زمزمه دوست دوست

پیش‌نوشت: حوصله‌ام بیشتر از این نمی‌کشد. خوابم می‌آید! می‌خوابم؛ اگر عمری بود و مجالی شد، مطلبش را می‌نویسم. فعلا عکسش را داشته باشید که خودمان گرفته‌ایم.



پس‏نوشت: از خدا پنهان نیست،‌ از شما چه پنهان که امروز نشستم و دقیق شمردم؛ دیدم فاصله‌ی خانه‏ی ما، تا حرم حضرت معصومه سلام اللـه علیها چهار خانه و -با حساب خیابان- سه یا چهار مغازه است! صبح، رفتم روی بام؛ دیدم آن‌قدر گلدسته‌ها و گنبد نزدیکند، که انگار روی بام صحن هستم! از روی بام خانه‌ی ما، آینه‌کاری‌های ایوان اصلی، قشنگ پیداست. دیدم اصلاً فاصله‌ی ما تا حرم، از فاصله‌ی -مثلا- صحن جامع رضوی تا ضریح امام رضا علیه السلام کمتر است! هر وقت از منزل بیرون می‌آیم، به اولین کسی که سلام می‏کنم، خودِ بی‏بی است؛ و من، این را جزو بزرگترین افتخارات زندگی‏ام حساب می‏کنم.
مانده‌ام، از چه بنویسم؟ از بانویی که اگر اغلب مردم از کرامتش شنیده‌اند، من الطافش را چشیده‌ام؟! از خانمی بنویسم که در لحظه لحظه‌های زندگی‌ام نقش مستقیم داشته و بارها دستش را در زندگی‌ام دیده‌ام؟ از کسی بنویسم که در دامنش بزرگ شده‌ام؟! واقعا نوشتن در باره‌ی چون اویی، توسط چون منی توهین نیست انصافاً؟! از کسی بنویسم که یک امام معصوم می‌فرماید فدایش شوم؟!
چیزی که در این سالها، زیر سایه‏اش فهمیدم، این بود که ایشان به معنای واقعی کلمه، «کریمه‏»اند. بارها خالا ای دختر موسی، که عیسی زنده می‌سازی! دخیلم...ود من در مورد مسائلی که حلش غیر ممکن بود، به ایشان پناه بردم و حل کردند. به نظرم، هرکس بگوید قضیه‌ای به صلاح من بود و از حضرت معصومه خواستم، و نگرفتم، دروغ می‌گوید! آن‌قدر لطف، و توزیع رزق در این حرم واضح است، که انسان به لکنت می‌افتد! چه بگوییم؟!



گاهی وقتی قضیه‌ی مجهولی برایم هست، یا گره‌ کوری برایم پیش می‌آید، به حرم پناه می‌برم. معمولا وقت بوسیدن در و دیوار، بعد از اذن دخول، ذکرم اولین بیت از غزل چهلم حافظ است…
المنه لله  که  در  میکده  باز  است
زان رو که مرا در بر او روی نیاز است
خم‌ها همه در جوش و خروشند زمستی
وان مِی که در آن‌جاست، حقیقت نه مَجاز است
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او مَحرَم راز است
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
پی‌نوشت: اگر شخصیت فاطمه‌ی معصومه سلام اللـه علیها را خوب تدبر کرده باشی، می‌فهمی آن‌هایی که روز ولادتش را روز دختر نام گذاشته‌اند، تا چه حد به خطا رفته‌اند. جسم و جان هزاران دختر، فدای خاک پای حضرت معصومه! همان‌طور که عده‌ای، ولادت حضرت علیّ اکبر علیه السلام را خواستند به نام روز پسر بزنند. ایضا… میلیاردها پسر، فدای خاک پای حضرت علیّ اکبر!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *