن به آنها رد و بدل می شود.

جای هیچ شک و شبهه ای نیست که فرهنگ اسلامی بسیار و بسیار به تمیزی و پاکی اهمیت داده است. در فقه بابی به نام باب طهارت است که برای تطهیر جسم و روح انسان است. عکاس باشی قهرمان فیلم مهرجویی می خواهد با جارو کردن و تمیز کردن محیط افراد خود با سوفور شدن و نارنجی پوشیدن به آرامش روح برسد.

آقا این درست نیست. وقتی که ما در منابع خودمان راه های زیادی برای رسیدن به آرامش روح داریم. وقتی یک مسلمان برای رسیدن به آرامش روح باید نماز بخواند، قرآن بخواند و …. باید ترویج خرافه و باطل کرد.

 برای سینمای ایران و برای خودم تاسف می خورم و بیشترین تاسفم این است که این فیلم در جشنواره فجر برنده جایزه شده است مهم نیست چه جایزه ای و چه جایگاهی را گرفته مهم این است که برنده شده است. البته شاید در این وانفسا بازار فیلم و در میان مقایسه با فیلم های دیگر این جایزه را گرفته باشد.

حرف آخر هم جناب اقای مهرجوی شما و همکارانتان اگر می خواهید کاری بکنید لطف کنید جارو به دست بگیرید و این آشغال سازی در سینمای ایران را جمع کنید. خسته شدیم بس که به سینما رفتم چه برای دیدن فیلم های ادم های مشهور و چه غیر مشهور و حرص خوردیم و دهان دره کردیم و لحظه شماری می کردیم فیلم تمام شود و خلاصه باید یک کتاب نوشت از داستان های مخاطبان سینمای ایران در سینما

آدم به راستی حالش بد می شود از اینکه بازیگر و کارگردان برای همچین مزخرفی هم دیگر را تحویل می گیرند. و این همه جنجال می کنند. به نظر من و برای من مهرجویی را باید از سینمای ایران فراموش کرد. بهداد که جایگاهی ندارد که بخواهیم از او صحبت کنیم.

کاری به حرف های رد و بدل شده بین ده نمکی و جیرانی ندارم  در مورد چرایی حذف نارنجی پوش از نقد ندارم اما اگر می گذاشتند آقای فراستی این فیلم را نقد کند جناب مهرجویی بلوایی به پا می کرد و از زمین و زمان قهر می کرد و چه حالی می داد. همه می دانند که فراستی با هیچ کس شوخی ندارد و ملاحظه هیچ کس را نمی کند و این را خود جیرانی از همه بهتر می داند و برای اینکه از تیرها مهرجویی در امان باشد از نقد این فیلم چشم پوشی کرد. البته هوچی گری های حامد بهداد را هم برای نقد نکردن این فیلم باید در نظر گرفت

نقد علی معلم