Archives: فروردین ۱۳۹۳

خود سوزی برای رضایت دیگران

download1

وَلَن تَرْضَى عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعدَ الَّذِی جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَکَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِیٍّ وَلاَ نَصِیرٍ؛ یهود و نصارى هرگز از تو راضى نمى‏شوند مگر وقتى که از کیش آنان پیروى کنى بگو تنها هدایت، هدایت خدا است و اگر هوى و هوسهاى آنان را پیروى کنى بعد از آن علمى که روزیت شد، آن وقت از ناحیه خدا نه سرپرستى خواهى داشت و نه یاورى.

 مطالعه آیات قرآن وقتی که با کمی تامل و دقت در معانی همراه باشد نکات بسیار ویژه‌ای را به انسان نشان می‌دهد. توفیقی شد و داشتم آیه ۱۲۰ سوره بقره را می‌خواندم و این در حالی بود که خبر تصویب قطعنامه ایران در کمیته روابط خارجی پارلمان اروپا در ذهنم بود.

در این آیه (وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لَا النَّصارى‏) خداوند بعد از آن خطاب‌ها و توبیخ‏ها که از یهود و نصارى کرد، روى سخن را به رسول خود کرده که این یهودیان و مسیحیان که تا کنون درباره آنها سخن می‌گفت‏ هرگز از تو راضى نمی‌شوند مگر وقتى که تو به دین آنان درآیى، دینى که خودشان به پیروى از هوى و هوس‌شان تراشیده و با آراء خود درست کرده‏اند. لذا در رد این توقع بیجاى آنان، دستور می‌دهد بایشان بگو: (إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏) هدایت خدا هدایت است، پیروى دیگران کردن، بخاطر هدایت است و هدایتى بغیر هدایت خدا نیست، و حقى بجز حق خدا نیست تا پیروى شود و غیر هدایت خدا- یعنى این کیش و آئین شما- هدایت نیست، بلکه هواهاى نفسانى خود شماست که لباس دین بر تنش کرده‏اید و نام دین بر آن نهاده‏اید.

مساله این است که به هر حال هر چه که هست حتی اگر قرار باشد بر اساس دموکراسی و بنا بر قانون دیکتاتوری جمهوریت مردمی که در ایران زندگی می‌کنند به قانون و حکومتی رای داده اند که این رای کاملا بر اساس جمهوریت است و این جمهوریت بسیار بالاتر از آن چیزی است که در کشور خودشان وجود دارد اما واقعا جای سوال است که چرا باید آنها برای ما نسخه بپچند و به دنبال این باشند که هر جوری که هست قانون خودشان را بر کشور ما مستولی کنند. البته جای هیچ شک و تردیدی نیست که ممکن است برخی از قوانین در کشور ما به علت‌های مختلف رعایت نشود که البته در کشورهای خودشان هم این مساله وجود دارد اما کشور ما با آن کشورها قابل مقایسه نیست چرا که آنها حکومت‌هایی هستند که عموما حدود ۱۰۰ سال و شاید بیشتر شکل گرفته اند و کشور ما اگر چه فقط ۳۰ سال است با قانون جدید شکل گرفته است اما در حقیقت باید عمر این قانون و اجرای آن را به علت سالهای جنگ به ۲۰ سال کاهش داد.

ربط این آیه را با مسائلی که امروز ایران با یهودیان و نصرانی‌ها و به عبارت دیگر با غربی‌ها وجود دارد به اختیار خودتان اما هر روز قدم‌های بیشتری از آنها را در کشورم ملاحظه می‌کنم و بسیار ناراحت می‌شوم از اینکه آنها تلاش می‌کنند که قانون کشورما را با زور و فشار عوض کنند و آنچه که خودشان فکر می‌کنند و بر اساس مصالحشان است بر ما به زور تحمیل کنند.

تحول درونی در سال جدید

به همه دوستانی که احیانا گاهی اوقات به این وبلاگ سر می زنند و مطالب بنده را می خوانند سلام عرض می کنم و سال نو را به همه دوستانم تبریک می‌گویم.

البته به طور کلی به نظر من ما شیعیان سه بار باید خودمان را نوسازی کنیم و در آن از خداوند تحول درونی و قلب خودمان را به احسن حال که همان نزدیکی هر چه بیشتر به خداوند و بازگشت به زندگی معنوی و انجام فرایض دینی است را از خدا بخواهیم.

اولین زمان و بر اساس اهمیت و ارزش این روز و آنچه در روایات و قرآن کریم در مورد آن بیان شده است روز عید فطر است. در این ماه که ماه مهمانی خداوند است و همه انسان ها بر سر سفره کرم و محبت خداوند قرار دارند بعد از ۳۰ روز روزه گرفتن قابلیت این را دارند که تحولی در روح و جان آنها اتفاق بیافتد. از همین روست که در دعای روز عید فطر بعد از ذکر صفات نیک خداوند و اشاره به مغفرت و غفران خداوند از او همه خیر را طلب می‌کنیم « أَنْ تُدْخِلنی فی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد» و این دقیقا همان تحولی است که برای هر انسان بعد از مدتی نیاز است.

اما دومین نوسازی در روز عرفه است روزی که همه ما آن روز را با دعای سرشار از عشق و محبت امام حسین (ع) به خدا می‌شناسیم. روز عرفه روزی است که در برخی روایات آمده هر کسی در ماه رمضان و به عبارتی در شب قدر نتواست نظر خدای غفور و رحیم را به خودش جلب کند روز عرفه روزی است که می‌تواند امیدوارم باشد خداوند به برکت ثارالله او را ببخشد و نوعی خودسازی و نوسازی در او رخ دهد. دعای زیبای عرفه سرشار از کدهای قشنگی برای تغییر دل و جان انسان است.

سومین مرتبه همین عید نوروز است. بدون شک رتبه و درجه سومین مرحله از نظر دینی بسیار پایین تر است اما تحویل سال و شروع یک سال جدید می تواند زمان مناسبی برای تحویل قلوب و تغییر احوال انسان ها به احسن حال باشد. شروع سال جدید می‌تواند روحیه‌ای جدید به انسان برای انجام برنامه‌های چه مادی، چه معنوی باشد همچنین انسان می‌تواند به این بهانه تاملی در سال گذشته خود کند و به عبارتی یک حساب سرانگشتی از کارهایی که در سال گذشته انجام داده است، بکند.

یکی از نکات مثبتی که تحویل سال شمسی برای من دارد این است که در پایان هر سال و اوائل سال جدید تلاش می‌کنم برنامه‌ای برای خودم داشته باشم اگر چه همان برنامه را در سال قبل هم برای خودم برنامه ریزی کردم اما موفق به انجام کامل آن نشدم. مثلا نوروز هر سال یک حساب سر انگشتی می‌کنم و تاملی در اینکه چقدر از وقت خود را به قران اختصاص دادم و یا چقدر قرآن خواندم، برنامه هر ساله هم همین است که وقتی تامل می‌کنم می‌بینم مثلا اول سال و زمان سال تحویل برنامه ریخته بودم که سه بار قرآن را در سال جدید تلاوت کنم اما در پایان سال می بینم اصلا موفق به اجرای این برنامه‌ام نبودم. اما بازهم برای سال بعد همین برنامه را برای خودم می ریزم و سعی می‌کنم تلاش بیشتری برای اجرای آن بکنم. برای من همین تامل و همین تلاش مجدد برای انجام اینگونه برنامه‌ها خیلی ارزشمند است و امیدوارم این چنین ارزشی برای دیگر دوستانم هم وجود داشته باشد.

به هر حال سال نوی همه دوستان مبارک باشد و امیدوارم که نوید سال جدید برای همه دوستان یاد خداوند و انجام برنامه‌هایی باشد که آنها را هر چه بیشتر به خداوند نزدیک می‌کند.

[Top]