Tag: دین

شب آفتابی

کمی خسته تراز بقیه بودیم آخر از صبح تا آن ساعتی که حدود هشت بود تهران بودیم. صبح رفته بودیم موزه هنر‌های معاصر و بعد از ظهر هم مهمان کتیبه کورش بودیم.

تنه آدم‌ها به هم می خورد. براحتی نمی شد راه بریم. برخی از دوستان رفتند آش بگیرند. صف آش طولانی بود. ما رفتیم وضو گرفتیم تا نماز بخوانیم. ظاهرا همه کمی زود آمده بودند. قرار بود نمایش ساعت هشت و نیم شروع شود ولی وقتی به آنجا رسیدیم گفتند یک ربع به ده.

حدود یک کیلومتری شاید هم بیشتر از آنجایی که بودیم و نماز خواندیم تا محل نمایش فاصله بود. باید پیاده می‌رفتیم بین کوه‌ها، نمایش از نوع کوهی‌اش بود. لوکیشن و صحنه‌اش در کوه بود.

وقتی به محل ورودی رسیدیدم انبوهی از جمعیت را منتظر دیدیم. هنوز درب‌های ورودی به سمت محل نمایش باز نشده بود گفتند یک ربع به ده باز می‌شود حدود ۲۰۰ متری آدم جلوی ما منتظر و به صف بودند تا درب‌ها باز شود.

وقتی به محل نمایش رسیدم تقریبا پر شده بود. حدود ۱۵۰۰ نفری داخل نشسته بودند. ما هر طور شد خودمان را به زور جا دادیم. تازه ما تقریبا اولین‌های جمعیت حساب می‌شدیم. به همت مجری محترم که یکی‌دوباری ما را با بردن نام صاحب الامر بلند کرد فکر کنم حدود ۲۵۰۰ نفری را در سالن ۱۵۰۰ نفری جای داد.

به هر صورت با اینکه شاید نیمی از جمعیت بیرون محل نمایش بودند و نتوانستند وارد شوند نمایش شروع شد. چه جذاب و زیبا

قرار نیست از نمایش شب آفتای برای‌تان بگویم فقط همین را بگویم این نمایش ارزشش را داشت که آدم دو ساعت روی دو زانو بنشیند یا دو کیلومتر در زمین خاکی با آن خستگی پیاده روی کند.

در برخی از صحنه‌ها که نمایشی از صحرای کربلا یا جریان به آتش کشیده شدن درب خانه حضرت زهرا بود صدای گریه‌های بلند بلند مردم به راحتی شنیده می‌شد. همه گریه می‌کردند.

نور پردازی، صدا گذاری ، موسیقی و خلاصه خیلی چیزها عالی بود. شب بسیار پر خاطره و لذت بخشی شد برایمان.

اطلاعات بیشتر در مورد این نمایش را از اینجا دنبال کنید.





عکاس این عکس‌ها دوست عزیزم  حسن الماسی است و بقیه‌ آن‌ها را می‌توانید در اینجا ببینید

سازمان بین‌الملل اسلحه‌ای برای پایمالی حقوق بشر

شاید کسی فکر نمی‌کرد  انسان به مرحله یا درجه‌ای از اخلاق و انسانیت برسد که به حقوق حیوانات احترام بگذارد و هزاران ان جی او، سازمان و موسسه برای این کار تاسیس کند. اما در این زمان این یک واقعیت است واقعیتی در زیر هزاران تفکر پوچ و خیالی نژاد پرستی گم شده است.

اشتباه نکنید نفس این کار ناپسند نیست، اما این‌ها همان کسانی هستند که برای انسان‌ها به اندازه حیوانات احترام و ارزش قائل نیستند این‌ها همان‌هایی هستند اگرچه از حیوان بی شعور حمایت می‌کنند اما فکر و ذهن‌شان در گرو ایدولوژی وقیح و نکبت‌بار نژاد پرستی است.

انسان‌هایی که امروزه اسیر رسانه‌ها هستند و مدام خزعبلات آن‌ها در زندگی‌شان غوطه‌ور است. انسان‌هایی حقیقت‌ها را از پشت صفحه‌های مربع یا مستطیل شکلی می‌بینند که حتی بازتابی از حقیت هم نیست.

حقیقت این است که در سال‌های ۱۹۹۶ و ۱۹۹۷ فاجعه‌ای در شرق اروپا روبروی چشمان سربازان سازمان ملل رخ می‌دهد که روی هر چه یهود کشی است را سفید کرده است. انسان‌هایی که به حرف  و گفته نیروی‌های حافظ صلح سازمان ملل اعتماد کرده و تمام اسلحه‌ها خود را تحویل داده بودند و در مقابل منتظر حمایت سازمان ملل از آن‌ها بودند.کشتار مسلمانان بوسنی اما اتفاقی که در منطقه امن سازمان ملل می‌افتد چیز عجیبی نیست. این همان معامله انسان‌های به اصطلاح متمدن غربی است که در صلح و دوستی وارد می‌شوند و در نهایت سرت را می‌برند و می‌گذارند جلوی خانواده‌ات.

صرب‌ها به منطقه امن وارد می‌شوند و از نیروی‌های سازمان ملل می‌خواهند به مسلمانان بگویند که سلاح‌های خود را تحویل بدهند و ان‌ها هم این‌کار را می‌کنند اما قبل از آن اتفاقی افتاده بود و آن هم این بود که ۱۵ نفر از نیرو‌های هلندی اسیر صرب‌ها بودند و هلندی‌های حافظ صلح معامله‌ای خوبی با صرب‌ها کردند. آن‌ها اجازه دادند که صرب‌ها هشت هزار مسلمان را بکشند تا بتوانند ۱۵ نفر اسیر خود را آزاد کنند.

این تنها یک قسمت از جنایاتی است که صرب‌ها در حق مسلمانان انجام داده اند اگر قرار باشد تمام جنایات صرب‌ها بیان شود جایی برای چیزی به نام حقوق بشر، یا همان سازمان بین‌الملل نمی‌ماند و اگر قرار باشد این چنین سازمان‌هایی که ساخته خود قدرت‌های بزرگ و ناقض حقوق بشر است مورد تایید باشد که دیگر این‌ها ناقص حقوق بشر یا قدرت‌های بزرگ جهان نخواهند بود.

هنوز چاه‌هایی که در آن زنان مسلمانان زنده زنده دفن شدند وجود دارد و فقط یک نمونه از آن را می‌تواند از زبان  خانم «حازیرا کاتوویچ بیدیک»  شنید او یکی از قربانیانی  است که به طور معجزه آسایی بعد از حدود ۸۰ روز زندگی در چاهی که حدود ۸۰۰ زن، دختر و بچه مسلمان مرده بودند جان سالم به در می‌برد.

تجاوز‌های سیستماتیک به زنان مسلمان که تعداد آن بعد از بررسی‌های انجام شده به حدود ۲۰ هزار می‌رسد را می‌تواند از دیگر جنایات آنان بیان کرد.

البته این جنایات در حالی رخ می‌دهد که اروپاییان و مخصوصا آمریکا جلسات متعددی درباره صلح و حل این مساله گرفتند که پای ثابت همه این جلسات سازمان امنیت و سازمان ملل بود. ولی آنچیزی که از میان تمام این جلسات بیرون آمد چیزی به غیر از این جنایات در حق مسلمانانی که در کل ۶ ساله جنگ در قحطی به سر می‌بردند نبود.

اگر قرار باشد بگوییم صرب‌ها خودشان و بدون حمایت دولت‌های بزرگ و خونخوار مدعی صلح و حقوق بشر این جنایات را انجام داده‌اند حرفی بسیار سطحی و غیر قابل قبول است. کشتن این همه انسان  احتیاج به حمایت قدرت‌های بزرگ دارد و این حمایت‌ها را در نوع سلاح‌های استفاده شده در این جنگ توسط صرب‌ها می‌توان ثابت کرد.

علاوه بر‌ آن روابط خوب و مثبت صرب‌ها با آمریکا در آن روی سکه جلب توجه می‌کند و این در حالی است که آمریکا مخالف سر سخت تبدیل شدن یوگسلاوی که تحت سیطره و حکومت صرب‌ها قرار داشت به سه کشور بود.

کشته شدن هشت هزار مسلمان  که حدود شش هزار نفر آنان را از گور‌های دسته جمعی در آورده‌اند آن هم در قرن روشنگری، در پیش چشمان نیروی‌های به اصطلاح صلح کاری بسیار فجیع تر از هولوکاست موهومی است که از حلقوم کثیف صهیونیست‌ها بیرون می‌آید. کاری را که هیتلر انجام داد هیتلری که ادعایی از حقوق بشر نداشت، هیلتری که در مقابل سازمان‌های صلح بین المللی قرار نداشت در مقابل این جنایات چیزی حساب نمی‌شود.

اما آن چه در میان رسانه‌ها در این مورد وجود دارد چیزی به جز سکوت سرد و معنا دار غرب در این مساله نیست. چرا که تبیین این مساله چیزی به جز رسوا کردن آن ها ندارد. و در مقابل ما انسان‌هایی هستم که اسیر رسانه‌ها هستیم چیزی از جنایات صرب‌ها نمی‌دانیم و شاید حتی به گوش‌مان هم نخورده است.

برای  مطالعه بیشتر

مروری بر تاریخ مسلمانان در یوگسلاوی و جنگ در بوسنی و هرزگوین

بازخوانی قتل عام “سربرنیتسا” کشتار ۸۰۰۰ نفر به جرم مسلمان بودن

نخست وزیر انگلیس اعتراف کرد قتل عام مسلمانان درسربرنیتسا جنایت و باعث شرمساری اروپا است

کشتار ٨٠٠٠ نفر به جرم مسلمان بودن

۱۵ سال از کشتار مسلمانان بوسنیایی در سربرنیتسا می‌گذرد

شاید عکس‌ها بهتر از هر چیزی گویای این جنایت باشند

[Top]

جو زدگی از نوع حجاب زدگی

این روزها بساط سخن از حجاب و حجاب زدگی گرم است و هر کس از هر جا که نشسته اگر دستش به منابع اسلامی می‌رسد و چیزی سرش می‌شود نظریه اسلامی حجاب مطرح می‌کند و دیگران که دستشان و عقل‌شان از این منبع خالی است به نظریه پردازی اجتماعی می‌پردازد.

جای تعجب نیست که در میان نظریات و اندیشه‌های انسان‌های بزرگی که سالیان عمر خود را در اسلام و منابع اسلامی گذرانده‌اند طلاب و روحانیون تازه پایی یا حتی مذهبیونی که ادعای مذهبی بودن می‌کنند و برگردنشان وظیفه مذهبی بودن را احساس می‌کند نظریات چندان نا آشنا و غریبی در مورد حجاب و پوشش از منظر اسلام بیرون بیاید و نسبت به مساله حجاب و عفاف اسلامی رویگردان و به طور کل منکر این جریان شوند.

حجاب و پوشش مساله‌‌ای است که علاوه بر اینکه در نصوص قرآن و حدیث اسلامی وجود دارد و بر آن تاکید شده است در میان فرهنگ و زندگی اجتماعی مردم نیز حضور داشته و دارد. حجاب مساله‌‌ای نیست که برای یافتن ضرورت یا عدم ضرورت آن فقط به نصوص تکیه کرد و از میان کتب آن را پیدا کرد. حجاب مساله هر روزه و هر لحظه و هر زمان مردم بوده و است. و مساله نیست که تنها مورد ابتلای این زمان ما باشد.

به طور مثال برای پی بردن به مساله حجاب باید زندگی و پوشش مسلمانان اولیه و علی الخصوص در زمان حکومت اسلامی و مخصوصا در ایران و بیشتر از همه، زمانی که امام رضا به خراسان آمد مورد بررسی قرار گیرد.

حجاب اسلامی، مساله حجاب

زندگی عالمان و متشرعان دینی می‌تواند زمینه بسیار مناسبی جهت تحقیق در ضرورت و عدم ضرورت این مساله باشد. ملاقات‌های امامان معصوم و سفر‌های آن‌ها به مناطق مختلف و نحوه برخورد آنان نیز در جای خود با اهمیت است.

از همه این‌ها گذشته با وجود مساله تاریخی به نام حجاب قائل شدن به عدم ضرورت آن با این پیشینه تاریخی که در هر دوره از تاریخ به وضوح می‌توان یافت بسیار مشکل است.

علاوه بر این‌ بررسی مساله حجاب و تاثیر آن بر اجتماع و مملکت اسلامی بسیار مهم به نظر می‌رسد. نظریه اسلامی که تاکید فراوانی بر مساله اجتماعی بودن دین و دین اجتماعی دارد و بسیاری از احکامش را بر اساس حکومت و اجتماع اسلامی تبیین کرده است اجتماع دینی را از نظر خود بسیار مهم نشان می‌دهد.

اسلام سلامت دین را در سلامت اجتماع می‌داند و بسیار تلاش می‌کند تا جامعه را سالم نگاه دارد و احکامی را نیز برای سالم نگاه ‌داشتن این اجتماع وضع کرده است و از آنجا که پوشش از ارکان مهمی از اجتماع است می‌تواند سهم بسزایی در سلامت این اجتماع از هر گونه سوئی داشته باشد.

بنابراین هر موضوع و مساله‌ای که به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به سلامت جامعه برگردد از نظر عقلی و نقلی برای اسلام مهم خواهد بود و مساله پوشش مساله‌ای است که دائما در متن اجتماع وجود دارد و عدم توجه به آن می‌تواند تهدیدی برای مدینه فاضله‌‌ای که اسلام در نظر دارد باشد.

باز هم تاکید اسلام بر سر جامعه است و اصلا برایش مهم نیست که فردی که در جامعه اسلامی زندگی می‌کند مسلمان باشد یا نباشد در هر صورت اگر در جامعه اسلامی که امکان اجرای حدود مهیا است غیر مسلمان نیز زندگی می‌کند موظف به اجرای این احکام در سطح جامعه است و اسلام برای این افراد نیز  در صورت تخلف مجازاتی جداگانه و منحصر به خودشان در نظر گرفته است.

در مساله پوشش و حجاب که یکی از مسائل اجتماع است چنین رفتار می‌شده،به این معنی که  مسلمان بودن در اجرای این قانون و حکم اسلامی اهمیتی نداشته بلکه در مملکت و جامعه مسلمین زندگی کردن ملاک این حکم بوده است.

ادامه خواهد داشت…

مطالعه بیشتر:

پوشش و فلسفه آن در قرآن کریم

حجاب و عفاف در قرآن کریم 

فلسفه و ارزش حجاب۱

فلسفه و ارزش حجاب ۲

سیری در آیات حجاب

حجاب

حجاب و امنیت اجتماعی

پوشش حق بشری و الهی

آثار و فواید حجاب

حجاب زیبا

سیری در آیات حجاب

[Top]

اندیشه‌های ناب

جای هیچ شک و تردیدی نیست که مردی بزرگی مانند امام خمینی جهانی فکر می‌کرد بسیار بزرگ از آن خیلی‌ها آن را بتوانند تحمل کنند یا قبول کنند. این را به راحتی از سخنان ایشان می‌توان فهمید از مقابله ایشان با قدرت‌های جهانی چون آمریکا و انگلیس از شعاری که از همان اول‌ها داده بودند که اسرائیل یک غده سرطانی است و باید از بین برود.

امام مردمی بود از دل مردم بیرون آمده بود سخت ترین و مهم ترین تفکراتش را که دیگران با هزارحرف گزاف و نارسا به خورد مردم می‌دادند با بیانی ساده و شیوا به مردم می‌گفتم او صحبت از فلسفه سیاسی اسلام می‌کرد و همه مردم می‌فهمیدند به جز آن‌ها که به صلاحشان نبود. او صحبت از ولایت فقیه می‌کرد همه مردم می فهمیدند آن‌قدر ساده وشیوا اندیشه‌های فلسفی خود را برای مردم بیان می‌کرد که کمتر کسی بود که این اندیشه‌های بزرگ با زبانی ساده را نتواند هضم کند و نفهمد.

ما نسل سومی‌ها نسل سوخته از سخنان امام بودیم، نسلی بودیم که سخنان و صحبت‌های امام را از ما دریغ کردند نخواستند که جهانی فکر کنیم نخواستند که مانند امام فکر کنیم و افکار خود را بر اساس اندیشه جهانی امام خمینی بسازیم از ما همه چیز را محروم کردند و معلوم نبود که اگر این اتفاقات نمی‌افتاد تا به کی می‌خواستند ما را از اینگونه بلند فکر کردن محروم کند.

یک عده در این مملکت بودند که از همان اول فهمیدند که جهانی فکر کردن امام با تفکراتشان سازگار نیست با برنامه‌هایی که برای این مملکت دارند سازگار نیست این امام است که با بیان اندیشه‌هایش تمام رشته‌هاشان را پنبه می‌کند. آن‌ها می دانستند که با تفکر امام در این مملکت جایی نخواهند داشت آن‌ها می‌دانستند که مملکتی که اندیشه‌های بلندی همانند اندیشه‌های امام در آن جا باشد جایی برای تفکرات استثمار طلبانه‌شان نیست .

اندیشه ولایت فقیه یکی از برترین اندیشه سیاسی امام بود که توانست به بهترین نحو میان دین و سیاست ارتباط معقولانه‌ای برقرار کند، این تفکر سیاسی ولایت فقیه تفکری است که از دل یک مرد زنده دل در پارادایم و زمانی که همه چیز بر مبنای نهلیسم و هیچ  انگاری دگماتیستی به سر می‌برد بیرون آمد.

شاید اگر فیلسوفانی مانند آگوستین یا آکویناس قدیس که بزرگترین فلاسفه قرون وسطی بودند می‌توانستند در آرمان شهر یا اتوپیای خوی چنین سیستم حکومتی را طرح می‌کردند کار کلیسا به جایی مانند نهضت اصلاح دینی نمی‌رسید.

ادغام دموکراسی و دین اندیشه‌ای بود که بسیاری از فیلسوفان و متکلمان دینی به دنبال آن بودند و هستند و هنوز هم عظمت این اندیشه و تفکرامام را در نیافته‌اند. این اندیشه اندیشه‌ای خواهد بود که سالیان دراز مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.

امام خمینی برای تبیین این اندیشه زحمات فراوانی کشید و درمقابل آدم‌های کوته فکر و تنگ نظری که بر خلاف اندیشه صریح اسلام که عدم جدایی دین از سیاست است عمل می‌کردند ایستاد. برخی آدم‌ها که فکر می‌کردند حکومت اسلامی فقط برای معصوم است و کسی به غیر از معصوم قادر نیست که حکومت اسلامی تشکیل دهد و …

امام خمینی آمد و به همه جهانیان ثابت کرد، که مبارزه با استعمار می‌شود مبارزه با امپریالیسم امکان دارد، آزادی امکان دارد، شکستن تسلط و سیطره غرب ممکن است، حکومت دینی به بهترین وجه می‌تواند جای حکومت‌هایی مانند سکولار و لیبرال را بگیرد.

برای مطالعه بیشتر

گذری بر اندیشه‌های امام خمینی

کتاب شناسی اندیشه امام خمینی در باب حکومت اسلامی

ثبات و تحول در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)

ماخذشناسی سیره فلسفی امام خمینی

امام خمینی قدس سره: امام خمینی و احیای اندیشه تاریخی ولایت فقیه

×××× این مطلب را در تاریخ ۱۱ خرداد نوشته بودم اما امکان انتشارش به دلایلی نبود.

[Top]

فاطمه اسطوره نیست

باورکنید فاطمه  «سلام الله علیها» اسطوره نیست که قرار باشد آن را بر بالای تاقچه خانه‌مان یا بالای تاقچه ذهن‌مان قرار دهیم.  فاطمه زهرا انسانی بود وارسته که با تمام وجود خدایش را، پیامبرش را و امامش را دوست داشت او مادر چهار فرزند بود که دو تایشان امام بودند.

آیا این‌ها و این زندگی زمینی و در میان مردم بودن کافی نیست برای انسان بودن او آیا این‌ها کافی نیست که ما با فاطمه مانند اسطوره ‌ها رفتار نکنیم. آیا این‌ها کافی نیست که فاطمه را متعلق به داستان‌ها و تخیل‌ها ندانیم.

تا زمانی که فرق اسطور و معصومین را ندانیم و نفهمیم نمی‌توانیم ادعا کنیم که معصومین برای ما چیزی به جز اسطوره نیستند و متاسفانه برخی روحانیون و کارشناسان دینی توجهی به این مساله ندارند و با بیان برخی روایت‌های تخیلی و ساختگی از تاریخ و حتی تفسیر‌هایی که بیشتر به تفسیر به رای شبیه است در مورد شخصیت حضرت فاطمه  و معصو مین  به شکل گیری یک اسطوره به جای یک فاطمه بسیار کمک می‌کند.

اسطوره داستانی است در چارچوب میتولوژی یعنی نظام و مجموعه متجانسی از داستانهای قدیمی موروثی که زمانی به دیده گروهی ازمردم حقیقی بوده ، داستانهای که بر اساس مقاصد و اعمال موجودات فراطبیعی ، توضیح می‌داند که چرا اینگونه است که  هست؟ و چرا امور آنگونه که عمل می کنند، رخ میدهند؟

اسطوره به حادثه خیالی اطلاق میشود که گزارشگر کارهای برجسته و فوق طبیعی اشخاص ، حیوانات و اشیاییست که در آن نقش ایفامی‌کنند و یا به عبارت دیگراسطوره عبارت از مجموعه مظاهر زنده گی احساسها، پیوند ها و روابط انسانی درحد اعلای کمال است.

همانطور که دیدید اسطوره اساس و قوامش تخیل است فرا طبیعی است، فرا انسانی است، فرا تاریخی است غیر زمینی است. درست است که فاطمه ما، فاطمه‌ی زهرای و معصومین محبوب همه شیعیان آسمانی‌ هستند و از آن زمین نیستند اما باید توجه داشت که آن‌ها انسان بودند نباید بیان ما و فکر ما آنگونه باشد که به بهانه زمینی نبودن‌شان « که به خاطر حب و عشق خدا بوده است » آن‌ها را موجودات انسانی ندانیم و روایات ما از آن‌ها بیشتر از اینکه جنبه انسانی داشته باشد جنبه فرا طبیعی داشته باشد.

نمی‌گویم باید هر روایتی را در چارچوب عقل تجربی مدرن قرار داد که لازمه‌اش حذف بسیاری از موارد باشد اما می‌گویم ما هیچ نیازی به مواردی غیرطبیعی و فرا طبیعی برای باز شناخت این معصومین  نداریم. رفتار و کرداشان آنقدر روشن و انسانی است آنقدر نشانه بزرگورای و بزرگ‌منیشی‌شان هست که احتیاجی به بیان داستان‌های فرا طبیعی از ایشان نیست و نخواهد بود.

باید بدانیم که مهمترین معیار معصوم بودن و مقدس بودنشان رفتار و کردانشان است نه داستان‌هایی که بر مبنای فراطبیعی بیان می شود که البته هیچ دلیلی ندارد و نداریم و من هم نمی‌خواهم بگویم این‌ها خیالی است تخیلی است حقیقت ندارد و از این حرف‌ها .

مساله اینجاست به جای اینکه رفتار و کردار این بزگواران معیار گردد وسرلوحه و سرمشق رفتاری ما قرار گیرد مسائلی فراطبیعی بیشترین اهمیت و ارزش را پیدا کرده است.

مگر بخشیدن افطاری و سحری در سه شبانه روز توسط حضرت زهرا برای شناختن و شناساندن ایشان کم است مگر بخشش لباس عروسی در شب عروسی ارزش کمی دارد مگر دفاع جانانه از ولایت بی ارزش است مگر عبادت شبانه روزی حضرت زهرا نشان‌گر شخصیت والای ایشان نیست.

مگر اینکه پیامبر بارها و بارها به ایشان فرموده است «فدا‌ها ابوها » پدرت فدایت شود بی ارزش است. و هزاران روایات مستند تاریخی که تک تک آن‌ها به مقام ارزشمند و والای ایشان اشاره دارد و نقطه مشترک آن‌ها هم این است که همه این روایات ارزشمند تاریخی بر انسانی بودن این بزرگوار اشاره دارد واز کار و فعل ایشان به عنوان یک انسان گزارش می‌دهند نه موجودی فرای انسان و جدای از انسان.

همه ما باید بدانیم که فاطمه انسان بوده است و زندگی انسانی مانند ما داشته است و انچه او را فاطمه کرده است چیزی نبوده جز رفتار‌های ارزشمند او، سخاوت او، عبادت او، محبت او وخلاصه همه چیز‌های که وجودشان خود اشاره به انسانی بودن ایشان دارد.

فاطمه اسطوره نیست فاطمه برای روزهای خاص نیست، فاطمه برای تاقچه بلند بالای ذهن ما نیست،‌ فاطمه بشری است که به ما نشان داد هر بشری می‌تواند زهرا، طبیه، مرضیه، راضیه و … باشد.

[Top]

شیعه، سنی و توهم دشمنی

مدتی است به برکت ماه رمضان و سفره افطارِ روبروی تلوزیون از صحبت‌های آقای مکارم استفاده می‏کنم.گرچه شاید برخی از صحبت‌های ایشان برایم قانع کننده نباشد ولی می‌شود با طرض تفکر یک مرجع‌ آشنا شد.
چند شب پیش در مورد اتحاد و ادیان الهی صحبت می‌کردند خیلی برایم جالب بود.
واقعا در این‏که همه ادیان به یک رسالت و آن پرستش خدای یگانه دعوت می‌کنند شکی نیست همه خدا را به عنوان خدا بودند می‌شناسند و پرستش می‌کنند و در کلیات همه یکی هستند و تفاوت فقط در جزئیات است که البته این جزئیات است که این همه دشمنی را بوجود می‌آورد.

البته این جزئیات و تفسیر یک سری از متعصبین آن ادیان هستند که این دشمنی‌ها و حرف‌های گزاف را پیش می‌آورند.
همه ادیان اشاره به خداوند دارند و همه آنها پیامبری از طرف خداوند دارند البته این بیشتر در ایران است که نمی‏توان چند دین را کنار هم جمع کرد و این نیست مگر برداشت‌های غلط تربیتی از اسلام که یک مشت آدم متعصب از زبان اسلام بیان می‌کنند.

کاش می‌شد همه مراجع می‌آمدند در تلوزیون و رسما حرف‌های آقای مکارم را تایید می‌کردند ایشان که از وحدت ادیان و کنار هم زندگی کردن ادیان به خوبی و خوشی حرف می‌زدند.

حال این وحدت ادیان جای خود، چراغی که به خانه رواست به مسجد روا نیست. هنوز خون‌های انسان‌های بیگناه سر مسادل کوچکی میان مسلمانان جاری است بیایید اول از هدر رفتن این خون‌ها جلو گیری کنیم بعد به وحدت ادیان بپردازیم.
البته اقای مکارم خیلی واضح و روشن بیان کردند که نباید به اختلافات کوچک شیعه و سنی دامن زد مهم این است که ما دینمان و خدایمان و پیامبران یکی است و این خودش می‌تواند کمال وحدت را برای ما برساند.
کاش همه متعصبین روبری تلوزیون می‌نشستند و این حرف‌ها را می شنیدند البته فکر کنم آن‌ها اصلا تلوزیون ندارند حتی تلوزیون را هم د رخانه تحریم کردند و به همان چهار ورق کاغذ بسنده کرده‌اند.

کاش می‌شد مراجعی مثل آقای وحید و دیگر مراجع هم می‌آمدند و می گفتند که آقا بس کنید این مسلمانان کشی نه اصلا این آدم کشی به خاطر اختلافات ریز و کوچک.
آخر بد بختی این است که بزرگان سر این مسائل هم وحدت ندارند متاسفانه آنقدر احادیث جور واجور ومختلف در اسناد و کتب شیعه است و هر کسی با یک ذوق و قریحه‌ای آن را تفسیر می‌کند و این امر باعث شده که کمتر سر این چنین مسائلی نظر آن‌ها یکی باشد.
یادم می‌آید به خاطر اینکه یکی از بزرگان گفته بود این که بگوییم هزارو اندی سال پیش امام علی خلیفه بوده یا کس دیگر چه فرقی می‌کند. آیا ارزش این را دارد که ما بخواهیم به خاطر این مسائل هزار و سیصد سال بعد آدم کشی یا مسلمان کشی راه بیندازیم.

واقعا این سوال است چه مشکلی از مشکلات ما مسلمانان حل می‌شود اگر بگویم امام علی خلیفه بود یا عمر چه مشکلی از ما حل می‌کند ایا باعث اتحاد می‌شود آیا از اجر و قرب امام علی کم می‌شود اگر خلیفه نباشد درست است گر الان آن زمان بود به طور قطع فرق می‌کرد خلافت این دو نفر درست اکه ما می‌گوییم عمر ضرباتی به اسلام زد و هزار چیز دیگر اما اینها گذشته و تمام شده است و در گوشه تاریخ مانده مهم حرف ها و سخنان امامان ماست که سرلوحه‌ای زیبا و راه گشا برای ماست آن هم نه هر حرف و سخنی آن حرف و سخنی که از آدمی مورد اطمینان نقل شده باشد شیعه دوازده امامی عادل.
امامت از خلافت جداست ما یقین داریم و اطمینان داریم که امامان ما امام و معصوم بودند و بدون شک الفاظ و کلمات ایشان برای ما حجت است اما چه فرقی دارد که این بزرگان ما خلیفه باشند یا نباشند.
این تخمه کینه و عداوت را از همان بچه‌گی فقط با احساس در دل شیعیان و سنیان می‌کارند بدون هیچ منطق خاصی که هر وقت یک سنی مذهب را می‌بینیم یا برعکس آن‌ها یک شیعی مذهب را می‌بینند که دارد نماز می‌خواند یا وضو می‌گیرد انگار یک انسان عجیب را دیده‌ایم انگار یک کسی را دیده ایم که سراسر وجودمان را پر از نفرت می‌کند اخم می‌کنیم تَخم می‌کنیم ابرو کج می‌کنیم و هزار ادا و اصول دیگر در می‌آوریم.
اقا به خدا او هم انسان است مگر شما به رفتار پیامبر نگاه نمی‌کنید که چگونه با کافران رفتار می‌کرد با آن‌هایی که آن همه بلا سرش آوردند پس این رفتار زشت و زننده برای چیست چگونه به خودتان اجاز می‌دهید اینگونه رفتار کنید‌ آن هم با یک مسلمان.
این‌ها همه‌اش یک سری تعصبات بی‌جاست که در هیچ جای اسلام جا ندارد چه برای شیعیان چه برای سنی مذهبان.
نه اینکه ما بخواهیم از حقوق خود و امامان کنار بکشیم و مقام و منزلت ایشان را انکار کنیم اما باور کنید می‌شود کنار کسی زندگی کرد که آنان را محترم می‌داند ولی امام خود نمی‌داند.
××× خواستم برای این پست چندتایی عکس بگذارم اما وقتی کشتار شیعه و سنی را سرچ کردم عکس‌هایی آمد که خودم نتوانستم آن‌ها را ببینم

[Top]