Tag: دهلی

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون یا «همایون تمب» مشهور به نصیر الدین که دومین پادشاه امپراتوری مغولی یا گورکانیان هند بود. این مقبره در منطقه نظام الدین و در مرکز شهر دهلی قرار دارد. این بنا مربوط به قرن شانزدهم میلادی است و از معماری های اسلامی- ایرانی- هندی دهلی به حساب می‌آید که سالیانه میلیون ها گردشگر برای دیدن این آرامگاه به هند سفر می کنند. آرامگاه همایون اولین باغ ایرانی ساخته شده در شبه‌قاره هند است.آرامگاه همایون مانند سایر آثار معماری دوره گورکانی هند دارای عناصر فراوان معماری ایرانی است با این تفاوت که در کنار به کار رفتن کاشی‌کاری به رسم هندیان تخته‌سنگ‌هایی نیز در بنا به کار رفته‌است.

تأثیر معماری ایرانی به بهترین وجهی در بنای آرامگاه همایون مشهود است. این بنا که یکی از ایرانی‌ترین بناهای هند است، دارای کاشی‌کاری مختلط و ترکیب پیچیده شاه‌نشین‌های قوسی شکل و گنبدهای باریک است. این مقبره عظیم با سنگ سرخ تزیین و باغ آن کاملاًٌ شبیه چهارباغ اصفهان است

همایون دومین پادشاه گورکانی هند پس از ۱۵ سال که در دربار ایران پناهنده بود به کمک شاه طهماسب اول به کشورش بازگشت و به طور ناگهانی پس از چند ماه از دنیا رفت. گفته می‌شود با شنیدن صدای اذان به سرعت از پله‌های کتابخانه‌اش پایین آمد که سقوط کرد و جان سپرد. او به هنر و علوم عشق می‌ورزید و در کتابخانه‌اش شمار زیادی از هنرمندان نقاش، خوشنویس، تذهیب‌کار و صحاف ایرانی و هندی را گرد آورده بود که به کار تولید و تکثیر آثار علمی و نسخه‌های نفیس هنری اشتغال داشتند.
همایون در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنابراین شگفت انگیز نیست که این مقبره و بناهایی که بعدها در هندوستان ساخته شد مانند تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هند و ایران بهره گرفته باشد.

همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود با الهام از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت آرامگاه همایون را در سال ۱۵۶۲ یک سال پس از مرگ همایون آغاز و پس از هشت سال (۹ سال پس از مرگ همایون) به پایان رساند.

معماران این باغ پدر و پسری بودند که از هرات به دهلی آورده شده بودند به نام‌های سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین.

معماری هند از زمان همایون بیش از پیش رنگ و بوی ایرانی یافت. همایون که شیفته فرهنگ و هنر ایرانی بود در همه شوون از جمله معماری تحت تأثیر هنرمندان ایرانی قرار گرفت.

باز نشر از اینجا

مسجد فتحپور در دهلی

مسجد فتحپور یکی دیگر از مساجد بزرگ دهلی است که به برکت حضور مسلمانان ساخته شده است. این مسجد در انتهای خیابان معروف به هفتاد و دو ملت قرار دارد. خیابانی که با معماری اسلامی و نماد های اسلامی شروع می شود و با مسجد مسلمانان خاتمه می یابد.

در اطراف این مسجد که محل تجمع برادران اهل سنت می باشد حوزه علمیه برادران اهل سنت نیز وجود دارد.

باز نشر از آینده روشن

[Top]

آرامگاه شهید رابع در دهلی

مرحوم سیدمحمد سبزواری یا همان شهید رابع شهید رابع یکی از علمای برجسته شیعی بود که خدمات ارزشمندی را به اسلام کرد. ایشان عالمی فقیه بود که علاوه بر اطلاعات جامعی که از فقه اهل بیت علیهم السلام داشته است، به فقه سایر مذاهب نیز تسلط داشت و در زمان خود مجتهدی کامل بود که علاوه بر درجات علمی از درجات معنوی بسیار بالایی برخوردار بود.شهید رابع بیش از ۶۸ کتاب نوشته است و کتاب «تحفه اثنی عشری» (دوستی در یکی از کامنت ها نوشته است که نویسنده این کتاب محدث دهلوی هستند و کتاب نزهیه اثنا عشریه را ایشان نوشته اند) از جمله آثار ایشان به شمار می‌رود که دارای ارزش زیادی است.

در اطراف مرقد ایشان یک حوزه علمیه شیعیان و مسجد شیعیان نیز وجود دارد.

باز نشر از اینجا
[Top]

اندکی با ماهاتما گاندی در دهلی

گاندی مردی است فرای مکان و زمان. همه از او شنیده‌اند و اندک آشنایی هم با او دارند. مردی است که یک جامه مندرس و بدنی نهیف به مبارزه با استعمار پرداخت.

گاندی زندگی عجیبی داشت چه از نوع زندگیش چه از اتفاقاتی که برایش در زندگی‌اش افتاد. از اینکه ۸ سالگی نامزد کرد و در سن ۱۲ سالگی ازدواج کرد و بعدها از مخالفین سر سخت ازدواج کودکان شد درحالی که تا آخر عمر با همسرش زندگی کرد و همسرش در تمام لحظات زندگی‌اش از او جدا نشد.

گاندی خودش را فرار ادیان می‌نامد و اما دینش هندو بود. او با اینکه خیلی از ادیان از اسلام گرفته تا مسحیت تا بودا تا … تلاش کردند که او را وابسطه به خود یا معتقد به آن دین قلمداد کنند هیچ وقت صراحتا در مورد هیچ دینی اظهار نظر شخصی نکرد. او معتقد بود همه با هر دینی که دارند باید در کنار هم زندگی کنند و به یکدیگر احترام بگذارند.

موزه گاندی جای دیدنی و خوبی بود. البته من و چند نفر از دوستان به آنجا نرفتیم. یعنی قرار بود بروم اما آن راننده ریکشایی که قرار بود مار را به موزه گاندی ببرد به محل یادبود گاندی برد. همین جایی که عکسایش را می بینید.

باغ سر سبز،‌ تمیز و بزرگی بود. از اندک جاهایی بود که انسان احساس می‌کرد تمیز است. چندین ساختمان داشت که یکی از آن‌ها پژوهش در آثار و افکار گاند بود.

چندین مجسمه از گاندی تمام تنه یا نیم تنه در این باغ بزرگ وجود داشت.

[Top]

خدانگهدار هندوستان

هوبالاخره این سفر هندوستان و یک تجربه جالب هم تمام شد. ده روز در هند بودن تجربه ای جالبی بود که شاید مهم‌ترین آن سفر نکردن مجدد به هند و منصرف شدن از درس خواندن در هند بود.

شاید بیراه نباشد اگر بگویم به همان اندازه که از دیدن خیلی از مکان‌های دیدنی در هند لذت بردیم  به همان اندازه یا شاید کمی کمتر به خاطر هوای بسیار شرجی و عرق کردن‌های مداوم  یا آفتاب سوزان و یا حتی بوی تعفن و ظاهر بسیار بسیار بد شهرهای هند رنج و عذاب کشیدم.

اگر چه هوای بد هند را با ماشین‌های کولر دار و اینگونه وسایل خنک کننده می‌شد تحمل کرد اما با بوی تعفن و خیابان‌های مچاله شده در زباله و کثافت هیچ کاری نمی‌شد کرد.DSCN0951_600x449

در هند از کنار دیوار‌ها نمی‌شد عبور کرد. کنار دیوارها همیشه بود ادرار انسان می‌داد. عادتشان این بود که هر وقت احساس کردن دستشویی دارند دیگر زحمت دستشویی رفتن به خود را نمی‌دادند همان کنار دیوار کارشان را انجام می‌دادند.فرقی نداشت آنجا کنار مسجد باشد، معبد باشد یا هر مکان مقدسی باشد مهم برایشان این بود که خودشان را راحت کنند.

برای من فکر کردن به سفر دوباره هند بسیار سخت است. به نظر من آنقدر ارزشش را ندارد که آدم بخواهد برای بار دوم تفریحی و سیاحتی برود. از این‌ها گذشته اگر چه رتبه دانشگاه‌های آن‌ها از ما بیشتر است و کار کردن در آن دانشگاه‌ها کمی بهتر و جمع و جور تر است و امکانات رفاهی اجتماعی و درسی دانشجو در آنجا بیشتر است با همه این اوضاع و احوال باز هم به درس خواندن دکتری در آنجا اصلا نمی‌ارزد. فوق لیسانس یا همان کارشناسی ارشد را که اصلا باید بی‌خیال شوید اصلا ارزشش را ندارد.

[Top]

روز اول سفر هند

روز‌ها زود به شب می‌رسند و شب‌ها خود را در خاموشیی که خودشان در آن خود را مخفی کردند از کوچه‌های تاریکی سریع عبور می‌کنند تا به روشنایی برسند.

ساعت حدود یک و نیم بود که به دهلی رسیدم تا کارهای‌مان را انجام دادیم و از فرودگاه خارج شدیم ساعت چهار شد و تا به هتل برسیم دیگر موقع نماز بود. حدود پنج و نیم بود که خوابیدم در حالی که برنامه روز اول سفر از ساعت ۹ شروع می‌شد یعنی ساعت نه باید همه بیدار می‌بودند.

ما که نفهمیدیم کی ساعت نه شد. فقط خستگی هنوز در تن‌مان بود که دیدم در اتاق به شدت دارد صدا از خودش بیرون می ریزد. به خودمان جنبیدیم و در اتاق را باز کردیم که دیدیم جناب رئیس است و می‌گوید: «سریع آماده شید که داریم می ریم».

اولین برنامه سفر بازدید از مسجد جامع دهلی بود. مسجدی که در زمان حکومت مسلمانان در دهلی ساخته شده بود به طور کلی نیمی از آثار باستانی دهلی متعلق به مسلمانان است. مسجدی که با سنگ‌های قرمز ساخته شده بود و معماری اسلامی در این مسجد قابل مشاهده و تامل بود.

توضیح و توصیفش بماند فقط این را بگویم که اگر خواستید این مسجد بروید بدانید که برای هر دوربین ۵ دلار بدهید. ما که ندادیم البته برخی از دوستان دوربین آوردند ولی خداییش ۵ دلارش خیلی زیاد بود.

نکته بعدی اینکه در هند کسی با دلار خرید و فروش نمی‌کند اصلا دلار را حساب نمی‌کنند. حتی مکان‌های توریستی نیز از قبول کردن دلار امتناع می‌کنند ما همه که تمام پول‌مان را به دلار تبدیل کرده بودم کمی به مشکل برخوردیم مثلا برای خرید بلیط قلعه رد یا همان رد فورت ۲ ساعتی معطل شدیم تا دوستان بروند و دلار‌ها را تبدیل به روپیه کنند.

IMG_0007_600x450ما دلار را حدود ۱۰۵۰ تومان خریده بودیدم و هر ۱۰۰ دلار ۴۶۰۰ روپیه شد تقریبا هر روپیه حدود ۲۳ تومان برایمان آب خورد.

آن چیزی که در مسجد جامع دهلی جالب بود ادعای وجود مویی به پیامبر اسلام بود که ما رفتیم و دیدیم. این مو را در یک محفظه شیشه‌ای نگهداری می‌کردند. برای ما که سخت بود باورش.

در حیاط این مسجد همه نوع انسان پیدا می‌شد این مسجد هم مانند خیلی از مکان‌های قدیمی هند بیشتر از آنکه محل عبادت و به عنوان مسجدی باشد محلی برای بازدید گردشگران شده است که این کاملا قابل توجه بود. تقریبا بدون استثنا در تمام مکان‌های دیدنی هند از گیت‌های ضد بمب و این حرف‌ها استفاده می‌کردند و این گیت‌ها دائما بوق می زد اما هیچ عکس‌العملی در قبال این بوق زدن‌ها صورت نمی‌گرفت.

از مینی بوس پیاده شده بودیم و به سمت قلعه می رفتیم که یک دفعه باران سختی شروع به باریدن کرد به طوری که اگر یک دقیقه زیر باران می‌ماندیم کاملا خیس می‌شدیم. البته همه‌ما بدون استثنا خیس شدیم ولی خوشبختانه درختی تنومند و بزرگ را پیدا کردیم و زیر شاخ و برگ‌هایش پناه گرفتیم.

حدود ۱۰ دقیقه‌ای باران می‌بارید و ما هم زیر باران بودیم و تقریبا درخت داشت سوراخ می‌شد به طوری که ما هم داشتیم خیس می‌شدیم که باران آهسته شد. خیلی آهسته به اندازه‌ای که ما از زیر درخت بیرون آمدیم و به سمت رد فورت رفتیم…

اگر حال داشتم بعدا خواهم نوشت

[Top]

سفری به کشور هزار دین

وقتی صحبت از هند می‌شود چند گزینه در موضوع سریع‌تر از موضوعات دیگر به ذهن انسان خطور  می‌کند اول کشور ادیان و دوم کشور مفلوک و زیرانداز استعمار انگستان.

بابت این سفری که قرار بود به هند بروم مطالعاتی در مورد هند داشتم و هر چه بیشتر می‌خواندم برایم جالب ‌تر بود. کشوری که تمدنی چندین هزار ساله دارد که این تمدن همواره در بسط و سیطره کشور و قومیتی دیگر بوده است.

باور کنید این کشور خیلی عجیب و جالب است از هزار ادیانی که در این کشور در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند از مردمانش از برخی اداب و رسومش  که نه تکنولوژی و نه اندیشه فلسفی دکارتی و کانتی و نه اندیشه پست مدرن نتوانسته است نسخه این آداب و رسوم را بپیچد.

برنامه‌مان برای دیدن خیلی چیز‌هایی که حس می‌کردیم باید ببینیم بسیار شلوغ است حتی وقت نفس کشیدن را نداریم و ما در هند فقط به شهر دهلی،‌اگرا و  خواهیم رفت اما وقتی برنامه‌مان را به دوستانی که آنجا بودند و رفت و آمد دارند نشان می‌دهیم آن‌ها می‌گویند شما با ده روز و با این برنامه فشرده حتی نیمی از عجایب هند را درک نخواهید کرد.

هر جایی که احساس کردیم لازم است ببینیم را قرار است ببینیم، دیدن عکس‌هایش هم برایم جالب و شگفت انگیز بود نمی‌دانم عکس‌العملم در هنگام مواجه با این شگفتی‌های جهان چگونه خواهد بود.

این بقل دستی‌ام که از همسفران و دوستان هست می‌گوید به هر کسی می‌گفتم می‌خواهم بروم هند می‌گفت کشور گشنه گدا می‌روی چه کنی و از این حرف‌ها!!! آن طرف تر یکی از دوستان گفت من دقیقا به همین علت می‌خواهم بروم ببینمشان.

کاش می‌شد این نشریه‌ای که برای سفر آماده کرده بودم البته به همراهی دوستان این‌جا می‌گذاشتم اما به هر حال هر کدام از دوستان خواستندهند بروند ایمیلی بزنند تا این نشریه‌ را برایشان بفرستم مطمئنا به دردشان خواهد خورد.

روز اول سفر فرودگاه امام خمینی

[Top]