Archives: شهریور ۱۳۹۲

۳ میلیارد برای سرگرمی!

پیش ترها، آن زمان که همه چیز رویه سنتی خود را داشت و مردم به علم و علم ورزی اهمیت زیادی می دادند.  اگر کسی فرزندان زیادی داشت یکی از فرزندانش را وقف علم می کرد البته علمی که شروع آن با آموزش دینی بود و پایانش هم دین بود. پدر حاضر می شد تمام هزینه های فرزندش را بدهد تا او برود و تحصیل دین کند.

آن زمان که بازاری ها برای اینکه بازاری شوند خود خواسته در دروس و مباحث بیع حوزه شرکت می کردند یک پای شان برای انجام کارهای خیر بیوت مراجع بود و به سفارش بسیاری از مراجع هزینه زندگی برخی از طلاب علوم دینی را تقبل می کردند تا آنها بروند تحصیل علم کنند. البته اگر چه به صورت محدود و شرایط خاص این زمان این مساله در حوزه وجود دارد اما قطعا توفیقی نیست که نصیب هر کس شود.

حالا به بهانه اینکه کشوری آمده و اسم لیگش را گذاشته لیگ جعلی خلیج فارس به جای اینکه خود بازیکنان فهم و شعورش را داشته باشند که در این لیگ حاضر نشوند و برای تیم های این لیگ بازی نکنند، بعضی هاشان بدون توجه به همه چیز می روند و قرار داد می بدند و بعضی های دیگر که کاپیتان تیم ملی هستند هم تهدید می کنند و برنامه می ریزند برای رفتن.

جالب تر از همه اینجاست وقتی اینها اینقدر فهم و شعور ندارند برخی این طرف آب می خواهند آنها را با پول ملت و مملکت یا پول آدم های به اصطلاح خیر آنها را برگردانند.

واقعا در عجبم که چگونه فردی که چیزی را ارزش نمی داند ما باید به زور آن را برای او ارزش کنیم و به خاطر یک ارزش بخواهیم برای شخص بدون ارزش این همه پول هزینه کنیم. پیگیری شکایت از این نحوه اسم گذاری روال و قانونی دارد و اینگونه نباید باشد که ما به بازیکنان مان فلان قدر هزینه کنیم تا آنها به این لینگ نروند.

تصور کنید اگر قرار بود به جای اینکه اقای علی دایی به آدم X رو بزند که حدود سه میلیارد از پول مملکت را بریز در حلقوم عرب های مفت خور، عالمی پیدا می شد و از همین آقای X  درخواست می کرد بورسی سه ساله یا چهار ساله یا حتی دو ساله به مبلغ حدود ۵۰ میلیون یا ۲۰ میلیون یا ۳۰ میلیون برای استعداد های برتری که بدون پارتی و رفیق بازی و یا …. انتخاب شده اند، هزینه کند چه اتفاق های خوبی برای کشور می افتاد و چه پروژه های خوبی در کشور انجام می شد.

فکر نکنم شما هم با من موافق نباشید که عدم حضور جناب اقای خلعتبری در لیگ ایران که فقط به خاطر پول با یکی از تیم های  لیگ جعلی امارات قرار داد بسته است و بعید می دانم حتی یک دهم بسیاری از جوانان خوش اتیه کشور روحیه وطن دوستی داشته باشد، موجب خسران کشور شود. خسران و زیان به کشور زمانی اتفاد می افتد که ادم های با استعداد کشورمان به علت نبود حمایت های مالی درس را کنار می گذارند یا مجبورند برای گذران امورات زندگی وقت بسیار کمتری به تحصیل علم و دانش بگذارند.

چالش و اندیشه مرگ نزد حضرت موسی (ع) و حضرت علی (ع)

داستان حضرت موسی یکی از داستان هایی است که بارها در قرآن تکرار شده است. چند شب پیش داشتم یکی از بیان های خداوند در قرآن در سوره قصص از داستان حضرت موسی را می خواندم. آیات ۳۱ تا ۳۴٫ خداوند در این آیات به داستان حضرت موسی اشاره می کند شاید مجالی و نیازی به پرداختن به تمام این داستان و آشنایی با حضرت شعیب و ازدواج با یکی از دختران او و چوپانی حدود ده ساله حضرت موسی نباشد.

نکته از آنجایی آغاز می شود که خداوند موسی را به واسطه نوری به کوه طور فرا می خواند و در آنجا که به موسی وحی می شود و خداوند دو نمونه از معجزات حضرت موسی که تبدیل شدن عصای او به ما و ید بیضا را به او نشان می دهد و به او دستور می دهد که به جانب قوم خود و فرعون برود آنان را از ظلمت و گمراهی برهاند.

خداوند در آیه ۳۲ خطاب  به موسی می فرماید:

اسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضَاء مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَیْکَ جَنَاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِکَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّکَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ کَانُوا قَوْمًا فَاسِقِینَ ﴿۳۲﴾

دستت را در گریبانت فرو بر، هنگامی که خارج می‏شود سفید و درخشنده است و بدون عیب و نقص، و دستهایت را بر سینه‏ات بگذار تا ترس و وحشت از تو دور شود، این دو برهان روشن از پروردگارت به سوی فرعون و اطرافیان اوست که آنها قوم فاسقی هستند. (۳۲)

حضرت موسی می فرماید:

قَالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن یَقْتُلُونِ ﴿۳۳﴾
عرض کرد: پروردگارا من از آنها یک تن را کشته‏ام می‏ترسم مرا به قتل برسانند. (۳۳)

خداوند در آیه ۳۳ اشاره به ترس و وحشت حضرت موسی می کند اما با این وجود حضرت موسی به ترس از جان خود اشاره می کند آن هم هیچ یقینی از کشته شدنش وجود ندارد و یا حداقلی دلیلی برای این در این آیه و آیات قبلی وجود ندارد و از لحن حضرت موسی این برداشت می شود که احتمال این را می دهد که او را بکشند. (از زبان علامه طباطبایی تفسیر این آیات را ببینید)

در مقابل بد نیست به آیه لیله المبیت نگاهی بیندازیم. این آیه درشأن و مقام امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به سبب ایثار و بیتوته‌اش بر بستر پیامبر(صلی الله علیه و اله)در شب هجرت نازل شده است.گاهی از این آیه به «آیه الشراء» یاد می‌شود؛ زیرا در آن، از معامله جان در برابر کسب خشنودی خدا سخن رفته است: {وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشرِی نَفسَهُ ابتِغَاءَ مَرضَاهِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالعِبَادِ}. (بقره/۲، ۲۰۷)

بر پایه نقل عموم مفسران شیعه و بسیاری از اهل‌ سنت آیه لیله المبیت در شأن و مقام علی(علیه السلام) به ‌سبب بیتوته و خوابیدن بر بستر رسول خدا(صلی الله علیه و اله)در شب هجرت نازل شد. بر پایه گزارشی، خداوند در لیله المبیت به جبرئیل و میکائیل وحی فرمود: «شما را با یکدیگر برادر قرار دادم و عمر یکی از شما را طولانی‌تر از دیگری ساختم. کدام یک حاضر است عمرش را به دیگری ببخشد؟» هر یک از آن دو زندگی طولانی را برای خود برگزید. سپس خداوند به آنان وحی کرد: «علی بن ابی‌طالب و پیامبر را برادر یکدیگر قرار دادم. اکنون علی(علیه السلام) در بستر پیامبر(صلی الله علیه و اله)بیتوته کرده است و او را از خطر حفظ می‌کند. اکنون به زمین بروید و نگهبان او باشید.»

اگر چه جزئیات این شب و سخنان حضرت رسول (ص) و حضرت علی (ع) در قرآن نیامده است اما بر اساس گزارشات تاریخی این پیش نهاد پیامبر به حضرت علی (ع) با استقبال او مواجه شد و هیچ گونه نگرانی در مورد جان و کشته شدنش مطرح نکرد در حالی که خوابیدن جای کسی که قرار است چندین نفر شب او را بکشند احتمال کشته شدن را بسیار بالاتر می برد.

بر پایه روایتی از امام سجاد(علیه السلام)، علی(علیه السلام) نخستین کسی بود که برای کسب رضای خدا جان خود را فدا کرد. این ایثار، فضیلتی برای علی(علیه السلام) است که میان مسلمانان و بلکه همه آدمیان در طول تاریخ بی نظیر است. (در مورد این آیه بیشتر بدانید)

زمانی که این دو آیه را کنار یکدیگر می گذاریم تفاوت اقدام  و سخن حضرت موسی (ع) در مقابل خداوند و استقبال حضرت علی (ع)  از خوابیدن در بستر مرگ برا ی نجات پیامبر را بیشتر متوجه می شویم. قضاوت با شماست.

[Top]