امروز در مقابل چشمان خورشید باران بارید.

خیلی ها بودند که ساعت ها قبل از مراسم استقبال آمده بودند تقریبا تمام مسیر استقبال پر بود از مشتاقان حضور آقای  و رهبرمان. کل مسیر استقبال را میله گذاشته بودند و این میله ها ساعت ها قبل بود که توسط مشتاقات تسخیر شده بود و جای برای ادم هایی که جدید می امدند نبود. تقریبا تمام ساختمان های اطراف خیابان هم تسخیر شده بود ساختمان های عموم و شخصی.

مگر می شود با میله و این حرف های جلوی این مردم مشتاق را گرفت. این ها همان ها هستند که آهن را با قدرت و اشتیاق درون ذوب می کند به محض اینکه مینی بوسی که اقا در آن بود از محلی عبور می کرد. کسی دیگر جلودار مردم نبود. از زیر و روی این میله ها مردم به داخل خیابان می ریختند و به دنبال مینی بوسی که ایشان در ان بود   به راه می افتادند.

گاهی آنقدر فشار زیاد بود که میله ها را خم می کرد و اگر کسی مسیر استقبال را دنبال می کرد از این میله های اهنی خم شده زیاد می دید.

کجاید آن ها که چشمانشان را از پشت شان باز می کنند و حاضر نیستند خورشیدی که جلوی شان تابیده می شود را ببیند. اینان که آمده بودند همه مردم بودند. نه شاید این ها مردم نیستند از جای دیگر آمده بودند!!!!

این مردمی که آمده بودند مردم مشتاق ولایت و ایت الله خامنه ای بودند. مردمی که سال ها منتظر دیدار ایشان بودند. مخصوصا بعد از حوادث اخیر که مظلومیت آقای شان را دیدند بیشتر مشتاق دیدارشان بودند تا به ایشان نشان دهند خود را. تا به ایشان بگویند که ما سربازان پا برهنه ولایت هستیم که هر زمان شما دستور دهید هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند جلودار ما باشد.

این جمعیت امروز در لنز هیچ دوربینی جا نمی گیرد و هیچ تصویری نمی تواند ان را به تصویر بکشد. حتی برای چشم ها هم سخت است که ران را تخمین بزند و یا اینکه بخواهد همه را ببیند. این جمعیت فرا تر از چشم های ماست حتی چشم های زیاد هم نمی تواند آن را تصویر بکشد.

ایت الله خامنه ای در قم