Tag: ضریح امام حسین ع

بی‌نام و نشان اما سربلند

قرار بود مراسم ساعت ۲ شروع شود و من هم احتیاط کردم و ساعت دو نیم آنجا بودم اما وقتی که داخل رفتم چند نفر بیشتر نبودند خبری هم از شهدا نبود. البته شاید این فرصتی بود که چرخی دور این ضریحی که هنوز کامل نشده بود بزنم و خوب براندازش کنم البته قبلا هم دیده بودمش اما نه  انقدر خلوت.

تقریبا یک ساعت از آمدنم می‌گذشت که شهدا را آوردند دعوت شده‌گان آمده بودند زیاد شلوغ نبود به اندازه‌ای بود که هر کس بتواند یک ربع ساعتی با شهید خلوت کند. شهدا را که آوردند همه به پیشوازشان رفتند یکی برای آقایان و دیگری را برای خانم‌ها، آقایان شهیدشان را گرفتند و دور ضریح کامل نشده اباعبدالله الحسین طوافی دادند و آن را در مکانی که برایش مهیا کرده بودند گذاشتند.

چه زیبا بود کنار شهید نشستن شهیدی که نامی به جز گمنامی بر روی آن هک نشده بود و با او درد ودل کردن. همه یکی یکی و به نوبت می‌امدند و کنار شهید می‌نشستند و زمانی که حس می کردند نوبت‌شان تمام شده جایشان را به دیگری می‌دادند.

زیارت عاشورا که تمام شد جانبازی میکروفن را گرفت و شروع کرد به روزه خواندن، این طرف این جانباز روزه می‌خواند و آن طرف صدای چکش‌هایی که برای ساخت ضریح مطهر به دست هنرمندان زده می‌شده می‌امد فضا آهنگین شده بود. برای آن‌هایی که آنجا بود این صدای چکش‌هایی که باعشق زده می‌شد زیبا و دلنشین بود.

من نمی‌دانم و نمی‌توانم از زبان این شهدا چیزی بگویم اما این را می‌دانم که شهدا هر جا که سخنی از اربابشان باشد هر جای مکانی به نام اربابشان باشد را دوست دارند شاید امروز شهدا هم مانند ما از کسانی که زحمت این مراسم زیبا را در این روز کشیده بودند تشکر کرده باشند. دست‌شان درد نکند که به حق کار در خور ستایشی انجام داده بودند.