Tag: اسلام

آرامگاه همایون در دهلی

آرامگاه همایون یا «همایون تمب» مشهور به نصیر الدین که دومین پادشاه امپراتوری مغولی یا گورکانیان هند بود. این مقبره در منطقه نظام الدین و در مرکز شهر دهلی قرار دارد. این بنا مربوط به قرن شانزدهم میلادی است و از معماری های اسلامی- ایرانی- هندی دهلی به حساب می‌آید که سالیانه میلیون ها گردشگر برای دیدن این آرامگاه به هند سفر می کنند. آرامگاه همایون اولین باغ ایرانی ساخته شده در شبه‌قاره هند است.آرامگاه همایون مانند سایر آثار معماری دوره گورکانی هند دارای عناصر فراوان معماری ایرانی است با این تفاوت که در کنار به کار رفتن کاشی‌کاری به رسم هندیان تخته‌سنگ‌هایی نیز در بنا به کار رفته‌است.

تأثیر معماری ایرانی به بهترین وجهی در بنای آرامگاه همایون مشهود است. این بنا که یکی از ایرانی‌ترین بناهای هند است، دارای کاشی‌کاری مختلط و ترکیب پیچیده شاه‌نشین‌های قوسی شکل و گنبدهای باریک است. این مقبره عظیم با سنگ سرخ تزیین و باغ آن کاملاًٌ شبیه چهارباغ اصفهان است

همایون دومین پادشاه گورکانی هند پس از ۱۵ سال که در دربار ایران پناهنده بود به کمک شاه طهماسب اول به کشورش بازگشت و به طور ناگهانی پس از چند ماه از دنیا رفت. گفته می‌شود با شنیدن صدای اذان به سرعت از پله‌های کتابخانه‌اش پایین آمد که سقوط کرد و جان سپرد. او به هنر و علوم عشق می‌ورزید و در کتابخانه‌اش شمار زیادی از هنرمندان نقاش، خوشنویس، تذهیب‌کار و صحاف ایرانی و هندی را گرد آورده بود که به کار تولید و تکثیر آثار علمی و نسخه‌های نفیس هنری اشتغال داشتند.
همایون در بازگشت به هند، گروهی از هنرمندان ایرانی را با خود به همراه برد. بنابراین شگفت انگیز نیست که این مقبره و بناهایی که بعدها در هندوستان ساخته شد مانند تاج محل از الگوهای ایرانی و میراث معماری هند و ایران بهره گرفته باشد.

همسر وی حمیده بانو بیگم که در ایران با معماری ایرانی آشنا شده بود با الهام از مقابر ایرانی و فضای چهار باغ یا باغ جنت آرامگاه همایون را در سال ۱۵۶۲ یک سال پس از مرگ همایون آغاز و پس از هشت سال (۹ سال پس از مرگ همایون) به پایان رساند.

معماران این باغ پدر و پسری بودند که از هرات به دهلی آورده شده بودند به نام‌های سید محمد بن میرک غیاث الدین و پدر وی میرک غیاث الدین.

معماری هند از زمان همایون بیش از پیش رنگ و بوی ایرانی یافت. همایون که شیفته فرهنگ و هنر ایرانی بود در همه شوون از جمله معماری تحت تأثیر هنرمندان ایرانی قرار گرفت.

باز نشر از اینجا

مسجد فتحپور در دهلی

مسجد فتحپور یکی دیگر از مساجد بزرگ دهلی است که به برکت حضور مسلمانان ساخته شده است. این مسجد در انتهای خیابان معروف به هفتاد و دو ملت قرار دارد. خیابانی که با معماری اسلامی و نماد های اسلامی شروع می شود و با مسجد مسلمانان خاتمه می یابد.

در اطراف این مسجد که محل تجمع برادران اهل سنت می باشد حوزه علمیه برادران اهل سنت نیز وجود دارد.

باز نشر از آینده روشن

[Top]

آرمگاه خواجه نظام الدین اولیا در دهلی

محمدبن احمدبن علی دهلوی یا شیخ خواجه سیّد محمد نظام‌الدّین اولیا معروف به شاه نظام‌الدین اولیا از مشایخ قرن هشتم هجری و اعاظم عرفای هندوستان می باشد.نظام‌الدین در سن پنج سالگی پدر را از دست داد و مادرش تربیتش را به عهده گرفت. مادر وی زنی پارسا و زاهد بود و در تربیت فرزندش بسیار کوشش کرد. شبی در مسجد جامع دهلی بر اثر شنیدن آیه‌ای از دهان مؤذن، شوق طلب در او پدید آمد و نزد شیخ فریدالدین شکرگنج رفت و مدت ها از او و دیگر اساتیدی چون شمس الدین دامغانی و علاالدین اصولی و فریدالدین مسعود استفاده کرد.نظام‌الدین اولیا در ابتدا بسیار تنگدست و پریشان حال بود و از کسی چیزی قبول نمی کرد. پس از چندی که در هند معروف شد، بزرگان و حاکمان مسلمان از هر سو به طرف او روی آوردند و پادشاهان اسلامی از جمله سلطان جلال‌الدین خلجی از او تقاضای ملاقات می کردند.

شاه نظام‌الدین اولیا در ۷۲۵ ه‍.ق در دهلی دیده از جهان فروبست و در همانجا دفن شد. نخست مقبره‌ای برای او توسط محمد تغلق از پادشاهان مقتدر سلطنت دهلی ساخته شد که بعدها چندین بار مرمت و بازسازی شد. بیشتر مقبره حاضر قدمت آن به ۱۵۶۲ میلادی برمی‌گردد.

آرامگاه وی در مقبره شکرگنج هندوستان در نزدیکی آرامگاه همایون در دهلی در محلی شلوغ و پرتراکم، میزبان جمع کثیری از مردم و زیارتگاه مسلمانان است و هر سال یک روز برای وی مجلس یادبود تشکیل می‌شود و هزاران مسلمان در آنجا اجتماع می‌کنند و از طرف خطیبان در این مکان سخنرانی می شود.

در مجموعه حضرت نظام‌الدین اولیا آرامگاه‌ها و بناهای تاریخی دیگری نیز قرار دارد از جمله آرامگاه امیرخسرو دهلوی که همواره بخشی از پیروان او در آن محل گردآمده‌اند و همچنین آرامگاه جهان‌آرا بیگم بانوی شاعر پارسی‌گوی و دختر شاه جهان و آرامگاه اتکه خان از بزرگان گورکاییان هند نیز در همانجا واقع است.

باز نشر از اینجا
[Top]

پنجاهمین دوره مسابقات قرائت قرآن کریم در مالزی

باز نشر از اینجا

[Top]

جامع مسجد در دهلی

مسجد جامع دهلی بین سال‌های ۱۶۵۰ تا ۱۶۵۶ میلادی/ ۱۰۶۰ تا ۱۰۶۶ هجری قمری به دستور شاه جهان پنجمین امپراتور گورکانی هند و سازنده تاج محل ساخته شده‌است. مسجد جامع روبروی قلعه سرخ، در قسمت دهلی قدیم قرار دارد و یکی از مراکز مهم مسلمانان در هند به شمار می‌رود. 

مسجد جامع دهلی یا جامع مسجد یا مسجد جهان‌نما، از مهمترین مساجد هندوستان و از بزرگترین و زیباترین مساجد عالم اسلام است که در دهلی پایتخت هند واقع شده است. این مسجد از نوادر روزگار است و از ماسه سنگ ساخته شده و دارای دو منار و سه گنبد مرمرین می‌باشد. این مسجد عنوان بزرگترین مسجد جهان را کسب کرده‌است و روزگاری بزرگترین آنها هم بوده‌است.

مسجد جامع دهلی دارای دو محراب باشکوه و حیاط وسیعی است که تحسین هر بیننده‌ای را برمی‌انگیزد. مسجد رو به سمت غرب دارد و هر سه طرف آن با ایوانهای طاقدار قوسی شکل پوشانده شده که درگاه برج مانند آن رو به مرکز مسجد قرار دارد. این مسجد حدود ۸۰ متر طول و ۲۷ متر عرض دارد و سقف آن با سه گنبد پوشانده شده‌است. هر کدام از گنبدهای این مسجد با مرمرهای سیاه و سفید کار شده اما گنبد بالایی آن با طلا پوشانده شده‌ است.

محوطه خارجی این مسجد می‌تواند بیش از ۲۵ هزار نمازگزار را در خود جای می دهد.زیر گنبدهای مسجد سالنی قرار گرفته که هفت ورودی قوس‌دار آن رو به سمت غرب است و دیوارهای مسجد تا ارتفاع کمر با مرمر پوشانده شده‌اند. کف مسجد با مرمر سیاه و سفید فرش شده و قسمتی که قرار است سجاده هر نمازگزار باشد با سنگهای مرمر مشخص شده‌است.

ازجمله اشیاء باستانی که در این مسجد نگهداری می‌شود، قرآنی قدیمی است که روی پوست آهو نوشته شده‌است.

باز نشر از اینجا

[Top]

بیانیه حمایت از ولایت

ولایت فقیه یک اندیشه است و هر کسی قرار است با این اندیشه مخالت کند باید اندیشه وار مخالفت کند. ولایت فقیه یک اندیشه سیاسی در سیستم تفکر اسلامی است. پس باید در این همین اندیشه؛ اندیشه شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

ولایت‌پذیری و تبعیت از امام عصر از وظائف هر مسلمان است و در عصر غیبت، ولی فقیه عهده دار زمام امور مسلمین است. بر هر مسلمانی واجب است تا تبعیت خود را از ولی فقیه خود، هم به صورت زبانی و هم به صورت عملی اثبات کند.

ما وبلاگ‌نویسان و فعالان فضای مجازی وظیفه خود می‌دانیم تجدید بیعت خود با ولی‌فقیه را اعلام کرده و اعلام کنیم که حمایت‌ها و همراهی‌های ما با گروه‌ها و مسئولین تا زمانی است که در مسیر ارزش‌های الهی و اسلامی گام بردارند. ما با کسی عقد اخوت نبسته‌ایم و مرزهای اعتقادیمان را با تمام وجود حراست می‌کنیم.

ما معتقدیم که مشروعیت مسئولین نظام وابسته به اجرای احکام اسلامی و تبعیت از نایب عام امام زمان (عج) است و اگر کسی در غیر این مسیر گام بردارد، قرار گرفتنش در آن مسئولیت خلاف شرع و قانون اساسی است. ما از مسئولین می‌خواهیم تا «ولایت پذیری عملی» خود را اثبات کنند و راه را بر هرگونه شایعه و حرف‌های حاشیه‌ای ببندند چرا که ما معتقدیم که تبعیت از ولی فقیه در قالب سخنان زیبا نیست و باید این سخنان در عمل ظهور یابند.

تعز من تشاء و تذل من تشاء
بیدک الخیر انک على کل شىء قدیر
جمعی از وبلاگ نویسان و فعالان فضای مجازی

[Top]

مسجدی متفاوت در دنیای مدرن هامبورگ

همیشه فکر می‌کردم که دیگر نمی‌شود جامعیت مسجدی که در اوائل اسلام وجود داشت را مشاهده کرد. مسجدی که جای همه کار بود. نماز خواندن، قضاوت، حرکت لشگر و… چرا که دیگر امکان محوریت مسجد برای این‌کار‌ها وجود ندارد.

دوشنبه برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد بزرگ ترک‌ها در محله ترک نشین هامبورگ شدیم. مهم نیست که از چه مکان‌هایی رد شدیم و چه آدم‌هایی را دیدیم ولی این مهم است که توانستیم به نماز ترک‌ها که سنی بودند برسیم.

وقتی که به مسجد ترک‌ها رسیدیم هنوز اذان نشده بود و رفت و آمد ترک‌ها و جنب و جوششان در مسجد وجود داشت.

مهمترین مساله‌ای که نظر من را به خودش جلب کرد محوریت مسجد در کنار امکانات فروانی که اطراف مسجد بودند بود. در حقیقت مسجدی که ساخته شده بود به همراه آن امکانات جالب دیگری هم یا کم کم یا از همان اول ساخته شده بود که خواه نا خواه مسلمانان را حتی برای تهیه نیاز‌هاشان به آنجا می‌کشاند.

یکی از این امکانات کتابخانه بود. در در ورودی مسجد که دالان بلندی داشت یک کتابخانه وجودداشت که عموما کتاب‌های دینی مخصوصا قرآن را می‌فروخت. البته چون بیشترش به زبان آلمانی بود من زیاد متوجه نشدم که دقیقا محتوای کتاب‌ها چیست اما می‌شد حدس زد که کتاب‌ها اکثرا جنبه دینی و مذهبی دارند.

بگذارید از فروشگاه بزرگی بگویم که در کنار مسجد وجود داشت و البته در آن موقع که ما به مسجد رفته بسته بود. این فروشگاه بزرگ تقریبا چسپیده به مسجد بود و آنگونه که من از پشت در‌های شیشه‌ای فروشگاه فهمیدم همه چیز می شد در آن پیدا کرد.

مسجد در طبقه دوم قرار داشت البته طبقه دوم برای آقایان بود و ظاهرا طبقه سوم برای بانوان و البته این‌گونه نبود که بانوان بتوانند امام جماعت یا نمازگزارن مرد را ببینند چرا که برای سنی‌ها این مساله مشکلی برای اقامه نماز جماعت ایجاد نمی‌کند. راه ورودی و خروجی و حتی پله‌های آقایان و خانم‌ها هم در مسجد یکی بود یعنی فقط یک راه برای ورود و خروج در این مسجد وجود داشت و به اعتبار دیگر می‌توان گفت چیزی به نام تفکیک جنسیتی در مسجد به غیر از موقع نماز خواند وجود نداشت.

جالب‌تر از همه این بود که در طبقه اول رستوران و چایخانه سنتی وجود داشت. که ترک‌های مسلمان قبل یا بعد از نماز به آنجا می‌رفتند و با خیال راحت غذای حلال می‌خوردند. و این برای ما مسلمانان توریست بسیار جذاب و زیبا بود چون حداقل خیال‌ما را از غذایی که در این مجموعه می‌خوریم راحت می‌کرد.

البته چون من به همه جای مسجد می‌خواستم سرک بکشیم و ببینم دیگر در این مجموعه چه چیزی می‌شود پیدا کرد به نماز جماعت سه رکعتی آنها نرسیدم و وقتی داخل خود مسجد شدم نماز شان تقریبا تمام شده بود.

شاید برای ما ایرانی‌ها عجیب باشد که آن‌ها به برخی از مسائل که برای ما اصلا اهمیتی ندارد تاکید می‌کنند و سعی فروان در رعایت آن دارند یکی از این مسائل که خود من با آن درگیر شدم عبور کردن از جلوی کسی است که نماز می‌خواند. تا آنجا که وقتی یکی از دوستان در گوشه مسجد و چسپیده به دیوار نماز می خواند و یکی از نمازگزاران سنی می‌خواست کیفش را بردارد ایستاد تا به سجده برود و از پشتش به آن طرفش برود و کیفش را بردارد. این در حالی بود که اگر از جلوی نمازگزار دستش را دراز می‌کرد می‌توانست کیفش را بردارد.

یعنی اگر کسی چسپیده به دیوار انتهایی مسجد نماز می‌گذاشت و کسانی می‌خواستند از آنجا عبور کنند حتما از پشتش عبور می‌کردند و اگر راهی نبود می‌ایستادند تا نمازش تمام شود بعد عبور کنند. جالب اینجاست به خاطر اینکه این چنین مساله‌ای اتفاق نیافتد قسمت انتهایی مسجد راهی مشخص کرده بودند برای عبور و مرور که کسی آنجا نماز نخواند که البته ما این را وقتی نمازمان تمام شد متوجه شدیم.

حضور جوانان چه به تنها و چه گروهی بسیار جلب توجه می‌کرد. در راهروی مسجد چه قبل از نماز و چه بعد از نماز دخترها و پسر‌های زیادی را می‌شد دید که برای اقامه نماز به مسجد آمده‌ بودند. تا آنجا که من به خاطر دارم شاید به جرات بتوان گفت که حدود ۷۰ درصد آدم‌هایی که آنجا بودند از جوانان مشتاقی بودند که این اشتیاق را می‌شد از رفتار و چهره‌ی‌شان و جنب و جوششان برای اقامه نماز و دیگر کار‌های مسجد مشاهده کرد.

هر چه که بود بسیار جالب بود و فکر می‌کنیم ایده جامعیت مسجد در این دوره زمانه باید متفاوت باشد با قبل و اگر قرار است مسجد این جامعیت را داشته باشد باید در خود مسجد بسیار از امکانات را فراهم کرد و در حقیقت مسجد را جایی قرار داد که مردم بتوانند بسیار از احتیاجات خودشان را آنجا فراهم کنند.

باز نشر از روات حدیث

[Top]

با برف های هامبورگ

هنوز هم هوا سرد است. سرد و بدون روح. البته انگار امروز که از روز تعطیلی در آمدیم و دوشنبه است و همه سر کار می روند می شود کمی روح در این شهر را دید. این روحی که من می گویم دیدنی است با چشم سر هم می شود آن را دید. روحی که از سردی، خشکی و… می آید.

جالب است که با این هوای سرد تا به حال هیچ وقت نشد که داخل ساختمانی،‌ اتوبوسی یا قطاری بشویم که سرد باشد. امروز داخل یک فروشگاه بزرگ شدیم که فقط در ورودی آن حدود ۶ متر بود. دری که باز بود اما با این وجود همین که ما داخل فروشگاه شدیم دیگر احساس می‌کردیم گرممان شده و پالتو‌هایمان را در می‌آوردیم.

نظم ساختمانی که در هامبورگ وجود دارد خیره کننده است بسیار جالب است که در نمای شهر آن‌گونه که باید جدی بودند و مساله‌ را خیلی مهم گرفتند. ناهماهنگی ساختمانی چه از نظر زیبایی شناسی و چه از نظر فیزیکی در خیابان‌های هامبورگ کمتر و شاید اصلا دیده نشود. برخی خیابان‌ها ارزش چندین بار پیاده روی و نگاه کردن را دارد.

یکی از آن خیابان‌ها این خیابانی بود که امروز رفتیم. روبروی HBF یا همان ایستگاه مرکزی قطار خیابانی وجود دارد به نام Manckbergstra. این خیابان مانند خیلی از خیابان‌های هامبورگ دیدنی و جالب توجه است.

البته شاید دلیل خیلی خاصی برای انتخاب کردن این خیابان به جز مرکز خریدش برای ما نباشد. چون راهنمای ما ترجیح داد یا تشخیص دارد که ما را به این مرکز ببرد به علت اینکه این مرکز به نظرش ارزان تر بود. البته من وقت زیادی را صرف خرید و دیدن از این مجموعه بزرگ و فکر می‌کنم ۶ طبقه  C&A  نکردم اما تصور کنید که یک همچین مرکز خرید بزرگی فقط لباس داشت! هر طبقه مخصوص یک سر لباس.
این خیابان دو کلیسا داشت یک کلیسا که به سبک باروک تزیین شده و تداعی کننده هنر باروک بود و کلیسای دیگری به سبک گوتیک یکی سرتاپایش قرمز رنگی متمایل به تیره بود و دیگر سفید و رنگ‌های فروانی در تزیین‌اش به کار رفته بود.

باید سریع جمع می‌شدیم و خودمان را به دانشگاه هامبورگ می‌رساندیم. ساعت حدود یازده و نیم در دانشگاه هامبورگ با خانم  که اسلام شناس بود قرار داشتیم. البته زیاد هم دور نبود اما باید حواسمان را خوب جمع می‌کردیم که سر وقت آنجا باشیم چون اگر وقت شناس نباشیم و دیر برسیم آن‌ها بسیار ناراحت می‌شوند.
خیلی برای‌مان جالب بود که خود خانم پرفسورDr. Katja Niethammer  به همراه مسئول کتابخانه دانشگاه هامبورگ البته فقط دپارتمان شرق شناسی‌اش دم در ایستاده و منتظر‌مان بود خدایی‌اش خیلی حال کردیم خیلی محترمانه بود ما الحمدولله سر وقت رسیدیم نه یک دقیقه این طرف و نه یک دقیقه آن طرف.

کتابخانه‌ای خوبی داشتند مخصوصا در بحث اسلامی و ایرانی جالب ترین قسمت کتابخانه‌شان برای من قسمت فلسفه هنر اسلامی بود. چه کتاب‌های گرانبهایی با چه چاپ‌های زیبایی داشتند. راستش را بخواهید به سرم زده بود که برای دکترایم با اساتیدی که قرار داشتیم صحبت کنم اما خب برنامه دکترایم قرار است جای دیگر کلید بخورد.

نمی‌دانید چقدر لذت بخش است که در یک دانشگاه خارجی در اروپا کسی را در کتابخانه ببینی که دارد فارسی می‌خواند. در حین بازدید‌مان از کتابخانه دانشگاهی یک دانشجویی را دیدم که چند برگ فارسی دارد می خواند، اشعار کهن، البته دقیقا متوجه نشدم اشعار چه کسی را دارد می‌خواند اما چنان ذوق زده شدم که بهش گفتم ما ایرانی هستیم و مزاحم درس خواندش شدم. البته آنچنان نبود که بخواهد مسلط فارسی حرف بزند و باید برایش شمرده شمرده حرف می‌زدم اما هر طور که بود دست و پا شکسته و انگلیسی- فارسی ازش پرسیدم چرا زبان فارسی می‌خوانی؟ گفت زبان فاری خیلی زیباست. خیلی عاشقانه‌ است.

بازدید که از کتابخانه تمام شد به اتاقی رفتیم که برای‌ جلسه و دیدار از پرفسور آماده کرده بودند. در این جلسه حدود ۴ پرفسور بودند یکی همان خانم پرفسور و میزبان‌مان بود که اسلام شناس بود دیگری در مبحث ایران‌شناسی کار کرده بود و یکی هم که آقای Dr. Wolfram Weiße  بود که در مورد تصوف تخصص داشت و آخری که یک پرفسور جوان و بسیار مشتاق بود که در مورد اخلاق اسلام و این حرف‌ها کار کرده بود. خیلی مشتاق به آمدن به ایران بودند البته آقای …. چند باری به ایران آمده بود اما بقیه نیامده بودند و وقتی که بهشان گفتیم حتما دعوتتان خواهیم کرد خیلی خوشحال شدند.

خانم پرفسور برای پذیرایی ما قهوه و شیر قهوه آمده کرده بودند که به گفته راهنما این یعنی شما برایش خیلی مهم بودید چرا که در این‌جا این‌ها از این رسم‌ها ندارند. و البته یک خانم مصری هم بود که این‌ها را آماده می‌کرد. که برای برخی بچه‌ها که داستان مصر را دنبال می‌کرد جلب توجه کرد. البته خدمت‌تان بگویم که حجاب این خانم مصری بسیار عالی و قابل قبول بود و این باعث شد که دوستان همراه بعد از جلسه سراغش بروند و از مسائل سیاسی مصر و اوضاع داخلی‌اش سوال کنند.

برنامه بعدی‌مان بازدید از انیستیتوی اسلامی هامبورگ بود. مرکزی که در رشته کارشناسی ارشد به مدیریت دکتر رضوی راد دانشجوی رشته اسلامی شناسی می‌گرفتند. البته به گفته خودشان گرفتن یکه مرکز آموزشی-تحصیلی که مدرک دولتی هم داشته باشد در آلمان کار بسیار سختی است و تقریبا غیر ممکن است  چرا که تحصیلات در آلمان کاملا آزاد و در یک سیکل و برنامه خاصی است. اما ایشان توانسته بودند به واسطه قرار دادن پرفسورهای سرشناس آلمانی در این رشته مجوز این انیستیو را اخذ کنند.

بازنشر از روات حدیث

[Top]

خدای دوست داشتنی

مردم هند مردمی بودند که ظاهرن خاک هند آن‌ها را مردمی با کرنش فراوان بار آورده. این کرنش در مقابل انسان را چه در نوع ادیانشان چه در تاریخ سیاسی‌شان می‌توان دید.

از همان هفتصد سالی که مسلمانان بر هند حاکم بودند تا آن زمان که انگیس‌ها خاک این کشور را به توبره کشیدند و تا کرنش صبح و شب‌شان در مقابل مجسمه‌های خداگونه‌شان.

امشب داشتم مناجاتی را می‌خوانم و در کل مناجات و دعا به این فکر می‌کردم که در کدامیک از ادیان خدای‌شان به این مهربانی است. یا اینکه کدام ادیان مناجات‌ها  و دعاهایی به مانند دعا‌هایی که ما در سنت خودمان داریم دارند. اصلا چطور با خدایشان حرف می‌زنند؟ ادبیات حرف زدنشان چطور است.

یکی از برنامه سفرمان به هند بازدید از معابد مختلف بود که در برخی از آن‌ها مراسم عبادی و دعا برگزار بود. عموما مراسم‌شان همراه با موسیقی و تک خوانی بود.عبادت هندو وقتی برخی از فرایض این دعا را می‌خواندم به خدای خودم  به دین خودم و به اعتقادات خودم  افتخار می‌کردم. خدای من برای من خدا نیست. او همانند یک دوستی است که هر وقت بخواهم و نیازش داشته باشم سراغش می‌روم و او صبورانه به حرف‌هایم گوش می‌دهد اما من بارها و بارها به این دوست بی محلی کرده‌ام خلف وعده کرد‌ه‌ام و … اما او هنوز هم دوست من است و هنوز هم به حرف‌هایم گوش می‌دهد.

“اَلحَمْدُ للهِ الَّذِی یُجِیبُنِی إذا دَعَوتُهُ وَ إنْ کُنْتَ بَطِیئاً حِینَ یَدعُونَی” .خدا را من حمد می‌کنم که وقتی او را می‌خواهم و می‌خوانم ، مرا اجابت می‌کند. گرچه هر وقت او مرا خواست، من با کُندی به طرف او حرکت می‌کنم و گاهی هم ممکن است این راه را طی نکنم.

اَلحَمدُ للهِ الَّذِی أسئَلُهُ فَیُعْطِیَنِی وَ إنْ کُنْتُ بَخِیلاً حِینَ یَسْتَقْرِضُنِی . خدای را حمد می‌کنم که هر چه از او خواستم به من می‌دهد و اگر خود خدا از من استقراض کند به عنوان قرض الحسنه من کُندی می‌کنم و بُخل می‌ورزم.

وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی تَحَبَّبَ إلَیَّ وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنّی . وَالحَمْدُ للهِ الَّذِی یَحْلُمُ عَنّی حَتّی کَأنّی لا ذَنْبَ لِی فَرَبِّی أحمَدُ شِیءٍ عِنْدِی وَ اَحَقُّ بِحَمْدِی . ستایش می‌کنم خدایی که مومنین را دوست دارد و به آن‌ها محبت می‌کند در حالی که هیچ نیازی به این محبت ندارد و ستایش می‌کنم خدایی که صبورانه  و با محبت با این بنده گناه‌کار برخورد می‌کند انگار که هیچ گناهی و هیچ خلف وعده‌ای و هیچ بی اهمیتی و هیچ چیز از این بنده گناه‌کار سر نزده است.پس این خدای من بهترین و سزوارترین چیز نزد من است و تنها کسی است که قابل ستایش است.

مرتبط

شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت الله جوادی آملی

شرح دعای ابوحمزه ثمالی توسط آیت الله طهرانی

دانلود دعای ابوحمزه ثمالی

متن و ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی

دانلود نسخه موبایلی ادعیه ماه مبارک رمضان

متن و ترجمه دعای ابوحمزه ثمالی

[Top]

جو زدگی از نوع حجاب زدگی

این روزها بساط سخن از حجاب و حجاب زدگی گرم است و هر کس از هر جا که نشسته اگر دستش به منابع اسلامی می‌رسد و چیزی سرش می‌شود نظریه اسلامی حجاب مطرح می‌کند و دیگران که دستشان و عقل‌شان از این منبع خالی است به نظریه پردازی اجتماعی می‌پردازد.

جای تعجب نیست که در میان نظریات و اندیشه‌های انسان‌های بزرگی که سالیان عمر خود را در اسلام و منابع اسلامی گذرانده‌اند طلاب و روحانیون تازه پایی یا حتی مذهبیونی که ادعای مذهبی بودن می‌کنند و برگردنشان وظیفه مذهبی بودن را احساس می‌کند نظریات چندان نا آشنا و غریبی در مورد حجاب و پوشش از منظر اسلام بیرون بیاید و نسبت به مساله حجاب و عفاف اسلامی رویگردان و به طور کل منکر این جریان شوند.

حجاب و پوشش مساله‌‌ای است که علاوه بر اینکه در نصوص قرآن و حدیث اسلامی وجود دارد و بر آن تاکید شده است در میان فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم نیز حضور داشته و دارد. حجاب مساله‌‌ای نیست که برای یافتن ضرورت یا عدم ضرورت آن فقط به نصوص تکیه کرد و از میان کتب آن را پیدا کرد. حجاب مساله هر روزه و هر لحظه و هر زمان مردم بوده و است. و مساله نیست که تنها مورد ابتلای این زمان ما باشد.

به طور مثال برای پی بردن به مساله حجاب باید زندگی و پوشش مسلمانان اولیه و علی الخصوص در زمان حکومت اسلامی و مخصوصا در ایران و بیشتر از همه، زمانی که امام رضا به خراسان آمد مورد بررسی قرار گیرد.

حجاب اسلامی، مساله حجاب

زندگی عالمان و متشرعان دینی می‌تواند زمینه بسیار مناسبی جهت تحقیق در ضرورت و عدم ضرورت این مساله باشد. ملاقات‌های امامان معصوم و سفر‌های آن‌ها به مناطق مختلف و نحوه برخورد آنان نیز در جای خود با اهمیت است.

از همه این‌ها گذشته با وجود مساله تاریخی به نام حجاب قائل شدن به عدم ضرورت آن با این پیشینه تاریخی که در هر دوره از تاریخ به وضوح می‌توان یافت بسیار مشکل است.

علاوه بر این‌ بررسی مساله حجاب و تاثیر آن بر اجتماع و مملکت اسلامی بسیار مهم به نظر می‌رسد. نظریه اسلامی که تاکید فراوانی بر مساله اجتماعی بودن دین و دین اجتماعی دارد و بسیاری از احکامش را بر اساس حکومت و اجتماع اسلامی تبیین کرده است اجتماع دینی را از نظر خود بسیار مهم نشان می‌دهد.

اسلام سلامت دین را در سلامت اجتماع می‌داند و بسیار تلاش می‌کند تا جامعه را سالم نگاه دارد و احکامی را نیز برای سالم نگاه ‌داشتن این اجتماع وضع کرده است و از آنجا که پوشش از ارکان مهمی از اجتماع است می‌تواند سهم بسزایی در سلامت این اجتماع از هر گونه سوئی داشته باشد.

بنابراین هر موضوع و مساله‌ای که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به سلامت جامعه برگردد از نظر عقلی و نقلی برای اسلام مهم خواهد بود و مساله پوشش مساله‌ای است که دائما در متن اجتماع وجود دارد و عدم توجه به آن می‌تواند تهدیدی برای مدینه فاضله‌‌ای که اسلام در نظر دارد باشد.

باز هم تاکید اسلام بر سر جامعه است و اصلا برایش مهم نیست که فردی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کند مسلمان باشد یا نباشد در هر صورت اگر در جامعه اسلامی که امکان اجرای حدود مهیا است غیر مسلمان نیز زندگی می‌کند موظف به اجرای این احکام در سطح جامعه است و اسلام برای این افراد نیز  در صورت تخلف مجازاتی جداگانه و منحصر به خودشان در نظر گرفته است.

در مساله پوشش و حجاب که یکی از مسائل اجتماع است چنین رفتار می‌شده،به این معنی که  مسلمان بودن در اجرای این قانون و حکم اسلامی اهمیتی نداشته بلکه در مملکت و جامعه مسلمین زندگی کردن ملاک این حکم بوده است.

ادامه خواهد داشت…

مطالعه بیشتر:

پوشش و فلسفه آن در قرآن کریم

حجاب و عفاف در قرآن کریم 

فلسفه و ارزش حجاب۱

فلسفه و ارزش حجاب ۲

سیری در آیات حجاب

حجاب

حجاب و امنیت اجتماعی

پوشش حق بشری و الهی

آثار و فواید حجاب

حجاب زیبا

سیری در آیات حجاب

[Top]