روزی با مسجد هامبورگ

هامبورگ شهری بندری و دومین شهر بزرگ کشور آلمان است. این شهر از نظر اقتصادی و نیز فرهنگی مرکز تمام منطقه شمالی آلمان لقب گرفته است. این شهر در حقیقت پایتخت فرهنگی و تجاری آلمان می‌‌باشد . این ایالت در سال گذشته حدود ۶۹ میلیون یورو به دولت مرکزی آلمان کمک کرده است.« البته این‌ها گفته‌های مترجم و راهنمای ما در هامبورگ بود » البته این را هم باید بگویم که خوشبختانه شهردار شهر هامبورگ مسلمان است.

 قبلا گفته بودم که ما در شهر هامبورگ در مسجد امام علی که یکی از بزرگترین مساجد اروپاست مستقر هستیم. به گفته مسئولین این مسجد و مرکز اسلامی هامبورگ این مسجد شاید تنها مسجدی باشد در اروپا که به عنوان یک مسجد جامع بشود نامش برد.
وقتی ما تازه رسیده بودیم در اینجا جلسه مهمی برقرار بود از مسئولین حدود ۷۰ مسجد مسلمان در هامبورگ دعوت شده بود برای داشتن یک خط و مشی و یک فکر واحد در انتخابات. اینجا نزدیک انتخابات است که حالا در مورد خود انتخابات و مخصوصا تبلیغات شهری توضیح خواهم داد.

 اهمیت این مسجد به خاطر نگاه خاص مرجعیت دینی به این مسجد است. از همان اولی که این مسجد به نام و کمک آیت الله بروجردی ساخته شد و همچنین بعد از آن که به همت تلاش مراجع و رهبری نمایندگان عالمی مسئولیت این مسجد را بر عهده داشتند باعث شده بود که این مسجد مورد توجه شیعیان و مسلمانان قرار بگیرد.
نگاه خاص مسلمانان و مخصوصا شیعیان در این مسجد به خاطر حضور عالمانی برجسته چون شهید بهشتی،مرحوم مهدی حائری یزدی، مرحوم حجت الاسلام محمد محققی، حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمد مجتهد شبستری و… است.

 معماری این مسجد بسیار خاص و شبیه معماری ایرانی – اسلامی است معمار این مسجد ‌اقای لرزاده بود که معمار مسجد اعظم و مسجد دانشگاه تهران نیز می باشد. فرش بزرگ و دایره‌ای شکل مخصوصی که برای این مسجد بافته شده و زیر گنبد بزرگ  و زیبای این مسجد پهن شده است جلوه‌ای خاص به این مسجد داده است.
یکی از مسئولین مسجد می‌گفت: زمانی که ایرانی‌ها و شیعیان خواستند مسجدی در هامبورگ بسازند سه محل را برای ساخت این مسجد به ایت الله بروجردی پیش‌نهاد کردند که یکی از این محل‌ها همین محل کنونی و کنار دریاچه آلستر بود. نام این محله به فارسی محله زیبا بود که ایت الله بروجردی به خاطر نامش این منطقه را برای ساخت مسجد پیشنهاد کردند.  این  مسجد در حال حاضر در جایی واقع شده که در حقیقت یکی از بهترین و زیبا ترین مکان‌های شهر هامبورگ است.

 اما جالب‌ترین و زیباترین مساله‌ای که من در اینجا با آن مواجه شدم شرکت در مراسم عزاداری شیعیان و البته نه فقط شیعیان بلکه مسلمانان در این مسجد در شب‌های آخر ماه صفر بود. برای من بسیار لذت بخش و شیرین بود نشستن در میان این مردم و گوش دادن به سخنرانی و بعد هم عزاداری کاملا به سبک ایرانی و البته علمایی  آن.
سخنران و مداح به زبان فارسی صحبت می‌کردند و آن‌هایی که زبان فارسی نمی‌دانستند توسط گوشی‌هایی  می‌توانستند ترجمه صحبت‌ها را به زبان‌های ‌آلمانی، عربی، انگلیسی گوش کنند. جلوی مسجد و تقریبا پای منبر یک پدر و پسر آلمانی نشسته بودند که با دقت زیادی به صحبت‌ها گوش می‌دادند که بسیار جلب توجه می‌کرد.

 حضور خانم‌ها و آقایان در یک محل و تقریبا زیر گنبد و قسمت اصلی مسجد  نکته جالب و قابل تامل این مجلس بود. خانم‌ها در یک طرف مسجد و آقایان در طرف دیگر مسجد نشسته بودند بدون اینکه پرده‌ای یا حائلی یا مانعی باشد البته هیچ گونه اختلاط و در هم بودنی وجود نداشت فقط پرده و یا به اصطلاح ما حائلی میان آن‌ها نبود. برای ما که چنین صحنه‌ای‌هایی را کمتر مشاهده کردیم بسیار جالب بود. البته من در مقام حکم به خوبی یا بدی این کار نیستم و برای روشن شدن خوبی یا بدی‌اش باید به مراجع و اهل فن مراجعه کنیم.
مجلس که تمام شد شام حاضر بود و همه برای صرف شام به طبقات دیگر مسجد دعوت شدند که در آن سفر و میز غذا خوری چیده شده بود. اسم غذای آن شب را نفهمیدم اما غذا کاملا ایرانی بود و شاید چیزی شبیه خورشت کرفس بود که گوشتش ماهی و یا بهتر بگویم کنسرو ماهی بود.

 داخل مردم شیعه و مسلمان بودن در کشور‌های دیگر بسیار جالب است و لذت بخش است وقتی که با هر کدامشان حرف‌ می‌زنی حرف‌های جالبی دارند و تقریبا بیشتر مسلمانان و شیعیانی که در شهر‌های اروپای و غیر مسلمان زندگی می‌کنند و به اینگونه مجالس و مساجد پای بند هستند از آن مسلمانان درست و حسابی هستند که سرشان به تن شان واقعا می‌ارزد.
شام را که می‌خوردیم یکی از این شیعیان چون ما برایش آشنا نبودیم از ما سوال کرد شما از همان گروهی هستید که از قم آمده اند؟ این سوال بود که سر صحبت را باز کرد. در مورد شیعیان و مسلمانان از او سوال کردیم و حرف‌های قشنگی برای گفتن داشت اما مساله‌‌ی مهمی که شاید برای ما خیلی ناراحت کننده بود حضور گروه‌های وهابی در این شهر و کشور و فعالیت شدید آن‌ها در تبلیغ وهابیت بود.

 البته ما از مسئولین مسجد شنیده بودیم که این گرو‌ه‌ها در هامبورگ و کشور آلمان کمتر هستند و فعالیت کمی دارند اما به گفته این دوست ایرانی مقیم هامبورگ آن‌ها در نقاط مرکزی و مهم شهر مساجدی دارند و در کار تبلیغ و انتشار دین‌شان بسیار جدی هستند که البته این به خاطر حمایت‌های فروان مادی و معنوی دیگران از آن‌هاست.
تقریبا نقطه مشترک تمام صحبت‌هایی که از دوستان اینجا شنیدم این بود که فعالیت مذهبی در این‌جا کاملا آزاد است و هر کسی می‌تواند با زدن یک ان جی او و یا موسسه به تبیلغ دین و مذهب خود بپردازد البته به گفته مسئول مرکز اسلامی این مسئله در حال حاضر جدی تر و روشن تر شده است چرا که قبلا تعلیم عموم ادیان و مخصوصا اسلام در مدارس این کشور ممنوع بود اما خوشبختانه در حال حاضر این قانون در برخی از ایالت‌ها تغییر کرده و هر گونه فعالیت مذهبی در این کشور‌ها آزاد شده است.

 حدود سه ساعت چرخیدن با تور داخل شهری هامبورگ که به طور معمول در این شهر برای توریست‌ها بود جالب بود و البته کمی آزار دهند. جالبی‌اش این بود که ما توانستیم بهترین و مهترین جاهای شهر هامبورگ را از نزدیک به مدت حدد دو ساعت ببینیم و بدی‌اش هم این بود که لمس کردن و عکس گرفتن از این مکان‌ها را از دست دادیم . گاهی اوقات بسیار سخت بود برای‌مان که فقط از پشت شیشه اتوبوس این زیبایی‌ها و ساختمان‌های منظم با معماری خاص‌اش را ببینیم.

بازنشر از روات حدیث