Tag: م

امروز مردم به پاس‌داشت خورشید آمده بودند.

عکس گوگل ارث از مسیر استقبال مقام معظم رهبری توسط مردم قم

برای مشاهده تصویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

مسیر را از قبل مشخص کرده بودند و برای اینکه ازدحام مردم باعث کندی در حرکت نشود میله های آهنی در اطراف مسیر گذاشته بودند تا مردم پشت آن ها بمانند و کسی داخل مسیر عبور ماشین‌ها نشود. برخی جاها را نیز با بلوک سیمانی بسته بودند. تمام مسیر اینطور بود. به عبارت دیگر خیابانی که قرار بود مقام معظم رهبری از آن عبو کند را سه قسمت کرده بودند دوقسمتش را اختصاص داده بودند به مشتاقان حضور آقا و قسمت سومش را که با بلوک و میله های آهنی دو طرفش را بسته بودند اختصاص داده بودند به عبور ایشان.

مگر میله و بلوک‌های آهنی می‌تواند جلوی این مردم مشتاق‌ها و فداییان آقا را بگیرد. تقریبا از همان اول مسیر مردم بودند که یکی پس از دیگری برای عرض ارادت وارد مسیر می‌شدند و نه سرباز نه بسیجی و نه هیچ‌کس جلو‌دارشان نبود. آن بسیجی‌هایی را هم که گذاشته بودند تا مردم داخل مسیر نشوند وقتی مینی بوس آقا می رسید از خود بی خود می‌شدند و بی خیال وظیفه و این حرفا می‌شدند و به دنبال مینی‌بوس مقام معظم رهبری راه می‌افتادند تا شاید به فاصله یک شیشه بتواند رهبرشان را ملاقات کنند که چه ملاقات زیبا و دلشینی است این ملاقات.

تقریبا آن‌هایی که آن اول مسیر بودند برد کردند چرا که همه شان توانستند سیر آقای‌شان را از نزدیک و به فاصله یک شیشه ببینند. اما هر چه مینی بوس ایشان به محل سخنرانی نزدیک می‌شد میله‌های بیشتری خم می شد و بلوک‌های بیشتری می‌افتاد و شکسته می‌شد. وازدحام در مسیر بیشتر می‌شد. تقریبا بعد از عبو از یک چهارم اولیه مسیر بود که تقریبا مسیر پر شد از آدم‌های مشتاق دیدار. کسی که مشتاق دیدار است دیگر این حرف‌ها را نمی‌شنود و نمی‌شناسد و نمی‌فهمد فقط آنچه که می‌فهمد دیدار اقایش است. آن هم از نزدیک نزدیک.

اقا دلم برایت اساسی تنگ شده است. خیلی زیاد، خیلی. تقریبا از آخرین دفعه‌ای که دیدمت مدت‌ها می‌گذرد. یادم می‌آید چه شور و شوقی داشتم برای دیدنت. زمانی که آمده بودی به شهرستان ما و می‌خواستی برایمان حرف بزنی. من آن جلو بود. نزدیک شما چهار متری فاصله داشتم. در به در به دنبال تهیه کارت‌های دیدار خصوصی هستم. هنوز که ناکامم. هنوز نتوانسته‌ام چیزی پیدا کنم. نمی‌دانم با این همه مشتاق دیدار و این همه آدمی که به اندازه انگشتان دست پارتی دارند چیزی هم برای ما می‌ماند. می‌دانم دیدارهای زیادی در قم داری امیدوارم بتوانم یکی از این کارت‌های دیدار را بگیرم.

تقریبا وسطای مسیر بود که یکی از بچه‌ها زنگ زد. او انتهای مسیر و جایی که قرار بود آقا سخنرانی کند منتظر بود. گفت آقا کجاست؟ کجایید؟ گفت خیلی شلوغ است اینجا؟ مینی بوس اقا ایستاده بود. ازدحام جمعیت مانع از حرکت مینی‌بوس آقا شده بود. چه حالی می‌کردند آن‌هایی که به زور هم شده خودشان را به مینی بوس آقا می‌رساندند باید اهل دلی باشی که لذتش را درک کنی.

محل سخنرانی مقام معظم رهبری و حضور مردم

برای مشاهده تصویر بزرگتر روی عکس کلیک کنید.

من تقریبا نصف مسیر حرکت را به دنبال مینی بوس آقا رفتم. چه کفش‌ها، کتونی‌هایی بود که روی زمین افتاده بود. کسی که مشتاق است کفش و این حرف‌ها سرش نمی شود فقط می‌خواهد خودش را به او برساند تا تشنگیش التیام بخشد. تمام میله‌هایی که در مسیر گذاشته بودند یا خم شده بود یا از جا کنده شده بود. برادرم که تقریبا در یک چهارم آخر مسیر بود می‌گفت آنجا که ما بودیم بر اثر ازدحام جمعیت بلو‌ک‌ها افتادند. میله‌ها کنده شده و خم شده بودند.

ای کاش می‌توانستم فقط از این مسیری که اقا طی کردند چند عکس می‌گرفتم تا نشان‌تان می دادم با این چیز‌ها نمی‌شود جلوی این مردم مشتاق را گرفت.

امروز روز خوبی برای ما قمیان و مشتاقان ولایت بود. چه کیفی کردم که آقای مان را در شهرمان دیدیم. چه لذتی بردیم که آقای‌مان دوباره به شهر‌مان قدم رنجه کردند و شهرمان را با قدوم مبارک‌شان نور باران کردند.‌

این هم یک گزارش تصویر از حضور مردم قم. البته عکس‌ها با موبایل گرفته شده دیگر خودتان همه کم و کاستی‌ها را حساب کنید. برای دیدن عکس‌های بیشتر اینجا را کلیک کنید.