Tag: سیاست

بصیرت مردمی

من معتقدم هر کسی هر جایی که هست وظیفه‌ای دارد و انسان‌ها به تفاوت جایگاه و سطح فکری و اجتماعی خود وظایف مختلفی بر عهده دارند که در خیلی از موارد این وظایف گفتنی نیست و فهمیدن و انجام دادن آن بستگی به درک انسان دارد. مثلا وظیفه رهبری در مقام رهبریت چیزی است و وظیفه‌ما حامیان و فداییان ولایت چیز دیگری . البته اینجا معیاری هم برای این کار وجود دارد. بگذارید برایتان مثالی بزنم. داستان تسخیر لانه جاسوسی بهترین نمونه است. امام در مقام رهبری و ولایت شاید نمی توانست دستور چنین کاری را بدهد اما وقتی دانشجویان خودجوش این کار را می‌کنند از آن‌ها حمایت می‌کند.

اگر چه آقای سید حسن خمینی در سخنان ناتمامش به جای اینکه به رفتار و کردار گذشته خودش فکر کند به جای اینکه به این فکر کند چه کرده که مردم از دست او ناراحت و خشمگین هستند و نمی‌خواهند سخنان او را به عنوان نوه امام بشنوند بارها اعلام می‌کند شلوغ نکنید و صحبت از یک عده‌ای می‌کند که در داخل هستند و  می‌خواهند حق دیگران که خارج از صحن هستند بگیرند و از این گونه حرف‌ها.(به گفته شاهدان عملی که خودم با آن‌ها صحبت کردم وقتی اقای سید حسن این حرف را می‌زند به یکباره کل سالن بلند می‌شود و حتی تمام آن‌هایی که بیرون از محوطه نشسته‌اند بلند می‌شوند و از این‌جا به بعد است که دیگر سید حسن نمی‌تواند سخنرانیش را جمع و جور کند و مجبور به ترک تریبون می‌شود.)

همانطور که گفتم هر کسی در هر جایگاهی که هست وظیفه‌ای دارد و به نظر من مردمی که در آنجا بودند به خوبی وظیفه‌‌ی‌ خود را انجام دادند آن‌ها به عنوان نمونه‌ای از عامه مردم آگاه و با بصیرت به خوبی نشان دادند که قرار نیست سید حسن نوه امام خمینی باشد و در مقابل رهبری قد علم کند و با کسانی که رهبری بارها و بارها به آن‌ها تذکر داده هم سفره و هم زبان شود.

یار یاوران سید حسن کجا بودند که در حمایتش شعار دهند تا مردم بفهمند که سید حسن یاورانی هم دارد. کجا بودند آن‌هایی که سیدحسن برایشان سینه  می‌زد و با دل همراهشان بود. باید سید حسن می‌فهمید که آن‌ها، آن‌هایی که با‌هاشان هم صدا شده بود بیشتر ازهمان مگسان گرد شیرینی نیستند. آن‌ها چه می‌دانند ۱۴ خرداد چیست؟ و چه می‌دانند امام خمینی چیست؟  امام متاسفانه به جای اینکه سید حسن در رفتار و کردار خود تجدید نظر کند و کمی به رفتار‌ها و عمکرد‌های گذشته خود بیاندیشد، شعار‌های مردمی را زاییده یک برنامه از قبل تعیین شده می‌داند واین‌ها را مردم حساب نمی‌کند.

آقای سید حسن باور کن آن‌ها مردم بودند که از عملکرد تو به عنوان نوه امام ناراحت بودند از تو  به عنوان نوه امام که در مقام حفظ و نشر ارزش‌های امام خمینی هستی توقع داشتند که حداقل به سخنان و فرامین امام خمینی عمل‌ کنی. آقای سید حسن آن‌ها مردم بود و تمام شعار‌هایشان نشانه انتقادشان به تو بود و ما هم مردم هستیم و به تو و عملکرد تو منتقد هستیم.

در بین این صفحات مجازی آدم‌های زیادی بودند که در باب این حادثه نوشتند مهم نیست که کدام‌شان با عملکرد مردم مخالف و کدام‌شان موافق بودند مهم این است که همه‌شان در انتقاد از تو هم زبان بودند. آقای سید حسن این انتفاد، یک انتقاد مردمی است از تو، از عملکرد اخیر تو.

اما در آن سوی تصویر رفتار مقام معظم رهبری در مقابل مردم با سید حسن بسیار پسندیده و شیرین بود.بسیار به دلم چسپید و به حق ایمانم به تدبیر و سیاست رهبری بیشتر شد. این دقیقا بهترین کاری بود که بعد از انتقاد مردم می‌توانست رهبری انجام دهد و معنایش هم بسیار واضح است.

این یک معنا برای مردم داشت و یک معنا برای سید حسن؛ رهبری با این رفتار خود به مردم فهماند دیگر بس است شما انتقاد خود را کردید و امید است سید حسن متوجه رفتار خود بشود و چون هنوز سید حسن از انقلاب است و نوه امام است باید در پیکره انقلاب و نظام بماند. به مردم فهماند دیگر باید حساب او را با حساب اهل فتنه جدا کنند باید از این به بعد او را به عنوان نوه امام قبول کنند.

اما از سوی دیگر با این رفتارش به سید حسن فهماند تو با اینکه اشتباهات بزرگی انجام دادی اما برای ما هنوز همان نوه امام عزیز هستی و برای ما بسیار عزیزی بیشتر از آنچه دیگران و آن‌ها به تو می گویند.

این تدبیر رهبری دست سوء استفاده فتنه گران یا همان دیگران را بست دیگر نمی‌توانند با این بوسه و مصافحه آقا با سید حسن او را از خود بدانند و خود را زیر پرچم او پنهان کنند و یا زیر پرچم سید حسن سینه بزنند. چون هر چه که باشد سید حسن مورد احترام آقای ماست.

سخنان رهبری در ختم فتنه و فتنه گران بسیار روشن و واضح بود که من به یاد ندارم چنین سخنان روشنی را تا قبل از این فرموده باشند. با اینکه اسمی از کسی برده نشد اما همه آدم‌های فتنه گر را شناختند.

اندیشه‌های ناب

جای هیچ شک و تردیدی نیست که مردی بزرگی مانند امام خمینی جهانی فکر می‌کرد بسیار بزرگ از آن خیلی‌ها آن را بتوانند تحمل کنند یا قبول کنند. این را به راحتی از سخنان ایشان می‌توان فهمید از مقابله ایشان با قدرت‌های جهانی چون آمریکا و انگلیس از شعاری که از همان اول‌ها داده بودند که اسرائیل یک غده سرطانی است و باید از بین برود.

امام مردمی بود از دل مردم بیرون آمده بود سخت ترین و مهم ترین تفکراتش را که دیگران با هزارحرف گزاف و نارسا به خورد مردم می‌دادند با بیانی ساده و شیوا به مردم می‌گفتم او صحبت از فلسفه سیاسی اسلام می‌کرد و همه مردم می‌فهمیدند به جز آن‌ها که به صلاحشان نبود. او صحبت از ولایت فقیه می‌کرد همه مردم می فهمیدند آن‌قدر ساده وشیوا اندیشه‌های فلسفی خود را برای مردم بیان می‌کرد که کمتر کسی بود که این اندیشه‌های بزرگ با زبانی ساده را نتواند هضم کند و نفهمد.

ما نسل سومی‌ها نسل سوخته از سخنان امام بودیم، نسلی بودیم که سخنان و صحبت‌های امام را از ما دریغ کردند نخواستند که جهانی فکر کنیم نخواستند که مانند امام فکر کنیم و افکار خود را بر اساس اندیشه جهانی امام خمینی بسازیم از ما همه چیز را محروم کردند و معلوم نبود که اگر این اتفاقات نمی‌افتاد تا به کی می‌خواستند ما را از اینگونه بلند فکر کردن محروم کند.

یک عده در این مملکت بودند که از همان اول فهمیدند که جهانی فکر کردن امام با تفکراتشان سازگار نیست با برنامه‌هایی که برای این مملکت دارند سازگار نیست این امام است که با بیان اندیشه‌هایش تمام رشته‌هاشان را پنبه می‌کند. آن‌ها می دانستند که با تفکر امام در این مملکت جایی نخواهند داشت آن‌ها می‌دانستند که مملکتی که اندیشه‌های بلندی همانند اندیشه‌های امام در آن جا باشد جایی برای تفکرات استثمار طلبانه‌شان نیست .

اندیشه ولایت فقیه یکی از برترین اندیشه سیاسی امام بود که توانست به بهترین نحو میان دین و سیاست ارتباط معقولانه‌ای برقرار کند، این تفکر سیاسی ولایت فقیه تفکری است که از دل یک مرد زنده دل در پارادایم و زمانی که همه چیز بر مبنای نهلیسم و هیچ  انگاری دگماتیستی به سر می‌برد بیرون آمد.

شاید اگر فیلسوفانی مانند آگوستین یا آکویناس قدیس که بزرگترین فلاسفه قرون وسطی بودند می‌توانستند در آرمان شهر یا اتوپیای خوی چنین سیستم حکومتی را طرح می‌کردند کار کلیسا به جایی مانند نهضت اصلاح دینی نمی‌رسید.

ادغام دموکراسی و دین اندیشه‌ای بود که بسیاری از فیلسوفان و متکلمان دینی به دنبال آن بودند و هستند و هنوز هم عظمت این اندیشه و تفکرامام را در نیافته‌اند. این اندیشه اندیشه‌ای خواهد بود که سالیان دراز مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

امام خمینی برای تبیین این اندیشه زحمات فراوانی کشید و درمقابل آدم‌های کوته فکر و تنگ نظری که بر خلاف اندیشه صریح اسلام که عدم جدایی دین از سیاست است عمل می‌کردند ایستاد. برخی آدم‌ها که فکر می‌کردند حکومت اسلامی فقط برای معصوم است و کسی به غیر از معصوم قادر نیست که حکومت اسلامی تشکیل دهد و …

امام خمینی آمد و به همه جهانیان ثابت کرد، که مبارزه با استعمار می‌شود مبارزه با امپریالیسم امکان دارد، آزادی امکان دارد، شکستن تسلط و سیطره غرب ممکن است، حکومت دینی به بهترین وجه می‌تواند جای حکومت‌هایی مانند سکولار و لیبرال را بگیرد.

برای مطالعه بیشتر

گذری بر اندیشه‌های امام خمینی

کتاب شناسی اندیشه امام خمینی در باب حکومت اسلامی

ثبات و تحول در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)

ماخذشناسی سیره فلسفی امام خمینی

امام خمینی قدس سره: امام خمینی و احیای اندیشه تاریخی ولایت فقیه

×××× این مطلب را در تاریخ ۱۱ خرداد نوشته بودم اما امکان انتشارش به دلایلی نبود.

[Top]