Tag: صدر اسلام

مسجدی متفاوت در دنیای مدرن هامبورگ

همیشه فکر می‌کردم که دیگر نمی‌شود جامعیت مسجدی که در اوائل اسلام وجود داشت را مشاهده کرد. مسجدی که جای همه کار بود. نماز خواندن، قضاوت، حرکت لشگر و… چرا که دیگر امکان محوریت مسجد برای این‌کار‌ها وجود ندارد.

دوشنبه برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد بزرگ ترک‌ها در محله ترک نشین هامبورگ شدیم. مهم نیست که از چه مکان‌هایی رد شدیم و چه آدم‌هایی را دیدیم ولی این مهم است که توانستیم به نماز ترک‌ها که سنی بودند برسیم.

وقتی که به مسجد ترک‌ها رسیدیم هنوز اذان نشده بود و رفت و آمد ترک‌ها و جنب و جوششان در مسجد وجود داشت.

مهمترین مساله‌ای که نظر من را به خودش جلب کرد محوریت مسجد در کنار امکانات فروانی که اطراف مسجد بودند بود. در حقیقت مسجدی که ساخته شده بود به همراه آن امکانات جالب دیگری هم یا کم کم یا از همان اول ساخته شده بود که خواه نا خواه مسلمانان را حتی برای تهیه نیاز‌هاشان به آنجا می‌کشاند.

یکی از این امکانات کتابخانه بود. در در ورودی مسجد که دالان بلندی داشت یک کتابخانه وجودداشت که عموما کتاب‌های دینی مخصوصا قرآن را می‌فروخت. البته چون بیشترش به زبان آلمانی بود من زیاد متوجه نشدم که دقیقا محتوای کتاب‌ها چیست اما می‌شد حدس زد که کتاب‌ها اکثرا جنبه دینی و مذهبی دارند.

بگذارید از فروشگاه بزرگی بگویم که در کنار مسجد وجود داشت و البته در آن موقع که ما به مسجد رفته بسته بود. این فروشگاه بزرگ تقریبا چسپیده به مسجد بود و آنگونه که من از پشت در‌های شیشه‌ای فروشگاه فهمیدم همه چیز می شد در آن پیدا کرد.

مسجد در طبقه دوم قرار داشت البته طبقه دوم برای آقایان بود و ظاهرا طبقه سوم برای بانوان و البته این‌گونه نبود که بانوان بتوانند امام جماعت یا نمازگزارن مرد را ببینند چرا که برای سنی‌ها این مساله مشکلی برای اقامه نماز جماعت ایجاد نمی‌کند. راه ورودی و خروجی و حتی پله‌های آقایان و خانم‌ها هم در مسجد یکی بود یعنی فقط یک راه برای ورود و خروج در این مسجد وجود داشت و به اعتبار دیگر می‌توان گفت چیزی به نام تفکیک جنسیتی در مسجد به غیر از موقع نماز خواند وجود نداشت.

جالب‌تر از همه این بود که در طبقه اول رستوران و چایخانه سنتی وجود داشت. که ترک‌های مسلمان قبل یا بعد از نماز به آنجا می‌رفتند و با خیال راحت غذای حلال می‌خوردند. و این برای ما مسلمانان توریست بسیار جذاب و زیبا بود چون حداقل خیال‌ما را از غذایی که در این مجموعه می‌خوریم راحت می‌کرد.

البته چون من به همه جای مسجد می‌خواستم سرک بکشیم و ببینم دیگر در این مجموعه چه چیزی می‌شود پیدا کرد به نماز جماعت سه رکعتی آنها نرسیدم و وقتی داخل خود مسجد شدم نماز شان تقریبا تمام شده بود.

شاید برای ما ایرانی‌ها عجیب باشد که آن‌ها به برخی از مسائل که برای ما اصلا اهمیتی ندارد تاکید می‌کنند و سعی فروان در رعایت آن دارند یکی از این مسائل که خود من با آن درگیر شدم عبور کردن از جلوی کسی است که نماز می‌خواند. تا آنجا که وقتی یکی از دوستان در گوشه مسجد و چسپیده به دیوار نماز می خواند و یکی از نمازگزاران سنی می‌خواست کیفش را بردارد ایستاد تا به سجده برود و از پشتش به آن طرفش برود و کیفش را بردارد. این در حالی بود که اگر از جلوی نمازگزار دستش را دراز می‌کرد می‌توانست کیفش را بردارد.

یعنی اگر کسی چسپیده به دیوار انتهایی مسجد نماز می‌گذاشت و کسانی می‌خواستند از آنجا عبور کنند حتما از پشتش عبور می‌کردند و اگر راهی نبود می‌ایستادند تا نمازش تمام شود بعد عبور کنند. جالب اینجاست به خاطر اینکه این چنین مساله‌ای اتفاق نیافتد قسمت انتهایی مسجد راهی مشخص کرده بودند برای عبور و مرور که کسی آنجا نماز نخواند که البته ما این را وقتی نمازمان تمام شد متوجه شدیم.

حضور جوانان چه به تنها و چه گروهی بسیار جلب توجه می‌کرد. در راهروی مسجد چه قبل از نماز و چه بعد از نماز دخترها و پسر‌های زیادی را می‌شد دید که برای اقامه نماز به مسجد آمده‌ بودند. تا آنجا که من به خاطر دارم شاید به جرات بتوان گفت که حدود ۷۰ درصد آدم‌هایی که آنجا بودند از جوانان مشتاقی بودند که این اشتیاق را می‌شد از رفتار و چهره‌ی‌شان و جنب و جوششان برای اقامه نماز و دیگر کار‌های مسجد مشاهده کرد.

هر چه که بود بسیار جالب بود و فکر می‌کنیم ایده جامعیت مسجد در این دوره زمانه باید متفاوت باشد با قبل و اگر قرار است مسجد این جامعیت را داشته باشد باید در خود مسجد بسیار از امکانات را فراهم کرد و در حقیقت مسجد را جایی قرار داد که مردم بتوانند بسیار از احتیاجات خودشان را آنجا فراهم کنند.

باز نشر از روات حدیث