Tag: شهید

آرامگاه شهید رابع در دهلی

مرحوم سیدمحمد سبزواری یا همان شهید رابع شهید رابع یکی از علمای برجسته شیعی بود که خدمات ارزشمندی را به اسلام کرد. ایشان عالمی فقیه بود که علاوه بر اطلاعات جامعی که از فقه اهل بیت علیهم السلام داشته است، به فقه سایر مذاهب نیز تسلط داشت و در زمان خود مجتهدی کامل بود که علاوه بر درجات علمی از درجات معنوی بسیار بالایی برخوردار بود.شهید رابع بیش از ۶۸ کتاب نوشته است و کتاب «تحفه اثنی عشری» (دوستی در یکی از کامنت ها نوشته است که نویسنده این کتاب محدث دهلوی هستند و کتاب نزهیه اثنا عشریه را ایشان نوشته اند) از جمله آثار ایشان به شمار می‌رود که دارای ارزش زیادی است.

در اطراف مرقد ایشان یک حوزه علمیه شیعیان و مسجد شیعیان نیز وجود دارد.

باز نشر از اینجا

آرامگاه شهید ثالث در آگرا

سیدنورالله حسینی مرعشی شوشتری، معروف به “قاضی نورالله شوشتری” و مشهور به “شهید ثالث” فقیه اصولی، متکلم جدلی، محدث رجالی و شاعر و عالم بزرگ عهد صفویه. قاضی نوراله، سال ۹۵۶ هـ ق، در شوشتر، در خانواده اهل علم بدنیا آمد. نسب او با ۲۱ واسطه به سید علی مرعشی و با ۲۶ واسطه به امام چهارم شیعیان، حضرت سجاد علیه السلام، می رسد.

علوم مقدماتی و علوم عقلی و نقلی را در نزد پدرش آموخت. میرصفی الدین محمد و میرجلال الدین محمد صدر نیز از معلمان او بودند. سال ۹۷۹ هـق، یعنی در ۲۳ سالگی، برای زیارت حضرت رضا علیه السلام و ادامه تحصیل، از شوشتر به مشهد رفت و در آنجا تحصیل و تهذیب نفس را شروع نمود.

اوایل شوال سال ۲۹۹ هـ ق، وی از مشهد به هندوستان رفت. علت اصلی آن را مصیبت های دائم و فجایع و شورش های مکرر مشهد، گفته اند. سفر او به هند، در زمان “اکبر شاه هندی” بود و او مستقیما در ورود به هند، به «دیوان اکبر» پادشاه هندوستان رفت.

دو سال بعد، به دستور اکبر شاه، وی، قاضی «لاهور» شد. سال ۱۰۰۸ هـ ق، از طرف اکبر شاه، قاضی ارتش شد.

وی تقیه نمی کرد بلکه به مذهب شیعه عمل می کرد. اکبر شاه نیز به خاطر توانایی ها و صلاحیت هایش، علی رغم تشیع او، سمت هایی به او داد.

قاضی نورالله بعد از مرگ بعضی از دوستان و یاران با وفای شاه و حامیان خودش و بعد از برگشتن از «اگرا» تصمیم گرفت به ایران برگردد، ولی تلاش او به نتیجه نرسید و کم کم از حمایت اکبر شاه و اطرافیان او، محروم و تنها حامی اش، حکیم علی گیلانی بود که او نیز سالهای آخر حیات سلطنت اکبر شاه، در گذشت و از این رو، قاضی نورالله تنها ماند.

با سلطنت سلطان سلیم، بعد از مرگ اکبر شاه، رهبران متعصب سنی، فشار زیاد بر او آورده و روز به روز، زندگی برایش سخت و دشوار شد. با تالیف چندین کتاب و رساله او، و مقالاتی که بخصوص در کتاب «احقاق الحق» در انتقاد از سه خلیفه اول نوشت، خشم رهبران اهل تسنن را برانگیخت تا جائی که در سال ۱۰۱۹ هـ ق، در بین راه او را گرفتند و آنقدر با شاخهای خاردار، او را زدند تا جان سپرد.

بازنشر از اینجا

[Top]