روحانیت منزوی یعنی یک موجود بی جان.

دیشب ساعت حدود ده بود که یکی از دوستان تماس گرفت و گفت به یُمن اینکه پدر خانم من دیدار نمی‌رود«ایشان یک دیدار دیگر داشتند» کارت به تو می‌رسد ما هم سریع رفتیم و کارت را گرفتیم.

فکر می کردم اگر ساعت هفت و نیم حرم باشم می‌توانم جایی خوبی برای خودم پیدا کنم. اما متاسفانه بدشانسی من همین امروز گل کرد و ماشینم پنجر شد. این شد که حدود ساعت هشت و نیم رسیدم وقتی که رسیدم با صف‌ طولانی ملاقات کننده‌ها روبرو شدم، صفی که در یک خیابان دو سه دور خورده بود. خوشبختانه یا متاسفانه وقتی که ما رسیدیم دیگر لازم نبود توی این صف بلند بایستیم چون شبستان که حل اصلی دیدار بود پر شده بود و دیگر به کسی اجازه ورد نمی‌دادند.

همه آن‌هایی که در صف‌ بودند و تقریبا تمام خیابان را قُرُق کرده بودند به سمت مسجد اعظم راه افتادند. از آنجا نمی‌شد مستقیم آقا را زیارت کرد اما مستقیم و به قول بچه‌ها آن لاین می‌شد اقا را دید. شلوغ بود. آن شبستان به آن بزرگی که یک ساعت و نیم قبل از سخنرانی اقا پر شده بود. من که رسیدم مسجد اعظم به آن بزرگی هم جایی برای نشستن نداشت محبور شدم با یکی از دوستان در حیاط مسجد بنشینیم. آنجا هم تقریبا داشت پر می‌شد. حیاط مسجد را فرش کرده بودند تقریبا تمام جاهایی که فرش داشت و سایه بود پر شده بود. برخی هم روی زمین نشسته بودند جاهایی که سایه بود.

سخنان آقا را می‌شد به سه بخش تقسیم کرد. بخش اول در مورد قم، تاریخچه حوزه علمیه و علمای برجسته قم و کتاب‌های منتشر شده و… بود. بخش دوم که به نظرم مهمترین بخش و  همان خطبه سیاسی آقا بود در مورد رابطه حوزه و روحانیت با نظام جمهوری اسلامی بود و رفع برخی شبهات سخیفی که امروزه از دهان برخی شنیده می‌شود.

ایشان به شدت با منفعل بودن حوزه و اینکه حوزه کناری بنشیند و کاری به کار کسی نداشته باشد تا شاید احترام بیشتری کسب کند مخالف بودند. این احترام را مساوق بی احترامی و بی عزتی دانستند و بیان داشتند که هر جا که در اسلام و شیعه شاهد پیشرفت و یک تحول بزرگ هستیم از این بر می‌خیزد که حوزه و روحانیت در قبال مسائل روز و پاسخ به شبهات فعال بوده است.

ایشان تاکید کردند که اگر قرار است حوزه موجود و داری زندگی و تحرک باشد منفعل بودن معنایی ندارد منفعل بودن برای کسی است که جان ندارد و چیزی است که بی جان است تفکری ندارد. موجود جان دار و فعال که اهل فکر و تفکر است حاشیه نشین نمی‌شود منفعل نمی‌شود. حوزه دارای فکر و تفکر بوده و است از همان زمانی که حتی حکومت شیعی در ایران شکل گرفت حضور پر رنگ حوزه و روحانیت را می‌توان مشاهده کرد. این یعنی اینکه اگر حوزه عزت و احترامی دارد اگر حوزه جایگاه مستحکمی در میان مردم دارد به خاطر همین است که منفعل نیست بلکه فعال است بلکه در مورد همه مسائل فکر و تفکر دارد.

ایشان همچنین اشاره کردند که روحانی و روحانیت سرباز دین است اگر روحانی گوشه نشین باشد و منفعل باشد و کاری به مسائل اجتماعی سیاسی نداشته باشد منزوی می شود و وقتی که منزوی شد دین هم منزوی می‌شود.

این تفکر که حوزه از مسائل اجتماعی، سیاسی کناربکشد تا دشمنانش کمتر شود تفکر پوچی است چرا که در همین دشمنی‌ها هست که پیشرفت‌ها صورت می‌گیرد. تاریخ نشان داده که هر کسی از روی دشمنی بر علیه اسلام و شیعه  کاری کرده در مقابلش جواب دندان شکن و محکم شیعیان و مسلمانان بوده است.اگر کسی کتابی از روی دشمنی در نقد اسلام می‌نویسند از آن طرف چندین و چند محقق، مرجع، روحانی برجسته در جواب ان کتاب می‌نویسند. اگر کسی از روی دشمنی حرکتی بر علیه اسلام و شیعه انجام می‌دهد در مقابل بیدای و هشیاری مردم است که جواب آن را می‌دهد.

با بی طرف بودن و گوشه‌ای نشستن که مسائل حل نمی‌شود. دشمنی‌ها کم نمی‌شود. بلکه به دشمن قدرت و جرات تعدی و دشمنی بیشتر با این موجود بی‌جان می‌دهد

ایشان همچنین فرمودند که نظام اسلامی مدیون و وابسته به تفکر اسلامی است که از حوزه و روحانیت بیرون می‌آید بنابراین نسبت حوزه و نظام کاملا مشخص است. نسبت حوزه به نظام نسبت دفاع در کنار اصلاح است. حوزه مبنع تفکر نظام است بنابراین حوزه موظف است نظریه‌های اسلامی در مورد مسائل روز را از متون دینی اسلام بیرون بکشد و این نیاز‌ها را بر اساس آن تبیین و تشریح کند. حوزه پشتیبان نظام و نظام نیز موظف به حمایت از حوزه‌هاست.

ایشان در بخش پایانی  به تحول در حوزه علمیه اشاره کردند و فلسفه را کنار فقه مهم و با اهمیت خواندند و تاکید به حضور فعال حوزه در این رشته‌ها و باب‌ها کردند.

# تمام نقل‌های از سخنان مقام معظم رهبری نقل به مضمون است.

این هم از گزارش تصویری امروز من.  البته اگر قرار بود داخل شبستان برویم دیگر از گزارش تصویری هم خبری نبود. و نکته آخر هم اینکه اگر عکس‌ها موبایلی است. دیگر به کرمتان ببخشید.

2 Responses to “ روحانیت منزوی یعنی یک موجود بی جان. ”

  1. نظر says:

    سلام.

    نـقاب رنـدانه ! حقیقت … .! دل نوشته ی من برای کسی که ۵۰۰۰۰۰۰۰ دلار؛ از محمود عباس وطن فروش گرفته.

    اگر شیـدای جانانی

    اگر دلـداده ی راهی

    چرا همراه رندانی !!!

    چرا بی راهه می رانی

    اگر ساقـی ندیدستی

    اگر جامی ننوشیـدی

    چرا اینگونه سرمستی

    چرا بیدار می خـوابی

    اگر دلتنگ خورشیدی

    چرا در پرده می مانی

    اگر بی تاب مـهتابی

    چرا امشب نمی آیی

    اگر آن ابـر بـارانـــی

    چرا دیـگـر نمی باری

    اگر سـبـز بـهـارانـــی

    چرا همـرنـگ پـایـیـزی

    اگر دلـسوز اسـلامـی

    چرا پـژواک شیـطـانی

    اگر دانی که می دانی

    چرا افسـانه می بافی

    اگر پـایـبـنـد قـانـونــی

    چرا آشـوب مـیـکـاری

    اگر نـقطه سرخـطـی

    چرا در آخـــرخــطــی

  2. rezahadi says:

    سلام علیکم
    من یکسری اطلاعات درباره هند میخاستم.
    میتونید کمکم کنید؟
    چون میخواهم یکسری مسافرت کنم اونجا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *