Tag: موزه

پاریس عروس شهرهای اروپا

اولین وعده دیدارمان با عروس شهرهای اروپا شب بود. ساعت حدود ۱۰ شب بود که از قطار پیاده شدیم. پاریس در نگاه اول ما را نگرفت آنچنان که توقع داشتیم و از پاریس شنیدیم برایمان نبود.

پاریس مکان‌های زیادی برای بازدید داشت و با وقت کمی که ما داشتیم انتخاب این مکان‌ها بسیار مشکل بود. نمی‌شد همه مکان‌های دیدنی، تاریخی و هنری پاریس را در چهار روز دید پس مجبور بودیم بهترین‌ها را انتخاب کنیم که البته انتخاب این بهترین‌ها هم مشکل به نظر می‌آمد.

اگر چه بازدید از موزه لوور چندین روز لازم داشت اما باید آن را در یک نصف روز تمام می‌کردیم تا بتوانیم از مکان‌های زیبای دیگر این شهر که در برنامه‌مان بود باز دید کنیم. بر اساس برنامه‌ای که از قبل برنامه ریزی کرده بودیم قرار نبود که موزه لوور را صبح روز اول ببینیم اما وقتی به گوش‌مان رسید که روز اول مجانی است برنامه را عوض کردیم و روز اول را به موزه لوور رفتیم.

در حقیقت مجانی بودن لوور هم به خاطر قانونی بود که همیشگی بود و این قانون از شانس ما که از آن خبر نداشتیم به ما خورده بود. لوور اولین یکشنبه هر ماه مجانی است و روز اول سفرمان هم مصادف شده بود با اولین یکشنبه ماه فوریه.

موزه لوور از بزرگترین‌ گنجینه‌های سرقتی جهان است. اگر راستش را بخواهید این موزه هیچ تعلقی به فرانسه و پاریس ندارد و قسمت بزرگی از این موزه تیکه‌ پاره‌های فرهنگی ایرانی- اسلامی و مصری است که از این کشورها به سرقت رفته است.

این موزه در انتهای خیابان شانزه لیزه قرار دارد که در چهار طبقه و به مساحتی حدود ۵۶۰۰ متر مربع ساخته شده است. قسمت وردی این موزه با یک هرم شیشه‌ای زیبا تزیین شده است که در حقیقت می‌توان گفت این هرم شیشه‌ای به عنوان آرم و سبمل موزه لوور شناخته می‌شود.

صف بسیار بزرگی در حیاط بزرگ لوور برای ورود به این موزه وجود داشت شاید حدود ۵۰۰ متر بود. آدم‌های مختلفی در این صف وجود داشتند از فرانسوی گرفته تا چینی، استرالیایی، آمریکایی و …

موزه لورر ۳۵ هزار قطعه هنری دارد که در سال گذشته ۳/۸ میلیون نفر بازدیدکننده داشته است. این موزه ۱۲۳۳ کارمند رسمی و قراردادی دارد . موزه لوور در صدر موزه های برتر جهان قرار دارد و پس از آن موزه ملی بریتانیا با ۵ میلیون و موزه گوگنهایم نیویورک با ۱ میلیون دررتبه های بعدی قرار دارند .

موزه لوور از سال ۱۷۹۳ میلادی، تا امروزه به عنوان «موزه عمومی» فعال بوده است. در این موزه می‌توان  معروف‌ترین و مهمترین آثارهنری از تاریخ بشر و فرهنگ ملت‌ها مختلفت را مشاهده کرد که از آن جمله می‌توان به لوح حمورابی، تابلوی بانوی صخره‌ها و تابلوی مونالیزا اثر لئوناردو داوینچی اشاره کرد.

اشیای مربوط به ایران عزیز در دو بخش تمدنهای شرق قدیم و هنر اسلامی قرار داشت قدمت برخی از این آثار به هفت هزار سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد و آثار زیبا و منحصر به فردی از تمدن پارسی ازجمله سرستون تخت‌جمشید، شیر بالدار، دیوارهای رنگی منقوش به شیر و سربازان هخامنشی، لوح حمورابی و جام مارلیک گرفته تا تصویر شاهان بی‌کفایت قاجار و فرش و هنرهای ایران را در دوره اسلامی در این موزه وجود دارد.

آثار تاریخی بر حسب تمدن ها و زمان پیدایش آنها مرتب شده اند بنابراین آغاز آن تمدن سومری است و پس از آن تمدن مادهاست که  می توان آثار باستانی کشورمان را  در این قسمت‌ها مشاهده کرد . دو اسب بالدار بزرگ در قسمت ورودی سالن و دو شیر بالدار، نقش برجسته داریوش نخستین تدوین کننده منشور حقوق بشر و همچنین تصویری از کوروش از جمله مهمترین بخش های ایرانی موزه لوور است.سلاح‌ها و نیز تزیینات داخل خانه‌های، وسائل زندگی که آن زمان مورد استفاده ایرانیان بوده است نشان می دهد که فرهنگ ایرانی نسبت به دیگر فرهنگ‌ها و ملت‌های همزمان خود چقدر پیشرفته‌تر بوده است.

در بخش مصر شناسی موزه لوور مجموعه‌ی زیبایی از آثار باستانی و مومیایی های مصر نگهداری می شود یکی از جذاب‌ترین اشیائی که به نمایش درآمده مجموعه چهار کوزه است که گفته میشود محتوی اعضای مومیایی شده بزرگترین فرعون مصر، رامسس دوم بوده است. اما متاسفانه مشخص شده است که این صرفا ادعایی بیش نیست. این ظروف زیبای سفالی فیروزه ای که نام رامسس با خط هیروگلیف و تصاویری از خدایان مصر باستان موت و آمون، زینت بخش آن است واقعی و متعلق به زمان یاد شده هستند، اما این اعتقاد که اعضاء داخلی بدن فرعون به قصد آسان نمودن سفر فرعون به جهان دیگر، در آنها قرار داده شده نادرست است.

سالن تابلو‌های داود و لبخند ژکوند همواره مملو از جمعیت است و در تمامی سالن‌ها تابلو‌های کوچکی برای راهنمایی به رسیدن به تابلوی جادوئی لبخند ژکوند اثر لئوناردو داوینچی به نصب شده است. البته تابلوی لبخند ژکوند علاوه بر رکورد بازدید کننده یک رکورد دیگر را نیز به خود اختصاص داده است این تابلو سال‌ها پیش توسط یک کارگر ایتالیائی موزه لوور به سرقت رفت و مطبوعات وقت اروپا از این سرقت بعنوان بزرگترین سرقت هنری تاریخ یاد کردند . البته به راست و دروغش کاری نداریم اما  این تابلو دو سال بعد پیدا شد و در محل قبلی خود نصب گردید.

نکته جالب این موزه این بود که تمام توضیحات موزه‌ای به این بزرگی و جهانی فقط به زبان فرانسه بود و البته این بر می‌گردد به همان دعوای فرانسوی‌ها و حساسیت‌شان به زبان خودشان و مخصوصا زبان انگلیسی. البته این خیلی ناجوانمردانه است که این همه آثار سرقتی را در یک موزه بین المللی نگهداری کنند و به زبان کشور‌هایی که قسمت بزرگی از موزه‌ی‌شان به آن‌ها تعلق دارد وجود نداشته باشد. اگر چه توضیحات درون موزه و کنار آثار به زبان فرانسوی بود ولی امکان تهیه گوشی‌هایی که به زبان انگلیسی و چند زبان دیگر وجود داشت ولی متاسفانه عربی و فارسی وجود نداشت و این بسیار تاسف بار و تحقیر کننده بود.

حس ناسیونالیسی در برلین

صبح زود باید از خواب بیدار می شدیم باید به قطار هامبورگ به برلین می‌رسیدیم. اینجا حدود ساعت ۶ اذان صبح است و حدود ساعت ۸ خورشید طلوع می‌کند. از شب قبل گفته بودند که بعد از نماز باید حرکت کنیم تا به قطار ساعت ۸ برسیم اما گروه بیست نفره را که نمی‌شود صبح زود بیدار کرد آن هم گروهی که تا ساعت ۱۲ شب بیدار بودند و تا ساعت حدود ۱۰ شب بیرون بودن کار سختی است اما اگر چه به قطار ۸:۱۰  نرسیدیم اما با قطار ۸:۳۰ به برلین رفتیم.

حدود دو ساعت و نیم بعد به برلین رسیدیم.  برلین هامبورگ نبود. در خیلی از جهات هامبورگ نبود. مانند هامبورگ ثروتمند نبود. مثل هامبورگ زیبا و منظم نبود البته مثل هامبورگ نبود و این به این معنا نیست که خیلی تفاوت داشت. برلین مانند هامبورگ تمیز نبود. تقریبا مهم‌ترین چیزی که در مرحله اول نظر‌مان رو در برلین به خودش جلب کرد کثیف بودن خیابان‌های برلین بود.
داستان برلین شرقی و غربی هم برای خودش جالب شنیدنی است  با اینکه این دیوار تخریب شده است اما هنوز هم در برخی از مناطق آثاری از آن را نگه داشته اند و اگر به برلین رفتید  در خیابان‌ها و پارک‌‌ها دو خط در کنار هم را مشاهد کردید تعجب نکنید چون این علامت مکان دیوار برلین است.

البته علارغم اینکه سال‌ها از تخریب این دیوار گذشته است ولی باز هم به راحتی می‌توان تفاوت میان منطقه شرق نشین و غرب نشین را دید. عموما وقتی در قسمت غربی برلین قدم می‌زنیم ساختمان‌ها تمیزتر، منظم تر و تمیز تر است د رحالی که این در قسمت شرقی به مانند غربی آن وجود ندارد.
یک از مکان‌های مشهور و حذاب قسمت غربی جریزه موزه است که حقیقتا از مکان‌‌های جالب و دیدنی برلین است. بعد از اینکه نماز خواندیم و ناهار خوردیم به جزیره موزه رفتیم. این جزیره تقریبا در وسط برلین قرار دارد و بسیاری از موزه‌های مهم در این مکان قرار دارند و به خاطر موقعیت خاص‌شان که بین دو شاخه‌ی رود اشپره برلین قرار گرفته جزیره موزه نام‌گرفته است.
باور کنید که سخت است که به موزه‌ای در اروپا، برلین برویم و شاهکار‌های هنری و زیبای ممکلت ایرانی- اسلامی ما در آنجا ببینیم غبطه و حسرت نخوریم. آثار گرانبهای و ارزشمند کشور ما را گرفتند و بردند و حال با آن‌ها موزه‌های‌ آن‌چنانی پز می‌دهند. البته شاید اگر دست ما می‌ماند اصلا چیزی از آن نمی‌ماند ولی در هر صورت حس ناسیونالیستی انسان به جوش می‌آید.

ما از میان موزهای مختلف این جزیره فقط توانستیم موزه Das Pergamon را ببینیم  این موزه بین سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۰ در این موزه آثار اسلامی- ایرانی آنقدر زیاد بود که آن‌ها را  در یک طبقه و سالن جداگانه قرار داده بودند این آثار از آثار قبل از اسلام در ایران شروع می‌شد تا آثار دوره‌های متاخر.
طراحی موزه واقعا چشم گیر و گیرا بود. وقتی که می‌خواستیم داخل موزه شویم گوشی‌هایی به‌ ما دادند تا توضیحات راهنمای موزه را گوش بدهیم. شاید حدود ۵۰۰ صدای ضبط شده بود که برای هر موقعیت و اثر که می‌رسیدیم شماره‌ای قرار داده بودند و با وارد کردن آن شماره می‌توانستیم صدای راهنمای موزه را به زبان انگلیسی بشنویم.
وارد هر قسمت که می‌شدیم با طراحی و رنگ بندی خاصی موجه می‌شدیم که مطابق با چیز‌هایی بود که در آن قسمت به نمایش گذاشته شده بود. نور پردازی‌های هر قسمت زیبایی و جذابیت آن را بیشتر کرده بود.

اگر خواستید این موزه  را ببینید باید به‌تان بگویم اگر می خواهید درست و حسابی استفاده کنید و لذت ببرید حتما یک روز کامل را نیاز دارید. البته این هم شاید برایتان‌ جالب باشد که همراه آوردن هر گونه دوربین در این موزه آزاد است و این برای من و دوستان بسیار خوش‌آیند بود.
حتی ساختمان موزه هم خودش‌ برای خود موزه‌ای بود. ساختمانش آن گونه زیبا و جذاب ساخته شده بود که به نظر من کاملا مطابق با محتوای موزه‌ای آن بود و خودش هم جنبه هنری داشت.

بازنشر از روات حدیث

[Top]