درباره

سلام.

اینجا می خواهم بنویسم تا رند و رندی را تجربه کنم دوست دارم رند وارانه بنویسم سال‌ها نیست که می‌نویسم اما آن‌هایی که من را می‌شناسند شاید چند سالی من را از اینجا دنبال می‌کردند .

آن زمانی که به قول بچه‌ها جو گیر شدم و خواستم به وبلاگم سرو سامانی بدهم و مدتی برای انتخاب اسم وبلاگم پا در هوا مانده بود که بالاخره به این واژه رند رسیدم، رندی که هر جا می‌تواند معنای خاص خودش را داشته باشد، رندی که گاهی ساقی میخانه می‌شود و گاهی با حافظ می‌نشیند از زبان حافظ گل و بلبل از خودش تراوش می‌کند.

این را در وبلاگ قبلیم نوشته بودم

در سرتا سر دیوان حافظ واژه ای مهمتر و پیچیده تر از رند نیست حافظ خود را رند می خواند اشعارخود را رندانه ومذهب خود را رندی می داند. رند و رندی، در زبان حافظ همچون دو اصطلاح کلیدی به کار رفته اند رند حافظ ،رند پاکباز آزاد اندیش عارفی که نه تسلیم شیخ ریا کار می شود ونه در برابر قدرت زورمندان سر فرود می آورد او همه چیز را رد می کند به همه چیز به چشم بی اعتنایی می نگرد . رند حافظ روحی است متلاطم و نا آرام که بیش از هر چیز دشمن تزویر و ریاست حافظ رندی را،راز سر به مهر می داندکه جز با عنایت الهی نمی توان از آن پرده برداشت .

ادعای ندارم و ولی دوست دارم آنچنان در این وبلاگ رندی کنم و رندانه بنویسم که هر رهگذری که بر این کلبه پای می‌گذارد بوی رندی را احساس کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[Top]